دفاع مقدس
⚪️ فایل صوتی از شهید ییلاقی، از فرماندهان جنگ در دوران دفاع مقدس - -- تاریخ ۱۳ بهمن ۶۱ 🌷شهید علی یی
بعد از شهادت شهید حسن باقری و شهید مجید بقایی و چند تن دیگر از یاران ایشان که برای شناسایی به منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی رفته بودند، اجرای عملیات با شک و شبهه در میان برخی از رزمندگان مطرح بود. در این میان فرماندهان با تأکید بر اینکه این عملیات اجرایی خواهد شد به رزمندگان اطمینان خاطر دادند که راه شهید حسن باقری و یارانش را ادامه خواهند و نتایج زحمات آنها را به ثمر خواهند رساند.
در این میان شهید علی ییلاقی، فرمانده لشکر ۲۵ کربلا، در میان رزمندگان این لشکر در تاریخ سیزدهم بهمنماه ۱۳۶۱ سخنرانی کرده است. ایشان در این سخنرانی به معرفی مختصری از شهید باقری و شهید بقایی و نقش آنها در جبهههای حق علیه باطل پرداخته است و بر اجرای عملیات والفجر مقدماتی تأکید داشته است.
در این صوت میشنویم:
«اما در این بین مسئلهای اتفاق افتاد، شهادت سرداران اسلام برادر حسن باقری و مجید بقائی و دیگر همرزمانشان. شهادت این برادران، البته وقفهای در عملیات و روند عملیات هیچوقت پیش نخواهد آورد. البته مصیبت بزرگ بود؛ اما همه ما و همه برادرها امانتی هستیم از طرف الله در این دنیا. هر وقت خداوند هر یک از برادرانی را که میخواهد میگیرد و ما نمیتوانیم اعتراض کنیم که چرا این برادر رفت؟ چرا آن برادر رفت؟ امانت خودش را خداوند گرفت.
برادر ما حسن باقری مسئول جانشین یگان زمینی سپاه، این را برادران میدانند الآن سپاه موازات ارتش یعنی توانسته تیپها و لشکرها و قرارگاه و سپاه تشکیل بده. برادرمان رشید مسئول یگان زمینی سپاه هست و برادرمان حسن باقری جانشین ایشان بودند. این برادر ما روزهای اول فعالانه در جبههها شرکت کرد و آن زمانی که هیچیک از برادرها نمیدانست وضعیت دشمن چه هست؟ کالک چه هست؟ منطقه چه هست؟ دشمن کجا آمده؟ چهکار کرده؟ این برادر ما فعالانه شرکت کرد و کالکهای منطقه عملیاتی را میکشید، گسترش نیروهای دشمن را میکشید و واقعاً زحمت کشید. خدمت ارزندهای به اسلام کرد و تا اینکه توانست با کمک دیگر برادران، گردانها و تیپها و لشکرها و سپاه اسلام را تشکیل دهد، خوشا به سعادتش.
دیگر برادر ما، برادر مجید بقائی فرمانده قوای کربلا. این برادر دانشجوی رشته پزشکی بوده از بچههای بهبهان. این برادر ما از اوایل جنگ جبهههای شوش تشریف داشتند و فعالانه شرکت کردند تا عملیات محرم، فرمانده یکی از لشکرها بوده و جدیداً هم مسئول قوای کربلا بودند؛ و چهارتا از برادرهای دیگر که در همین منطقه حوالی چاه بیت راشد به شهادت رسیدند. یادشان گرامی باد.
هدایت شده از دفاع مقدس
کادر0 فرماندهی لشکر. 13 بهمن64. قبل والفجر8.. آبادان.18512.mp3
6.89M
۱۳ بهمن ۱۳۶۴
در آستانه عملیات والفجر ۸ --- فتح #فاو
🎙 بخشی از نوار ضبط شده از جلسه نیروهای کادر فرماندهی لشکر ۸ نجف اشرف که به احتمال زیاد در حوالی آبادان برگزار شده است.
در این جلسه، علاوه بر شهید احمد کاظمي(ف ل ۸ که در اغلب لحظات نوار، صدای او شنیده می شود) زنده یاد سيف الله رهنما، شهید مجيد کبيرزاده، شهید حسین صنعتکار، غلامعلی شريف دوست، زنده یاد قاسم محمدي، یدالله کاظم زاده، محمد طاهري، شهید سيد اکبر اعتصامي، محمدرضا ابراهيم زاده، سید ابولقاسم طباطبایی، اصغر عرب پور و حاج قديري نیز حضور دارند.
دوران جنگ تحمیلی
#اسناد_جنگ
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
دفاع مقدس
۱۳ بهمن ۱۳۶۴ در آستانه عملیات والفجر ۸ --- فتح #فاو 🎙 بخشی از نوار ضبط شده از جلسه نیروهای کادر فر
بهار ۱۳۶۱ . منطقه عملیاتی الی بیت المقدس (آزادسازی خرمشهر) .
📷 از سمت راست: برنج پور، سیف الله رهنما، محمد علی غلامی، مرتضی اسحاقی و شهید احمد کاظمی
🎥 فیلم / تشریح بخشی از نقشه عملیات کربلای ۴ توسط سیف الله رهنما، از اعضای کادر فرماندهی لشکر ۸
دی ماه ۱۳۶۵
📷 از سمت راست: شهید کاظمی، فرمانده لشگر ۸ نجف
▫️غلامعلی رشید, از فرماندهان اصلی جنگ
▫️محسن رضایی, فرمانده کل سپاه
▫️سیف الله رهنما, از نیروهای رده اصلی کادر فرماندهی لشگر
▫️.....
▫️نفر آخر: محسن شهپری, مسئول مخابرات و الکترونیک لشگر ۸ در دوران جنگ تحمیلی
📷 #عکس_معروف
⚪️ حوالی ۲۴ اسفند ۶۳، شرق دجله // عملیات بدر
▫️ این تصویر، یکی از آخرین تصاویر ثبت شده از شهید مهدی باکری، فرمانده محبوب لشکر ۳۱ عاشورا، قبل از شهادت است.
از چپ به راست: مسعود یوسفی، حمید قماشلوئیان، شهید احمد کاظمی، شهید مهدی باکری و (فرد پنجم، به احتمال زیاد) سیف الله رهنما.
به جز شهید باکری، بقیه حاضرین جزء رزمندگان لشکر ۸ نجف هستند. این تصویر، متعلق به آلبوم یکی از رزمندگان لشکر می باشد که بارها در فضای مجازی پخش شده ..
دفاع مقدس
📷 #عکس_معروف ⚪️ حوالی ۲۴ اسفند ۶۳، شرق دجله // عملیات بدر ▫️ این تصویر، یکی از آخرین تصاویر ثبت شد
⭕️ احمد کاظمی حوالی ظهر دوباره خود را به مهدی باکری در آن طرف دجله میرساند. احمد کاظمی در مستند «عملیات در آنسوی دجله» که چندین سال پس از جنگ به کارگردانی اصغر بختیاری در گروه روایت فتح تولید شده، میگوید: «روی دژ، یه بمبی زده بودند، یه حفرۀ بزرگی رو ایجاد کرده بود. مهدی، بیسیم و زندگی را برده بود داخل اینجا، فرماندهی میکرد. من، ناهار و نماز را با آقامهدی بودم که تماس گرفتند بیایید برای جلسه. خب من به آقامهدی گفتم پاشو بریم جلسه که ایشون گفت [که چون] این وضع و اوضاع و اینا هست، بهتر است شما برید. خودمم دیدم که الآن وضعیت جوری نیست که مهدی بیاد. چون نیرو[ی] آقامهدی هم اونجا بود و ایشون بایست فرماندهی میکرد.»
کاظمی، اضافه میکند: «همون لحظه، مهدی یه گروهی رو فرستاد روی جادۀ آسفالت که اینا بروند پلی رو که میادش به این سمت، این رو منفجر بکنند. نیروها هم تقریباً توی مواضعی که جلوتر از همین محلی بود که آقامهدی مستقر بود، داشتند دفاع میکردند. وضعیتِ اون ساعتی هم که من اونجا بودم، برتری با ما بود. ما حاکم بودیم روی اون جبهه. اگه اون پل را هم [نیروهای] آقامهدی منفجر کرده بودند، کاملاً اوضاع توی دستِ ما بود. یعنی نیرویی [از عراق] نبود که از اون سمت بیاد. این طرف هم، هر کی مونده بود، دیگه میموند. دو طرف این جاده هم هور بود و [نیروهای دشمن] هیچ راهی نداشتند.»
احمد کاظمی که با همراهی سیفالله رهنما و سوار بر موتور راهی جلسۀ قرارگاه شده، در طول مسیر و قبل و بعد از جلسه، همچنان پیگیر وضعیت نیروهای باکری است.
احمد کاظمی اظهار میدارد: «مرتب با آقامهدی تماس داشتیم. حتی من توی جلسه هم که نشسته بودیم، وضع و اوضاع را که گزارش دادم، پاشدم از جلسه اومدم یه تماس با آقامهدی گرفتم [که] وضعیت رو خوب گزارش کرد. گفت من دارم کارهام رو میکنم ولی اعلام کرد اون نفراتی که رفتند برای پل، شهید شدند و قرار است نفرات دیگری را دنبال بکنم [تا پل را منفجر کنند]. حالا یه چیزی هم نشد بود، [چون] تا بیایند و مواد منفجره از اینطرف بردارند و ببرند، یه پروژۀ سنگینِ چند ساعته بود. [البته منفجر نشدن پل] یه نگرانی بزرگی شد که ما هم اونجا توی جلسه اعلام کردیم و جلسه تمام شد.»
کاظمی ادامه میدهد: «من اومدم خودم رو رسوندم و رفتم پیشِ آقامهدی و یه گزارشی [از جلسۀ قرارگاه] به آقامهدی دادیم. دیدم وضعیت رو به تغییره. [نیروهای لشکر31] تقریباً زیاد شهید داده بودند. عراقیها، زیاد اومده بودند وارد منطقه شده بودند و داشتند مواضع خودشون رو میگرفتند. تقریباً تانکبرها که تانک روشون سوار بود و میاومدند توی منطقه، خیلی زیادتر شده بودند. تانکهای زیادی پیاده کرده بودند. آتش اولیهای که اونجا بود، آتش سبک بود. آرپیجی بود و تیربار و کلاشینکوف. الآن توپخانه آمده بود. خمپارهانداز آمده بود. تیرِ مستقیم تانک اومده بود. جبهه به سرعت داشت متحول میشد از ناحیۀ عراقیها.»
📌«عبور از دجله»، تاریخ شفاهی عملکرد رزمندگان لشکر8نجف اشرف در عملیات بدر. کاری از انتشارات «دارخوین»
دفاع مقدس
⭕️ احمد کاظمی حوالی ظهر دوباره خود را به مهدی باکری در آن طرف دجله میرساند. احمد کاظمی در مستند «عم
#تصاویر_ناب
شهید احمد کاظمی در یکی از جلسات فرماندهان سپاه در قرارگاه
در کنار او: برادر بشردوست، از مسئولین قرارگاه سپاه
6.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸☘ چه زیباست کلام دلنشین و آرام بخش شهید آوینی . . . 💕