eitaa logo
دفاع مقدس
407 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
881 ویدیو
248 فایل
💠 نیم نگاهی به رویدادهای دفاع مقدس 🌼🌸🍀در قالب: متن، عکس، صوت، فیلم و کلیپ
مشاهده در ایتا
دانلود
🗓امروز ۱۸ مهر ۱۳۹۷ [ ۳۰ محرم ۱۴۴۰ ] مصادف است با: 💢 ۴۰۴۹۱۶ اُمین روز غیبت امام عصر (عج) 🔴 ۱۳۲۳۷ اُمین روز اسارت بدست رژیم صهیونیستی.. ❌ ۸۰۰۸🔻روز تا نابودی کامل ✡ 💠 و همچنین مصادف است با : 🔸ولادت شهید مهدی زین الدین (۱۳۳۸ ه.ش) 🔹ولادت شهید عبدالرحمن گلچینی (۱۳۴۲ ه.ش) 🔸اشغال منطقه موسیان توسط ارتش رژیم بعث عراق در روز‌های آغاز جنگ (۱۳۵۹ ه.ش) 🔹شهادت شهیدان خلبان قدرت الله کیانجو ، خلبان محمد حاجی ، خلبان ابراهیم لحامد ، خلبان اسداله بربری (۱۳۵۹ ه.ش) 🔸شهادت شهید بهشوریان مباشری (۱۳۶۰ ه.ش) 🔹شهادت شهید ماشااله رحیمی بیدگلی (۱۳۶۴ ه.ش) 🔸شهادت شهید علی شکراللهی (۱۳۶۵ ه.ش) 🔹شهادت شهید یزدان احمدنژاد (۱۳۶۶ ه.ش) @Defa_Moqaddas
🌷شهیدعباس متقی 🌴کار برای خدا انجام دهید،وقتی رضایت خدا حاصل شد،انسان قلبش سبک و پاک میشود ا▫️🔹▫️ تصویرشهیدکاظمی،فرمانده سپاه کردستان وشهید خوشبین بیسیم‌چی ق حمزه دریکی از نبردهاباضدانقلاب درغرب کشور
🌷 شهید ناصر کاظمی - شهید بروجردی 🔹 شهید خوشبین، بی سیم چی قرارگاه آنها نیز در تصویر دیده می شود @Defa_Moqaddas
🔹اولین سال بعد از شهادت شهید، زمستان سرد شده بود و خلاصه اولین برف زمستان بر زمین نشست. یک شب پدر شوهرم آمد، خیلی ناآرام گفت: عروس گلم، ناصر به تو قول داده که چیزی بخره و نخریده؟ گفتم: نه، هیچی. خیلی اصرار کرد. آخرش دید که من کوتاه نمی آیم، گفت: .... ▫️....گفت: بهت قول داده زمستون که می آد، اولین برف که رو زمین می شینه چی برات بخره؟ چشم هایم پر از اشک شد، گریه ام گرفت، گفت: دیدی یک چیزی هست، بگو ببینم چی بهت قول داده؟ گفتم: شوخی می کرد و می گفت: بذار زمستون بشه برات یک پالتو و یک نیم چکمه می خرم. 🔸این دفعه آقا جون گریه اش گرفت، نشسته بود جلوی من بلند بلند گریه می کرد؛ گفت: دیشب ناصر اومد توی خوابم بهم پول داد گفت: به منيژه قول دادم زمستون که بشه براش یک چکمه و یک پالتو بخرم. حالا که نیستم شما زحمتش رو بکش.... —(راوى: همسر شهید فرمانده ناصر کاظمی) ا▫️🔹▫️🔹▫️ 🌷شهید ناصر کاظمی، فرمانده سپاه کردستان با تمام عشق، در خدمت مردم محروم بود. در کردستان، درخشید و چنان شخصیت والایی از خود بروز داد که مردم ، دل در گرو محبت او سپردند و حتی نام « ناصر» را بر کودکانشان برگزیدند و بر این نام مباهات کردند. @Defa_Moqaddas
تلاش شبانه روزی شهید ناصرکاظمی.mp3
زمان: حجم: 277.9K
صوت| روایت مردم بومی کردستان از شهید ناصرکاظمی 🔸 خستگی برای او معنی نداشت وشبانه روز تلاش می‌کرد @Defa_Moqaddas
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥فیلم |سخنان غلامرضاجلالی راجع به شهید #ناصر_کاظمی 🍀ارادت مردم کُردستان به شهیدکاظمی 🌸 اودر کناررئیس ایل منگوربه شهادت رسید (آمیختگی خون شیعه و سنی – فارس و کُرد – وحدتِ اقوام) 🆔 @Defa_Moqaddas
🌴 ستگر مخابرات ⏳ دوران جتگ - #دهه_شصت 🆔 @Defa_Moqaddas
🌿 ارتفاعات غرب کشور 🌴نماز جماعت ⏳ دوران #دفاع_مقدس @Defa_Moqaddas
🌿 ارتفاعات غرب کشور 🌴رزمنده ها در حال پختن نان با ساروج ⏳ دوران #دفاع_مقدس @Defa_Moqaddas
717.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | گفتگوی احمد متوسلیان پس از اولین مرحله از عملیات بیت المقدس(آزادسازی خرمشهر) ⏳11 یا 12 اردیبهشت 1361 @Defa_Moqaddas
📷 عکسی که برای اولین بار منتشر می شود: 🌷فرمانده شهید صیاد محمدی در کنار فرمانده خود حاج احمد متوسلیان،فرمانده تیپ محمدرشول الله(ص) ⏳به احتمال زیاد عکس متعلق به اردیبهشت61 عملیات آزادسازی خرمشهرمیباشد
🔹به روایت سردار درعملیات بیت‌المقدس، دو « احمد» داشتیم که فرمانده بودند و صدای آنها از شبکه‌‌های بی‌سیم مرتب شنیده می‌شد.«احمد متوسلیان» فرمانده لشگر محمد رسول‌الله و«احمد کاظمی» فرمانده لشکر نجف اشرف. در تماس‌های بسیار مهم، مخصوصا در لحظات شکستن خطوط دشمن، فرمانده‌هان و رزمندگان از لهجه‌های آنها متوجه می شدند که این «احمد» کدام «احمد» است. اما جالب‌تر زمانی بود که دو «احمد» با هم کار داشتند. در مرحله‌ی دوم عملیات که بچه‌های لشگرمحمد رسول الله در دژ شمالی خرمشهر با لشگر۱۰ زرهی عراق درگیری سختی داشتند وکارشان به اسیر دادن واسیر گرفتن هم کشیده شده و احمد متوسلیان با بدنی مجروح عملیات را هدایت می‌کرد، احمد کاظمی با احمد متوسلیان این‌گونه تماس می‌گرفت: احمَد احمَد ،احمَد احمِد، احمَد احمِد. او سه احمد اول را که یعنی متوسلیان، با لهجه‌ی تهرانی می‌گفت اما اسم خودش را با لهجه‌ی نجف آبادی، مخصوصا مقداری هم غلیظ‌‌‌تر بیان می‌کرد، به این ترتیب احمد خوب و دوست داشتنی پایه‌ی خنده را برای فرماندهان زیادی که صدای او را از بی‌سیم می‌شنیدند فراهم می‌کرد. @Defa_Moqaddas