〰 آشنایی با خرمشهر
خرمشهر یکی از شهرهای استان خوزستان و شاید به لحاظ سوق الجیشی، از مهم ترین شهرهای این استان به حساب آید. خرمشهر، دارای بزرگترين بنادر خاورميانه و خليجفارس بوده و میتواند كشتیهايی بزرگِ اقيانوسپيما را پذيرا شود و با داشتن سيزده اسكله (قبل از جنگ) نقشويژهای را در بازرگانی منطقه ايفا میكرد. اين شهر در طول تاریخ فوق العاده مورد توجه استعمارگران بوده و تاكنون چند بار به اشغال قوايی خارجی در آمده است. رزمندگان اسلام برای آزاد سازی اين شهر مهم، عمليات بيت المقدس را كه بزرگترينعمليات درون مرزی است در سه مرحله انجام دادند.
♦️ تفاوت های نوبت اشغال
در هر سه مرحله اول، با خروج نیروهای اشغالگر و نه بر اساس قدرت نیروهای ایران، خرمشهر از اشغال در آمد و تنها در انقلاب اسلامی، رزمندگان پر توان ایران توانستند با اقتدار تمام به این اشغال پایان دهند.
#بیت_المقدس
#خرمشهر
🔴 حمله عراق به خوزستان
خوزستان، استانی است که بیشترین ذخایر نفت و گاز را داراست و در طول جنگ، دچار بیشترین آسیب و خسارت شد. استان خوزستان و به ویژه اروندرود یکی از مطامع اصلی رژیم بعث عراق در حمله به ایران اسلامی بود. دولت عراق بر اثر درماندگی در برابر وضعيت جديد، به طور تلويحی نقش و موقعيت خود برای آمريكا و نيز جنگ نيابتی عليه ايران را يادآوری كرد.
#بیت_المقدس
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 حرکت به سوی میدان نبرد
چقدر زیباست
تصاویر رزم بچهها
وجملات گهربار شهید آوینی
و زیر صدای حاج صادق آهنگران
غوغایی که در دلهای کهنه سربازان حاج قاسم برپا می کند...
یادش بخیر
روز و شبهای عملیات
#کلیپ
#مستند
#روایت_فتح
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 کتک به عشق بچهها
صادق جهانمیر
سال ۱۳۶۰ در اردوگاه عنبر بودم که با یکی از بچههای اهل بیرجند یک تئاتر اجرا می کردیم که نگهبان آمد و ما را بخاطر نمایش تئاتر توی حمام برد و دو نگهبان حسابی کتکمان زدند!
بعد از نیم ساعت که برگشتیم به آسایشگاه، دیدم بچهها خیلی دمق شدند و حسابی رفتن تو لک. به دوستم گفتم فلانی ما که کتکِ رو خوردیم بذار بقیه ش رو هم ادامه بدیم. حال داری باقی تئاتر را بازی کنیم تا حال بچهها بیاد سر جاش؟ فوقش یه کتک دیگه هم می خوریم!؟
گفت: خیلی هم خوب، چرا که نه.
دوباره شروع کردیم به باقی اجرای تئاتر که ناگهان نگهبان عراقی اومد پشت پنجره و با فحش و بد و بیراه، ما را صدا کرد و گفت شما بازم که دارید کار خودتون را انجام می دهید!
ارشد آسایشگاه هم گفت: سیدی! میگن ما که کتکمون را خوردیم پس چرا ادامه کارمون را انجام ندیم!
عراقی چشماش گرد شد و گفت انتم قشمار، ماکو عقل؟ یعنی شما خیلی مسخره هستید، مگه عقل ندارید!؟
ما هم خندیدیم و گفتیم سیدی! مهم نیست بعدش چی میشه! بذار این تئاتر انجام بشه و به لب بچهها کمی خنده بیاد.
سرشو تکون داد و گفت:« والله ما آدری شی سویکم» (بخدا نمیدونم باهاتون چکار کنم ) فقط سریع.
بعد گفت: تا شیفت من تمام بشه باید مسرحیه(تئاتر) شما هم تمام بشه !
ما هم قول دادیم و سر ته اون را به هم آوردیم.
🔹 آزاده موصل و عنبر
#خاطرات_کوتاه
#خاطرات_آزادگان
#کلیپ