🌱 ۱۱ تیرماه ۱۳۳۲ - زادروز خلبان شجاع هوانیروز ارتش، شهید احمد کشوری - (استان مازندران، شهرستان سیمرغ، شهر کیاکلا)
⚪️ روستازادهای که استعداد بالایی در درس، ورزش و هنر داشت ولی به علت فقر نتوانست وارد دانشگاه برود. او در سال 1351 وارد ارتش شد و به بخش هوانیروز رفت. او در هدایت هلیکوپترهای «کبری» و «جت رنجر» آموزش تخصصی دید.
🍀 او جوانی مؤمن، بااخلاق، اهل خیر و علاقمند به روحانیت بود. با آغاز انقلاب اسلامی، فعالیت سیاسی-انقلابی او شدت گرفت.
🌼 به فاصله یک هفته پس از پیروزی انقلاب57، ضدانقلاب در کردستان پادگان مهاباد را به غارت نمود و این آغاز ناامنی در آنجا بود. کشوری داوطلبانه به یاری مردم مظلوم کُرد شتافت و در طی عملیاتی به شدت مجروح شد ولی هلیکوپترش را به مقصد رساند.
🌿 با آغاز جنگ تحمیلی نیز در کنار شهید #شیرودی، شهید #سهیلیان و... با از جان گذشتگی خود در برابر ارتش تا دندان مسلح عراق مقاومت کردند و نگذاشتند دشمن به پیشروی خود در خاک کشورمان ادامه دهد.
🌷 سرانجام فرزند غیور ملت در 15 آذر 1359 در حال نبرد با دشمن، هلیکوپتر او مورد اصابت موشک میگ عراقی قرار گرفته و به شهادت میرسد. (در تنگه بینا - منطقة عمومی میمک - استان ایلام)
ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
💠 خاطره ای از شهید احمد کشوری
🌴 #ذکر_یازهرا(س)
🔹در کردستان درگیری شدیدی بین ما و ضد انقلاب شامل کومله و دمکرات به وقوع پیوست و من از هوانیروز درخواست کمک کردم، دو خلبان که همیشه داوطلب دفاع بودند یعنی شهیدان کشوری و شیرودی لبیک گفته و لحظاتی بعد بالای سر ما بودند که به آنها گفتم؛ کجا را زیر آتش خود بگیرند.
🔸پس از آنکه مهمات هلی کوپترها تمام شد متوجه شدم که شهید کشوری علی رغم کمبود سوخت منطقه را ترک نکرده است! وقتی با او تماس گرفتم گفت: من باید کارم را به اتمام برسانم، لحظاتی بعد با دوربین دیدم که شهید کشوری خود را به جاده ای رساند که یک ماشین جیپ سیمرغ پر از عناصر ضد انقلاب از آنجا در حال فرار بودند، هلی کوپتر را به آن خودرو نزدیک کرد و آنقدر پایین رفت که با اسکیت هلی کوپتر به آنها کوبید و همه این جنایتکاران به دره سقوط کردند.
▪️پس از آن طی تماس به او گفتم: با توجه به تأخيرى که کردی سوخت هلی کوپتر برای آنکه خود را به قرارگاه برسانی کافی نیست و همینجا فرود بیا، او گفت: هلی کوپترم را هدف قرار می دهند و با اینکه چراغ هشدار دهنده سوخت هلی کوپتر روشن شده و به هیچ وجه خطا نمی کند، شهید کشوری گفت: با ذکر یا زهرا (س) خود را به قرارگاه می رسانم.
▫️ساعتی بعد در حالیکه ناامیدانه با قرارگاه تماس گرفتم تا سراغ احمد کشوری را بگیرم گفتند: او به سلامت و با ذکر یا زهرا (س) در حالیکه هلی کوپترش هیچ سوختی نداشته به قرارگاه رسیده است.
─(راوى: سپهبد شهيد على صياد شيرازى)
دفاع مقدس
🌱 ۱۱ تیرماه ۱۳۳۲ - زادروز خلبان شجاع هوانیروز ارتش، شهید احمد کشوری - (استان مازندران، شهرستان سیمرغ
6.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 #ڪلیپ
🎥 مصاحبه تلوزیونی خلبان شهید احمد کشوری و جمعی از همرزمان
🌴 دوران #جنگ_تحمیلی
🌱 ۱۱ تیرماه ۱۳۳۲ - زادروز خلبان شجاع هوانیروز ارتش، شهید احمد کشوری - (استان مازندران، شهرستان سیمرغ، شهر کیاکلا)
کانال دفاع مقدس
18.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روایتی از لحظه شهادت احمد کشوری، خلبان شجاع هوانیروز ارتش
دفاع مقدس
📷 خلیان تیزپرواز هوانیروز ارتش شهید احمد کشوری👇 💠 فراموش نکنید که شهیدان نظاره گر کارهای شماین
شهیدکشوری_تا_آخرین_قطرۀ_خون_از_انقلاب،.mp3
1.18M
7.46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽| ببینید ڪلیپ
🎤 مصاحبه با مادر #شهید_احمد_کشوری
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🚁 نبرد دو بالگرد عراقی با یک کبرای هوانیروز ایران
⏳ دوران جنگ تحمیلی
🕊🕊 ۱۰ تیر ۱۳۶۵، - سالروز شهادت تقی رفیعی مقدم
🌴عملیاتِ کربلای۱، مهران
🌱ولادت: ۱۳۴۶، قم
رزمنده گردان تخریب لشکر ۱۷ علی ابن ابی طالب(ع)
مزار شهید: گلزار مطهر شهدای علیبنجعفر "ع" قم
اول خودش آمد
و گفت:
《حسین! خیلی دلم گرفته
میخوام برام روضه بخونی.
شاید دیگه فرصت روضه گوش کردن نداشته باشیم.》
گفتم:
«تقی برو! شب عملیاته خیلی کار دارم.»
رفت و باز برگشت.
این بار شهید یعقوبی رو آورده بود
برا واسطه.
اصرار که فقط چند دقیقه.
سه تایی رفتیم پشت سنگر.
گفتم:
«چه روضهای بخونم؟»
تقی گفت:
《دلم هوای حضرت عباس(علیهالسلام) را کرده.》
و من هم شروع کردم به روضه خوندن:
«ای اهل حرم میر علمدار نیامد، علمدار نیامد
سقای حرم سید و سالار نیامد، علمدار نیامد»
کلی وقت داشتند
با همین دو تا بیت گریه میکردند.
رهاشون کردم به حال خودشون و رفتم.
عملیات شروع شد.
با رمز "یا ابوالفضل العباس(علیهالسلام)!"
یاد حرف تقی افتادم که گفته بود:
《دلم هوای حضرت عباس(علیهالسلام) را کرده.》
بیسیم زدم وضعیتش رو بپرسم گفتند:
«چند لحظه قبل شهید شد!»
🎤 راوی: حاج حسین کاجی
دفاع مقدس
🕊🕊 ۱۰ تیر ۱۳۶۵، - سالروز شهادت شهید سید ابوالفضل گلبيز 🌴عملیاتِ کربلای۱، مهران 🌱ولادت: ۱۳۴۷، قم ر
📄 وصیتنامه این شهید عالیمقام سید ابوالفضل گلبيز:
بسمه تعالی
✍️ به نام او که هستى را آفرید. انسان را آفرید و به او قدرت و اختیار و انتخاب داد و به نام او که زیبایى را آفرید، عشق را و معشوق را، عشق به بىنهایت را و معشوق بىمنتهى را.
عشق به عرفان را و معشوق عارف را. عشق به فطرت را و معشوق خاطر را و بالاخره عشق به خدا را و خداگونه شدن را. به نام معبودى که معشوق عاشقان است. به نام او که جان بر ما عطا کرد و خودش را خونبهاى عاشقان کرد.
ستایش خدایى را که خدایى کردن فقط برازنده اوست. حمد و سپاس خدایى را که رداى بندگى کردن را بر تن ما کرد. از او میخواهیم که این لیاقت را از ما نگیرد و این همه از عنایات خداوند است و باز هم این لطفى است که خدا به این بنده گنهکار خود کرده و مرا در کنار سربازان امام زمانش قرار داد.
سخن را کوتاه کنم چون زبان تمامى عالم قاصر از آن است که بتواند از الطاف خدا سخن گوید و من به عنوان یک مسلمان که لازم است پیش از مرگ وصیتى داشته باشد، چند کلامى را روى کاغذ مىآورم.
همیشه پیرو خط امام باشید و سخنان او را جامه عمل بپوشانید و جبههها را گرم نگهدارید چرا که ما در حقیقت به جبهه احتیاج داریم و جبهه به ما نیازى ندارد. چون جبهه برای ما دانشگاه و محل آزمون الهی است و ما باید به دانشگاه برویم. اگر کسى میخواهد با خداى خود معامله کند باید به این دانشگاه پا نهد. معاملهاى که ابدی است، نه پس داده میشود و نه پس گرفته میشود.
از ملت ایران میخواهم که در برابر کمبودها مقاوم باشند و این را بدانند که این مقاومتها اجرى آخرتى خواهد داشت .
آری هر وقت که سخن از شهادت به میان مىآید گویى دلم پر مىگشاید و به سوى یار به پرواز در مىآید و به خود مىگویم که چه کنم؟ به کجا روم تا از این قفس رهایى پیدا کنم.
آرى تنها جایى را که انتخاب میکنم، جبهه است و همیشه از خدا خواستم که توفیق جبهه آمدن را ازمن نگیرد.
گرچه من لیاقت ندارم که در کنار سربازان آقا امام زمان(عج) باشم، اما بخشندگى خداوند بیش از اینها است و به همین امید به جبهه مىآیم بلکه خدا سعادت شهید شدن را به من بدهد.
بار پروردگارا! تو خود خوب میدانى که تنها آرزوى من این است که بتوانم این سر و جان ناقابلم را در راه تو و براى اسلام تو فدا کنم و از تو می خواهم که این لیاقت را به من بدهى.
اما چند سخن با پدر و مادر محترمم؛ پدرم و مادرم از شما میخواهم که اگر خداوند رحمان این توفیق را به من داد، براى من عزادارى نکنید و فقط براى مصائب امام حسین(ع) و اهلبیت(ع) عزادارى کنید و اشک بریزید. امیدوارم که پدرم و مادر عزیزم مرا حلال کنید؛ چون من فرزند خوبى براى شما نبودم و حق فرزندى را به جا نیاوردم.
ا▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✍️ دست نوشته ها و نامه های شهید «سید ابوالفضل گلبیز» 👇👇👇👇