eitaa logo
دفاع مقدس
405 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
881 ویدیو
248 فایل
💠 نیم نگاهی به رویدادهای دفاع مقدس 🌼🌸🍀در قالب: متن، عکس، صوت، فیلم و کلیپ
مشاهده در ایتا
دانلود
📆 ۱۷ ژانویه سال۱۹۴۲میلادی - سالروز تولد ، مشت‌زن مسلمان آمریکایی، اسطوره بوکس جهان و محبوب‌ترین چهره ورزشی قرن ا🌱🌿🌱🌿🌱🌿🌱 💠 .... 🌷آن زمان وضع به‌ گونه‌ ای بود که در سه تا ده فقط یک رادیو وجود داشت. انقلاب ایران هم در حال پیروزی بود. ما شب‌ ها در مسجد جمع می‌ شدیم و به اخبار گوش می‌ دادیم. مادر من خیلی به امام خمینی ارادت داشت. حتی برای پیروزی امام نذر می‌ کرد. تا اینکه بالاخره امام به ایران آمد و انقلاب پیروز شد. بعد از مدتی جنگ ایران شروع شد و روز به ‌روز وضع بدتر می‌ شد. ☘ من هم شب‌ ها می‌ رفتم این اخبار را برای مادرم تعریف می‌ کردم. با شروع جنگ امام فتوا داد که بر هر شیعه واجب است که جبهه‌ ها را پر کند. مادرم هم به من گفت: تو که مقلد امام هستی باید لبیک بگویی و بروی. از آنجا پیش «آیت ‌الله ابراهیمی» نماینده امام خمینی در افغانستان رفتم و از او نامه گرفتم که سر مرز با من کاری نداشته باشند. موقع خداحافظی، مادرم سه بار دور من چرخید و گفت: برو کمک آقا، هیچ اتفاقی برای تو نمی ‌افتد. 🌼 وقتی به ایران آمدم فقط یک‌ بار به زیارت امام رضا(ع) رفتم و همان شب به سمت تهران راه افتادم. من به شهری آمده بودم که خیلی آن را نمی‌ شناختم. حتی به خاطر لهجه ‌ام خیلی هم صحبت نمی‌ کردم که کسی متوجه افغان بودن من نشود. نمی‌ دانستم برای رفتن به جبهه باید چه‌ کار کنم، تا اینکه در یکی از پارک‌ ها با چند کارگر افغانستانی روبرو شدم. خودم را معرفی کردم و آدرس نزدیکترین پادگان را پرسیدم. 🌸 در همان جا تشکیل پرونده دادم و بعد از ده روز آموزش فشرده بالاخره به سمت اهواز و پادگان دوکوهه راه افتادیم. بعد من می‌ پرسیدم: الآن کجا می‌ رویم؟ به من پاسخ دادند: آنجا مرز ایران و عراق است. آنجا به عربی حرف می‌ زنند. بگویند؛ تعال تعال یعنی بیا و روح روح یعنی برو! من هم به شوخی می‌ گفتم: من را جایی ببرید که زبانش فارسی باشد من زبان آنها را نمی‌ فهمم (با خنده) ما تا به اهواز رفتیم یک عملیاتی در شرق کرخه بود که آهنگران آن زمان می‌ خواند آمدم ...تا کرخه را از خون خود دریا کنم....ـ♪🎶 🌴این عملیات را با موفقیت انجام دادیم و آن منطقه را آزاد کردیم. وقتی دوباره رفتیم پادگان دوکوهه دیدم عده‌ ای در حال لباس عوض کردن و مسافرت رفتن هستند. از آنها پرسیدم: کجا؟ هنوز که جنگ تمام نشده است! فهمیدم که می‌ خواهند به مرخصی بروند. به من هم گفتند: تو نمی ‌روی؟ که من جواب دادم من که خانه ندارم. من فقط آمده ‌ام بجنگم. فقط دو روز پشت جبهه بودم.... 🎋 در جبهه راننده محموله مهمات شدم و اولین بار هم برای شلمچه مهمات بردم. به من می‌ گفتند: غذا هم می‌ توانی برسانی؟ گفتم: می‌ توانم. گفتند: آب و سوخت و ... هر چه می‌ گفتند، می گفتم: بله می‌ توانم. بعد از اين به من ماشین سنگین برای رانندگی دادند؛ اما گواهینامه نداشتم. حالا نمی‌ دانستم با سن و سالم چه‌ کار کنم. می‌ دانستم برای پایه ‌یک باید حداقل ۲۳ سال داشته باشم. 🍀 تا اینکه پادگان اهواز برای امتحان رانندگی پایه‌ یک رفتم. چند نفرى هم از پلیس‌ راه بودند. امتحان هم قبول شدم و پایه‌ یک گرفتم. هر ماشینی که به من می‌ دادند از کمپرسی گرفته تا کامیون و جرثقیل و تریلی و می‌ پرسیدند: بلدی با ایها کار کنی؟ نه نمی‌ گفتم. این در حالی بود که من در افغانستان فقط با یک تراکتور کار کرده بودم. اما در ماشین ‌آلات ذهن خوبی داشتم و همان دفعه اولی که یک ماشین را می‌ دیدم و پشت فرمان آن می‌ نشستم طرز کار با آن را یاد می‌ گرفتم. 🌻برای من جبهه دانشگاهی بود که در آن علوم، ریاضی، جغرافیا و .. یاد می‌ گرفتم. هر کاری لنگ می‌ ماند من آن را بر عهده می گرفتم. معمولاً چندین شبانه روز نمی‌ خوابیدم و آنقدر به چشم هایم فشار می‌ آوردم که انگار در چشمهایم ماسه ریخته اند. 🌈 من هشت سال شب و روز زحمت کشیدم و حتی یک ساعت هم از مرخصی استفاده نکردم. من ورزشکار خوبی بودم و والیبال هم خوب بازی می‌ کردم. اسمم که محمدعلی بود روی من اسم «كِلِى» گذاشتند و دیگر از آنجا به کلی معروف شدم و دیگر پرونده ام را هم به اسم کلی عوض کردم. —(راوى: رزمنده جانباز افغانستانى محمدعلى محبى که حالا به خاطر شب‌ بیداری‌ های درون جبهه، بینایی ‌اش را از دست داده است. وى در ١٦ سالگى به نداى امام لبيك گفت و عازم جبهه شد.) 🆔 @Defa_Moqaddas
📆 ۱۷ ژانویه ۱۹۴۲ - سالروز تولد #محمدعلی_کلی ، بوکسور سنگین وزن آمریکایی و محبوب‌ترین چهره ورزشی قرن 🆔 @Defa_Moqaddas
💠 فرماندهان دوران 🆔 @Defa_Moqaddas
💠 سرداران و فرماندهان دوران دفاع مقدس 🔹 ایستاده‌ها از چپ: شهید رضا دستواره، رئوفی نژاد، شهید احمد سوداگر، شهید حمید سلیمی، شهید حسین خرازی، محمد فروزنده، شهید شوشتری، نقدی، مبلغ، قاسم سلیمانی، محمدباقر قالیباف، سرخیلی، قربانی، شهید حسین همدانی و شهید علی هاشمی ▪️ردیف وسط از راست: حسن بیات، رودکی، یزدان، شهید غلامرضا صالحی، احمدی و محمد باقری 🔸نشسته‌ها از چپ: شهید اسماعیل دقایقی، عباس مفتاح، مصطفی ایزدی، رشید، حسن علایی، علی فدوی، رحیم صفوی، غلامرضا محرابی و امین شریعتی 🆔 @Defa_Moqaddas
📅 ماه های آغازین جنگ - سال 1359 🌴 حضور در مناطق عملیاتی جبهه های جنوب 🆔 @Defa_Moqaddas
💠 امام خمینی: مایه افتخار است که یک روحانی، لباس رزم بر تن کند! ─ خاطره‌ای از آیت‌الله خامنه‌ای: ▫️سال 1359 که گاه به مناطقِ جنگی می رفتم...، هر دفعه هفته ای یک بار، برای نماز جمعه تهران می آمدم و از راه که می رسیدم، خدمت امام می رفتم... ▫️یک بار که خدمت ایشان رفته بودم،. .. لباس کار سربازی به تنم بود. وقتی سوار هواپیما می شدم که به این جا بیایم، قبا می پوشیدم و عمامه سرم می گذاشتم و این لباس هم، آن زیر می ماند. یعنی لباسی نداشتم که عوض کنم و همان طوری هم، خدمت امام می رفتم. ▫️ایشان، وقتی که چشمشان به این لباس نظامی افتاد، تعبیری کردند که احتمال می دهم، در جایی آن را نوشته باشم... اجمالش یادم است. ایشان گفتند: 🔹این،. .. مایه ی افتخار است که یک روحانی، لباس رزم به تنش می کند. و این درست است و همان چیزی است که باید باشد... 🆔 @Defa_Moqaddas
روزشمار دفاع مقدس – 28 دی 1361.pdf
حجم: 134.6K
روزشمار دفاع مقدس – 29 دی 1361🗓 روزشمار – 28 دی 1361 🆔 @Defa_Moqaddas
🌴 دی ماه ۱۳۶۵ شلمچه کربلای ۵ 💠 عده ای قدرتمندانه، با گامهای خود می روند جلو، عده ای غیرتمندانه، درازکش روی نفربر و غرق در خون، از جلو می برندشان عقب! سه دهه از آن روزها و شبهای سخت می گذرد، ولی یاد آنها همچنان در روح و جان ما زنده است. 🆔 @Defa_Moqaddas