سخنان شهیدنورانی درباره شهیدعلیرضا ناهیدی.mp3
زمان:
حجم:
5.7M
📢 صوت| سخنان شهید #محسن_نورانی درباره شهید #علیرضا_ناهیدی ، فرمانده تیپ ذوالفقار از لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص)
@Defa_Moqaddas
🌷٢١ مرداد ١٣٦٢ - شهادت #محسن_نورانی فرمانده تیپ ذوالفقار لشکر ۲۷ محند رسول الله (ص)
🔹متولدتهران(۱۳۴۲)- 15ساله بود که انقلاب به پیروزی رسید و از آن زمان تا زمان شهادتش دست از جهاد و مبارزه نکشید. اوقات کمی پیش آمد که مجالی برای استراحت بیابد. با شروع تحرکات تجزیه طلبانِ ضد انقلاب در مناطق کردنشین، «محسن» درس و تحصیل را رها کرده و پس از گذرانیدن آموزش نظامی در «پادگان امام حسین(ع) به«مریوان» اعزام شد. او که برگِ ماموریتی سه ماهه در دست داشت، در #مریوان به جمع هم رزمانِ #حاج_احمد_متوسلیان پیوست و پس از مدتی به عضویت رسمی «سپاه پاسداران» درآمد و در رکابِ آن سردارِ خیبرشکن، ماندگار شد. مدتی بعد #حاج_احمد، چند قبضه خمپاره اندازِ «سپاهِ مریوان» را به #یوسف_کابلی، #علیرضا_ناهیدی و «محسن نورانی» سپرد و این گونه بود که هسته نخستینِ «واحد توپ خانه و ادوات» در نیروهای تحت امرِ #حاج_احمد_متوسلیان» ایجاد شد. هنگامی که «تیپ ۲۷ محمد رسول الله(ص)» پا گرفت، این واحد، به یگانِ توپ خانه ی تیپِ مذکور ارتقاء یافت و پس از آن که به «لشکر۲۷ محمد رسول الله(ص) » تبدیل و فرماندهی اش به #حاج_همت، واگذار شد، «علی رضا ناهیدی» ماموریت یافت که یک تیپِ توپ خانه و ادوات، با نام #ذوالفقار را تاسیس کند. ماموریت انجام و «محسن نورانی» هم جانشین فرماندهی «تیپ ذوالفقار» شد.
🔸پس از شهادت «علی رضا ناهیدی» در اسفند ۱۳۶۱ شمسی، «حاج همت»، فرماندهی «تیپ ذوالفقار» را به «محسن نورانی» سپرد. کم تر از شش ماه بعد، «محسن نورانی» در منطقه ی «اسلام آباد غرب» در کمین تروریست های ضدانقلاب افتاد و بال در بال ملائک گشود.
@Defa_Moqaddas
❂○° خواب حاج همت برای محسن °○❂
💠 #حاج_همت محسن را خواست و به او گفت :
🔸محسن ، تو به شهادت می رسی .
محسن کمی جا خورده بود ، گفت :
چطور مگه حاجی؟
حاج همت گفت : من خواب دیدم که تو به شهادت میرسی ، شهادتت هم طوری است که اول اسیرت می کنن و بعد از اینکه آزار و شکنجه ات دادن و تو خواسته های اونها رو برآورده نکردی ، تو رو تیر باران می کنن و به شهادت میرسی .
🔹سه روز بعد خواب حاج همت تعبیر شد. غروب روز ٢١ مرداد ١٣٦٢ چند روز پیش از شروع عملیات #والفجر۴ ، محسن به همراه دو تن از همرزمانش از اسلام آباد غرب می آمدند که در بین راه کمین خورده و محاصره شدند .
🔺دشمن ابتدا به ماشین تیراندازی کرد و تمام سرنشینان ماشین بر اثر تیراندازی زخمی شدند. سپس بالای سر محسن که نیمه جان بود میروند و از او میخواهند که اطلاعات به آنها بدهد. اما محسن طفره رفته بود .ازش میخواهند که به امام توهین کند اما محسن به امام درود میفرستد. #کومله با مشاهده این صحنه تیری به پیشانی محسن زده و بدنش را تیرباران کرده بودند .
🌷 شهید #محسن_نورانی فرمانده تیپ ذوالفقار لشکر ۲۷ محند رسول الله (ص)
@Defa_Moqaddas
🗓امروز ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ [ ۱ ذیالحجه ۱۴۳۹ ] مصادف است با:
💢 ۴۰۴۸۵۶ اُمین روز غیبت امام عصر (عج)
🔴 ۱۳۱۷۸ اُمین روز اسارت #حاج_احمد_متوسلیان بدست رژیم صهیونیستی..
❌ ۸۰۶۶🔻روز تا نابودی کامل #اسرائیل ✡
💠 و همچنین مصادف است با :
🔹انفجار بمب در رستوران خوانسالار، محل خوشگذرانی نظامیان آمریکایی در تهران توسط گروه توحیدی صف به رهبری شهید #محمد_بروجردی (۱۳۵۷ ه.ش)
🔸شهادت محمدحسن احمدی (۱۳۶۰ ه.ش)
🔹شهادت احمد نظیف (۱۳۶۲ ه.ش)
🔸شهادت محمدنقی شهابی، ایرج تاش موسی (۱۳۶۴ ه.ش)
🔹بمباران مرکز ذخیرهسازی نفتی کرکوک توسط ایران (۱۳۶۵ ه.ش)
🔸پایان عملیات نصر ۷ (۱۳۶۶ ه.ش)
🔹حمله پیشمرگان مبارز کرد عراق به پایگاههای دشمن در محور شقلاوه در روستای مرگسور و خیروزک (۱۳۶۶ ه.ش)
🔸بمباران چند روستای سردشت در حمله هواپیماهای دشمن و سقوط یک فروند از این هواپیماها (۱۳۶۶ ه.ش)
🔹شهادت مهران شکاریان جانشین فرمانده گردان عاشورای لشکر ۲۵ کربلا، پرویز ابوطالبی، عباسعلی مهربانی (۱۳۶۶ ه.ش)
🔸شهادت رضا سروری نوشآبادی (۱۳۶۷ ه.ش)
🔹شهادت علی رضائی (۱۳۶۸ ه.ش)
🆔 @Defa_Moqaddas
دفاع مقدس
📸 شهیدان🌷🌷🌷 محمدتقی پکوک محسن نورانی حاج همت @Defa_Moqaddas
🌷شهید محمدتقی پکوک، مسئول واحد مینی کاتیوشای تیپ ذولفقار از لشکر27 محمدرسول الله(ص)
🌴در کنار شهید صیاد شیرازی، فرمانده نیروی زمینی ارتش در دوران #دفاع_مقدس
🆔 @Defa_Moqaddas
💠 دغدغه شهید پَکوک
🌷 شهیدمحمدتقی پَکوک در وصیتنامه خود نوشته است:
— با سلام و درود خدمت امام امت و امت امام و شهدای صدر اسلام تاکنون.
خدایا میدانی چه میکشیم، ما از مردن نمیهراسیم اما میترسیم بعد از ما ایمان را سر ببرند. پس چه باید کرد؟ از یک سو باید ما بمانیم تا آینده بماند. ای کاش امروز شهید میشدیم و فردا زنده میشدیم تا شهید آینده شویم تا این که فردا شهید نشود.
آری همه یاران رفتند به سوی مرگ در حالی که نگران فردا بودند. من با امام عزیزمان خمینی میثاق بستهام و با او وفادارم، زیرا که او به اسلام و قرآن وفادار است و اگر چندین بار مرا بکشند و زنده کنند، دست از او نخواهم کشید. راه سعادت بخش حسینی را ادامه دهید و زینب وار زندگی کنید. (انشاالله). خدایا جندالله را که با سوگند به ثارالله در سنگر روح الله بر شکست عدوالله و استقرار حزب الله زمینه ساز حکومت جهانی بقیه الله است حمایت کن.
بدانید که به دو جای بدنم شلیک خواهد شد یکی به مغزم که به اسلام میاندیشد و دیگر بر قلبم که برای اسلام میتپد.
💕 شهید عزیز، فرمانده واحد ۱۰۷ توپخانه لشکر ۲۷ محمدرسول الله (ص) از ناحیه سر مورد اصابت قرار گرفت و به شهادت رسید.(طویب لَهُ وَ حُسنُ مَآب)
🆔 @Defa_Moqaddas
خاطره ای از شهید پَکوک.ogg
زمان:
حجم:
157.9K
📢 صوت | خاطره ای از شهید محمدتقی پَکوک، مسئول واحد مینی کاتیوشا تیپ ذوالفقار-لشکر27محمد رسول الله(ص)
—(راوی : داوود احمدپور، همرزم شهید)
🆔 @Defa_Moqaddas
😊 شوخی و مزاح با حاج بخشی
💠 نیروها را برای یک اردو به غرب کشور برده بودیم. یک مدرسه بزرگ را در کرمانشاه گرفته بودیم و نیروها در آنجا مستقر بودند. مدرسه حیاط بزرگی داشت. #حاج_بخشی همیشه با ما بود. او هم خیلی شوخی میکرد و سر به سر بچهها و حتی #حاج_محمدرضا_دستواره میگذاشت. شب که شد حاج بخشی خیلی خسته شده بود، یک پتوی سربازی انداخت و در حیاط خوابید. بعد از چند دقیقه صدای خر و پف حاج بخشی بلند شد.
🔸حاج رضا به من گفت: #تاجیک به همراه 4-3 نفر از بچهها بیا کارتان دارم. ما را بالای سر حاج بخشی برد و گفت آهسته چهار طرف پتو را بگیرید. ما هم این کار را کردیم. با هدایت حاج رضا او را کنار حوض آب که در حیاط بود، بردیم. با فرمان حاج رضا؛ حاج بخشی را وسط آب پرت کردیم. حاج بخشی وقتی از خواب پرید وسط حوض کاملا خیس شده بود و از بدنش آب میچکید. از حوض که بیرون آمد به دنبال رضا میدوید. این حاج رضا؛ قائم مقام فرمانده لشکر بود اما در زمان استراحت نیروها هیچ اثری از فرماندهی در رفتارش نبود.
— (راوی: حبیب تاجیک تعاون لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص)
🆔 @Defa_Moqaddas
هدایت شده از دفاع مقدس
😊 #پستانک_در_دهان_عراقی!
☘ عملیات والفجر چهار، در گردان میثم به فرماندهی برادر کساییان، تک تیرانداز بودم. ژولیده که احتمالاً شهید شده باشد مسؤول دسته بود و پستانکی به گردنش انداخته بود. همین طور که به سوی منطقه پیش می رفتیم، گاهی با صدای شبیه بچه شیرخواره گریه می کرد و یکی از برادران پستانک را در دهانش می گذاشت و او ساکت می شد!
🌸 بعد از عملیات در قله ١٩٠٤ کله قندی و کانی مانگا چند نفر از افراد مجروح شدند. زخمیها را روی برانکارد گذاشتیم و دادیم دست اسرایی که در اختیار داشتیم تا آنها را پایین بیاورند....
🌼 یکی از اسرا حاضر به کمک نبود. دوستی داشتیم که او را با اسلحه تهدید کرد. عراقی فکر کرد می خواهیم او را بکشیم، زد زیر گریه. ژولیده پستانکش را از جیبش درآورد و در دهان اسیر گذاشت. با دیدن این صحنه همه خندیدند حتی خود اسیر. بعد آمد و زیر برانکارد را گرفت.
(راوى: رزمنده مسعودی)
🆔 @Defa_Moqaddas
👇👇👇