هدایت شده از دفاع مقدس
#پانزده_روز طلایی_در_دفاع_مقدس
31 تیرماه تا 15 مرداد 67 روزهای طلایی ما در دفاع مقدس بود که رزمندگان فقط و فقط به امر امام گوش کردند و بس
و به اعتراف همه فرماندهان این 15 روز #مساوی_8 سال دفاع مقدس بود
این 15 روز ماشین جنگی دشمن را منهدم کرد و بینی صدام و حزب بعث را به خاک مالید.
شاید نسل امروز سؤال کنند که ???
چرا کسی این پانزده روز رو تحلیل نمیکنه.
یک جواب این است که تحلیل گری توی صحنه نبرد وجود نداشت و تحلیل گرها فرار رو بر قرار ترجیح دادند.
در مصاف دشمن فقط امام بود و امت امام .
روز عید قربان سال67 که مصادف با سوم مرداد ماه بود همه ی اسلام در مقابل همه کفر قرار گرفت.
گرمای 55 درجه و تشنگی هم چیزی برای عرضه نداشتند.
رزمنده ها آمده بودند با دشمن بجنگند ، هرچه خوبی و خیر بود در صحنه بود.
توکل.
توسل.
تحمل.
تهور...
عجیب تر از همه بدن هایی بود که هر ساعت از تن پوش سبک تر میشد
نزدیکی های ظهر انگار همه محرم شده بودند و برای قربانی به منا میرفتند.
از فرط گرما لباسها رو کنده بودند و با زیر پیراهن آرپی جی بدوش و تیر بار به دست توی جاده اهواز خرمشهر و کنارهای جاده دنبال دشمن میدویدند.
سفیدی زیر پیراهن هاشون حوله احرام رو تداعی میکرد و لبیک گویان به فرمان امام شون میرفتند برای ذبح شدن.
روز عجیبی بود.
آنقدر سریع بچه ها به دل دشمن زدند که جبهه قاطی پاطی شد . دیگه تیربار و آرپی جی به کار نمیومد ، اونهایی که سرنیزه و یا نارنجکی در دست داشتند حمله میکردند و یک جاهایی هم کار به مشت ولگد کشید.
دشمن با تاریکی هوا فرار رو برقرار ترجیح داد.
توی درگیری های تن به تن بعضی از بچه ها گرفتار نفر برها و زره پوش های دشمن شده و به اسارت رفتند ، اونها میگفتند وقتی ما رو عقب میبردند دیدیم تا شهر بصره دشت از تانک و نفربر سیاهی میزد.همه آماده شده بودند به ما حمله کنند. اما سرو ته کردند و به گاز از معرکه فرار میکردند.
اون پانزده روز افسانه ای ، امام در جماران دست بر دعا و امتش دست بر سلاح ، تکلیف جنگ رو یکسره کردند.
در این چند روز تابلویی از وفاداری رزمندگان به امامشون ترسیم شد و سندی در تاریخ ثبت شد
رزمنده ها از این میدان هم سر بلند بیرون اومدند.
جایی که جنگ مقلوبه شد.. و دشمن خوار ذلیل با تتمه نیروهای شاخ شکسته و تانک های برجک پریده میرفت که خبر شکست را به صدام افلقی و اربابانش برساند .
فرمان امام رسید که رزمنده ها در تعقیب دشمن در مرز متوقف شوند و اجازه شرعی عبور از مرز رو ندارند.
همه میدونستند که اگر دنبال دشمن کنند براحتی میتوانند به بصره و العماره برسند .
بقول دوستان اگر، اینطرف مرز گلوله بخوری به لقاء خدا میرسی و اگر اونطرف مرز گلوله ای نوش جان کنی در اسفل سافلین مهمان میشوی.
11 مرداد روز عید غدیر و عملیات غدیر تیر خلاص #فرزندان_خمینی در دفاع مقدس 8 ساله بود .
دشمن تمام توانش رو هم به میدان آورد و نصرت خدا شامل حال رزمندگان شد و تقریبا جبهه جنوب به سکون رسید و از آنروز به بعد دشمن بعثی بساطش رو جمع کرد و پشت مرزهایش مستقر شد...
و اینگونه نصرت سربازان خمینی عزیز در با قربان شروع و به غدیر ختم شد و آبرویی که امام با خدا معامله کرد ضامن پیروزی شد.
کانال #دفاع_مقدس
دفاع مقدس
#پانزده_روز طلایی_در_دفاع_مقدس 31 تیرماه تا 15 مرداد 67 روزهای طلایی ما در دفاع مقدس بود که رزمندگا
👈 نام عملیات: #سرنوشت
📍 منطقه عملیات: حدفاصل طلائیه تا شلمچه
🗓 زمان عملیات: ۱۳۶۷/۴/۳۱
🗺 نوع عملیات: پاتک سپاه در برابر هجوم گسترده دشمن در پایان جنگ
❇️ فرماندهی عملیات: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
👈 سازمان عملیات: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
📊 نتایج عملیات: عقبنشینی دشمن و آزاد شدن جادههای این منطقه به سمت خرمشهر و جلوگیری از تصرف اهواز و سقوط خوزستان
دفاع مقدس
👈 نام عملیات: #سرنوشت 📍 منطقه عملیات: حدفاصل طلائیه تا شلمچه 🗓 زمان عملیات: ۱۳۶۷/۴/۳۱ 🗺 نوع عملیا
🔴 به مناسبت سالروز عملیات سرنوشت (غدیر)
✅ تنها دروغی که در جنگ گفتم همین بود!
◀ تا این مطلب را گفتم، آنها روحیه گرفتند که از طرف جانشین فرمانده کل سپاه نمایندهای به آنجا آمده و میگوید محکم همینجا بمانید و مقاومت کنید.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️
تنها سه روز بعد از اینکه ایران قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت، سپاه سوم ارتش متجاوز عراق، با استعداد ۱۳ لشکر، تهاجم خود را در روز جمعه ۳۱ تیر ۱۳۶۷ آغاز کردند
در واقع دشمن استعدادی را که ابتدای جنگ در ۳۱ شهریور۵۹ از قصر شیرین تا خرمشهر بهطور پراکنده به کار گرفته بود، در ۳۱ تیر۶۷ به طور ، در حدفاصل طلائیه تا شلمچه، به قصد تصرف اهواز و سقوط خوزستان وارد عملیات کرد
این تجاوز ارتش عراق که یادآور بلندپروازیهای صدام در روزهای آغازین جنگ بود، با تصور از هم پاشیدن انسجام داخلی ایران، پس از موافقت امام خمینی با قطعنامه ۵۹۸ آغاز شد
حمله مجدد عراقی ها از سمت شلمچه و زید بود تا بتوانند در زمان مبادله اسرا، نفرات بیشتری را در اختیار داشته باشند
این بار دشمن بمحض ورود بخاک کشورمان، با تدبیری که اندیشیده شد، در محاصره نیروهای ما گرفتار و با دادن تلفات و خسارات فراوان مجبور بفرار به داخل خاک خود شد
ناگفته نماند که در این مرحله از عملیات، نیروهای عراقی موفق شدند جاده خرمشهر به اهواز را هم برای ساعتی به اشغال خود دربیاورند ولی با مقاومت نیروهای ما و بسته شدن عقبهشان،متحمل خسارات زیادی شدند وتجهیزات فراوانی برجا گذاشتند که به غنیمت درآمد. این نتایج میتوانست درجلوگیری از شرارتهای جدید دشمن مؤثر باشد
راوی: رمضان الله وکیل؛ فرمانده تدارکات تیپ ۴۴ قمر بنیهاشم(ع)
دفاع مقدس
🔴 به مناسبت سالروز عملیات سرنوشت (غدیر) ✅ تنها دروغی که در جنگ گفتم همین بود! ◀ تا این مطلب را گفت
🎙روایت محمدرضا عیدی عطار زاده؛ فرمانده لشکر مهندسی رزمی ۴۲ قدر
دشمن وقتی دید امتیازات زیادی در قطعنامه ۵۹۸ از دست داده است و مقصر شناخته شده، تصمیم گرفت برای کسب امتیاز بیشتر، دوباره بخشهایی از سرزمین ما را به اشغال خود درآورد
چون محتوای قطعنامه برای ایران سند خوبی بود؛ ولو در حد همان نوشته روی کاغذ، سند خوبی بود. برای دیپلماسی سند خوبی بود؛ برای همان جریانی که باور داشت سازمان ملل میتواند گرهگشا باشد، نه برای انقلابیون و انقلاب اسلامی. دشمن میدانست که باخته است؛ بنابراین میخواست امتیاز بگیرد
در آن وضعیت، ارتش بعثی صدام، با همه توان تقویت شده خود، در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۶۷، به خطوط پدافندی ما در استان خوزستان، از سمت شمال خرمشهر برای دستیابی به جاده اهواز-خرمشهر و تهدید خرمشهر حمله کرد
رژیم عراق تصمیم داشت دوباره خرمشهر را بگیرد. نوک پیکان حمله دشمن ابتدا به سمت اهواز نبود؛ خرمشهر را هدف گرفته بود
در مقابل حمله عراق، هرکدام از لشکرهای سپاه، یکی دو تا گردان بیشتر در اختیار نداشتند. در این مقطع زمانی، خدا فرماندهان ما را امتحان کرد و آنها با قدرت به میدان آمدند و درس بزرگی به دشمن دادند
هرچند دشمنان با نیرنگ، در نیروها و مسئولان ما تزلزل ایجاد کرده بودند، آنها این درس را به دشمن دادند که اگر بچههای انقلاب اراده کنند، او نه میتواند خرمشهر را تصرف کند و نه حتی یک وجب از خاک ما را.
هنگام حمله دشمن به جنوب، من در تهران بودم. شبانه با یک ماشین وانت خودم را به اهواز رساندم و مستقیم به طرف جبهه حمیدیه و جاده اهواز-خرمشهر رفتم. نرسیده به پادگان حمید دیدم خیلی از نیروهای ما در حال جمع و جور کردن خود برای عقبنشینی هستند. توپخانه و کاتیوشاها و بعضی بنههای پشتیبانی، همه داشتند جمع میکردند
من از عقبنشینیهای گذشته تجربهای داشتم. لباس خاکی بسیجی تنم بود. علامت سپاه روی آن نبود؛ ولی همانجا با داد و بیداد گفتم: کی گفته برگردید؟ در حالی که اصلاً نمیدانستم وضعیت خط مقدم جبهه چطور است
این نیروها، بدون دستور فرماندهی عقبنشینی را شروع کرده بودند. این داد و بیداد ما کمی آنها را متوقف کرد. من تا نزدیک خط مقدم خاکریز پادگان حمید رفتم، دیدم واقعاً خط مقدمی در کار نیست. شاید کمتر از یک گروهان نیرو آنجا بود که در مقابل دشمن مقاومت میکردند. یکی دو نفرشان آر.پی.جی زن بودند. از گوش آنها خون میآمد و بقیه بچهها هم تقریباً مستأصل ایستاده بودند
فرماندهی در آنجا نبود.عدهای از فرماندهان برای جلوگیری از سقوط خرمشهر به آن جبهه رفته بودند به همین دلیل، این جبهه، هم از طرف خودمان و هم از طرف دشمن مغفول مانده بود
ادامه👇👇👇👇
دفاع مقدس
🎙روایت محمدرضا عیدی عطار زاده؛ فرمانده لشکر مهندسی رزمی ۴۲ قدر دشمن وقتی دید امتیازات زیادی در قطع
🔴 دروغ مصلحتی!
این خط وضعیت متزلزلی داشت. من برای اینکه بتوانم این جبهه را تقویت و هماهنگی ایجاد کنم، چون ممکن بود دوباره دشمن حمله کند، از بچههایی که در خط بودند سؤال کردم: شما نیروی کی هستید؟ گفتند: نیروی حاج حسین پروین (جانشین فرماندهی لشکر ۱۰ سیدالشهدا)
آنها گفتند: به ما گفته شده باید جمع کنیم و به کمک نیروهای مدافع خرمشهر بریم. وقتی دیدم همین چند نفر نیرویی هم که آنجا هستند میخواهند بروند، به دروغ گفتم: من نماینده رحیم صفوی هستم. کاری به حاج حسین پروین نداشته باشید. رحیم صفوی گفته همه شما باید اینجا بمونید.
این را مخصوصاً میگویم: تنها دروغی که در جنگ گفتم همین بود؛ چون من با همه وجود، از دوستانی که برای گرفتن امکانات و تجهیزات از پشتیبانی دروغ میگویند، ناراحت بودم.
وقتی به بچهها گفتم نماینده رحیم صفوی هستم، یکذره محکم شدند. نیروهای خوب و ساده و با دقتی بودند. تا این مطلب را گفتم، آنها روحیه گرفتند که از طرف جانشین فرمانده کل سپاه نمایندهای به آنجا آمده و میگوید محکم همینجا بمانید و مقاومت کنید. خود این کار سبب تثبیت آن منطقه شد و کمی نظم در خط به وجود آمد.
من به آنها گفتم: هر چی کمبود سلاح و امکانات دارید بگید، میرم پشتیبانی براتون میارم. به قرارگاه خاتمالانبیا (ص) رفتم که در چند کیلومتری همان منطقه بود. کسی از مسئولان آنجا نبود.
در موقعیت خط پادگان حمید، روحیه فرماندهی خودم را تقویت کردم و با یک برخورد از بالا، به چندنفری که آنجا بودند گفتم: توی این منطقه چه خبره؟ بچهها شروع کردند به گزارش دادن و گفتند که به محض اینکه بچهها در منطقه حسینیه به دشمن حمله کردند، عقبنشینی عراق از سمت خرمشهر شروع شد.
تانکهای عراقی بهطرف اهواز برگشتند، از پیچ کوشک هم گذشتند و بهطرف همین خاکریزهای اطراف پادگان حمید آمدند...آرپیجی زنهای ما رفتند جلو و دوتا از تانکهای آنها را زدند، دشمن خیال کرد اینجا جبهه بسیار مستحکمی است.
واقعاً خود خدا این جبههها را حفظ میکرد؛ همچنان که خدا خرمشهر را آزاد کرد. اینها فقط شعار نبود که حضرت امام بیان میکردند؛ حقایقی بود که امام با تعبیر ساده مطرح میکردند.
در قرارگاه، به آقای محمد فروزنده زنگ زدم و گفتم: خودت بیا اینجا و بنشین تا ببینی چه خبره. مقر لشکر ۷ ولیعصر (عج) اطراف قرارگاه بود. به آنجا رفتم، دیدم آنجا هم فرمانده لشکر و چند تا از بچههای پشتیبان لشکر هستند که میخواهند از منطقه بروند. اصلاً خبر نداشتند که در منطقه پادگان حمید چه پیشآمده است.
آقای کیانی فرمانده لشکر گفت: ما باید بریم طرف خرمشهر. آنطرف مأموریت داشت یا هر کاری، نمیدانم. گفت: من دارم از اینجا می رم. گفتم: آقا، بچهها رو جمع کن آماده باشند. ممکنه عراق دوباره به این منطقه تک کنه.
خلاصه هرچه توانستم برای جمعآوری نیرو و امکانات تلاش کردم. ظهر به بعد، مشخص شد دشمن مجبور شده عقبنشینی کند و جادههای این منطقه هم به سمت خرمشهر آزاده شده است.
منابع:
۱-فضلالله صابری، رضا اعظمیان جزی، موقعیت الله وکیل، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس: نشر مرزوبوم، حوزه هنری استان اصفهان، تهران ۱۴۰۱، ص ۲۹۵
۲-مشفقی خامنه، محمدرضا، تاریخ شفاهی دفاع مقدس: روایت: محمدرضا عیدی عطار زاده، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، تهران ۱۴۰۳، صص ۲۲۵، ۲۲۶، ۲۲۸، ۲۲۹
30.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۳۱ تیرماه ۱۳۶۷ -- دفاع پاتک سراسری دشمن ... و به عقب راندن نظامیان متجاوز از خاک ایران
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
🎥 سیری در جنگ تحمیلی
✅ پیروزی ایران، عقب نشینی صدام
◀️ ناکامی عراق در حمله مجدد به ایران و پس از آن ناکامی منافقین در حمله به ایران در چارچوب عملیات فروغ جاویدان، سبب شد صدام ناچارا قطعنامه 598 را در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ بپذیرد.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
۳۱ تیرماه ۱۳۶۷ -- دفاع پاتک سراسری دشمن ... و به عقب راندن نظامیان متجاوز از خاک ایران ▫️▫️▫️▫️▫️▫️
۳۱ تیرماه ۱۳۶۷ -- دفاع پاتک سراسری دشمن ... و به عقب راندن نظامیان متجاوز از خاک ایران
#روزهای_پایانی_جنگ
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
تنها سه روز بعد از اینکه ایران قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت، سپاه سوم ارتش متجاوز عراق، با استعداد ۱۳ لشکر، تهاجم خود را در روز جمعه ۳۱ تیر ۱۳۶۷ آغاز کردند.
حداقل هدف دشمن از این تجاوز این بود که با اشغال قسمتهای ارزشمندی از سرزمین خوزستان و به اسارت گرفتن بسیاری از نیروهای ایرانی، ضربهای مهلک به ایران وارد کند که در صورت موفقیت، به هنگام مذاکرات پس از جنگ، برگ برنده در دست عراق بود و میتوانست بیشتر خواستههای خود را بهطرف شکستخورده جنگ تحمیل کند.
تجاوز بسیار سنگین آن روزهای متجاوزان عراقی، وضعیت بسیار حساسی برای کشور به وجود آورده بود و نهتنها خرمشهر در آستانه سقوط قرار داشت، بلکه خطر سقوط اهواز، مرکز استان خوزستان نیز محتمل بود. چنین وضعیتی میتوانست ابتکار عمل امام خمینی را که با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ افکار عمومی جهان را به نفع ایران بسیج کرده بود، خدشهدار کند و توازن را در صحنه راهبردی جنگ به سود عراق برگرداند.
ولی این برداشت و تصور رژیم صدام خیلی زود نقش بر آب شد و رزمندگان اسلام یک بار دیگر دفاع در مقابل ارتش دشمن را برای آزادسازی خاک میهن عزیز و پشیمان کردن دشمن آغاز کردند.
رزمندگان داوطلب در شرایطی بسیار سخت درحالیکه خودِ فرماندهان لشکرهای سپاه در خطوط مقدم و در کنار جاده اهواز- خرمشهر با قوای دشمن درگیر شده بودند، توانستند ظرف کمتر از ۲ شبانهروز، قوای دشمن را به طور کامل در جبهه جنوبی تا نوارمرزی به عقب برانند.
پس از ناکامی عراق در حمله مجدد به ایران؛ این بار سازمان مجاهدین خلق به همراه ارتش عراق، با تصور تغییر موازنه قوا در جنگ و بحرانی شدن شرایط داخلی کشور، دست به حمله علیه ایران زدند. آنها نیروهای خود را از سایر کشورها به داخل عراق فراخواندند و با تشکیل، تجهیز و آموزش ۲۵ تیپ رزمی، در تاریخ ۳/۵/۱۳۶۷ از مرزهای غربی ایران وارد کشور شدند.
این تهاجم در صورت موفقیت میتوانست ایران را در آستانه ورود به شرایط جدید پس از جنگ، با دشواریهای بسیار زیاد در عرصه داخلی و بینالمللی روبرو کند.
رهبران سازمان معتقد بودند که در حمله به ایران، اکثریت مردم که از وضعیت جاری کشور و فشارهای ناشی از هشت سال جنگ، ناراضی هستند و نسبت به سرنوشت کشور بیتفاوت شدهاند، به آنها خواهند پیوست و سازمان میتواند با سازماندهی و بهکارگیری آنها، حرکتی تودهای را به راه انداخته و نظام سیاسی ایران را دچار فروپاشی کند و قدرت را به دست گیرد.
نادرست بودن این تحلیل موجب شد که نقطه اتکای طرح (نارضایتی مردم و شورش آنان) سست شده و سازمان در مراحل اولیه با شکست روبرو شود.
در این شرایط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موفق شد با بسیج و سازماندهی مردم و به صحنه آوردن آنها، شکست مجدد ارتش عراق و سازمان را در عملیات فروغ جاویدان را رقم بزند.
ناکامی عراق در حمله مجدد به ایران و پس از آن ناکامی منافقین در حمله به ایران در چارچوب عملیات فروغ جاویدان، سبب شد صدام ناچارا قطعنامه 598 را در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ بپذیرد.
بعد از قبول قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران و عراق و برگزاری جلسات مربوط به مذاکرات صلح دو کشور تحت نظارت سازمان ملل متحد که تقریباً دو سال به طول انجامیده بود، از اوایل اردیبهشت سال ۱۳۶۹، صدام با ارسال نامههای متعددی تمایل خود را برای برگزاری مذاکرات دوجانبه دو کشور خارج از مسیر نظارت سازمان ملل متحد ابراز داشت.
پس از حدود سه ماه و نیم مکاتبه بین روسای جمهور عراق و ایران، سرانجام صدام حسین که در جریان حمله به کویت تحت فشار بینالمللی قرارگرفته بود، به خواستههای جمهوری اسلامی ایران تن داد. او در پاسخ به نامه رئیسجمهور ایران در ۲۳ مرداد ۱۳۶۹ طی ششمین و آخرین نامه خود، شرایط ایران را برای تحقق صلح (مبنا قراگرفتن معاهده ۱۹۷۵ در مورد اروندرود، عقبنشینی سریع از اراضی اشغالی ایران و آزادی اسرا) پذیرفت.
با پذیرش دوباره معاهده ۱۹۷۵ از سوی صدام، عراق پذیرفت تا به نشانه حسن نیت، عقبنشینی از اراضی اشغالی ایران را از روز جمعه ۲۶ مردادماه ۱۳۶۹ برابر با ۱۷ اوت ۱۹۹۰ میلادی آغاز کند.
همچنین عراق قبول کرد تا از همین روز مبادله فوری و همهجانبه اسرای جنگ به هر تعدادی که در عراق و ایران در اسارت به سر میبرند را آغاز نماید.
با این توافق، ارتش عراق ظرف پنج روز تا ۳۰ مردادماه ۱۳۶۹ به مرز شناختهشده بینالمللی بر اساس معاهده ۱۹۷۵ تحت نظارت گروه ناظر نظامی سازمان ملل متحد، عقبنشینی کرد و دست از اشغال حدود ۲۶۶۳ کیلومترمربع از خاک ایران برداشت.
پس از گذشت دو سال از پایان جنگ، اولین گروه ۱۰۰۰ نفره اسرای ایرانی در ۲۶/۵/۱۳۶۹ از مرز خسروی وارد خاک ایران شدند و روز بعد به همین تعداد از اسرای عراقی به کشورشان بازگشتند.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
۳۱ تیرماه ۱۳۶۷ -- دفاع پاتک سراسری دشمن ... و به عقب راندن نظامیان متجاوز از خاک ایران
#روزهای_پایانی_جنگ
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
تنها سه روز بعد از اینکه ایران قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت، سپاه سوم ارتش متجاوز عراق، با استعداد ۱۳ لشکر، تهاجم خود را در روز جمعه ۳۱ تیر ۱۳۶۷ آغاز کردند.
حداقل هدف دشمن از این تجاوز این بود که با اشغال قسمتهای ارزشمندی از سرزمین خوزستان و به اسارت گرفتن بسیاری از نیروهای ایرانی، ضربهای مهلک به ایران وارد کند که در صورت موفقیت، به هنگام مذاکرات پس از جنگ، برگ برنده در دست عراق بود و میتوانست بیشتر خواستههای خود را بهطرف شکستخورده جنگ تحمیل کند.
تجاوز بسیار سنگین آن روزهای متجاوزان عراقی، وضعیت بسیار حساسی برای کشور به وجود آورده بود و نهتنها خرمشهر در آستانه سقوط قرار داشت، بلکه خطر سقوط اهواز، مرکز استان خوزستان نیز محتمل بود. چنین وضعیتی میتوانست ابتکار عمل امام خمینی را که با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ افکار عمومی جهان را به نفع ایران بسیج کرده بود، خدشهدار کند و توازن را در صحنه راهبردی جنگ به سود عراق برگرداند.
ولی این برداشت و تصور رژیم صدام خیلی زود نقش بر آب شد و رزمندگان اسلام یک بار دیگر دفاع در مقابل ارتش دشمن را برای آزادسازی خاک میهن عزیز و پشیمان کردن دشمن آغاز کردند.
رزمندگان داوطلب در شرایطی بسیار سخت درحالیکه خودِ فرماندهان لشکرهای سپاه در خطوط مقدم و در کنار جاده اهواز- خرمشهر با قوای دشمن درگیر شده بودند، توانستند ظرف کمتر از ۲ شبانهروز، قوای دشمن را به طور کامل در جبهه جنوبی تا نوارمرزی به عقب برانند.
پس از ناکامی عراق در حمله مجدد به ایران؛ این بار سازمان مجاهدین خلق به همراه ارتش عراق، با تصور تغییر موازنه قوا در جنگ و بحرانی شدن شرایط داخلی کشور، دست به حمله علیه ایران زدند. آنها نیروهای خود را از سایر کشورها به داخل عراق فراخواندند و با تشکیل، تجهیز و آموزش ۲۵ تیپ رزمی، در تاریخ ۳/۵/۱۳۶۷ از مرزهای غربی ایران وارد کشور شدند.
این تهاجم در صورت موفقیت میتوانست ایران را در آستانه ورود به شرایط جدید پس از جنگ، با دشواریهای بسیار زیاد در عرصه داخلی و بینالمللی روبرو کند.
رهبران سازمان معتقد بودند که در حمله به ایران، اکثریت مردم که از وضعیت جاری کشور و فشارهای ناشی از هشت سال جنگ، ناراضی هستند و نسبت به سرنوشت کشور بیتفاوت شدهاند، به آنها خواهند پیوست و سازمان میتواند با سازماندهی و بهکارگیری آنها، حرکتی تودهای را به راه انداخته و نظام سیاسی ایران را دچار فروپاشی کند و قدرت را به دست گیرد.
نادرست بودن این تحلیل موجب شد که نقطه اتکای طرح (نارضایتی مردم و شورش آنان) سست شده و سازمان در مراحل اولیه با شکست روبرو شود.
در این شرایط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موفق شد با بسیج و سازماندهی مردم و به صحنه آوردن آنها، شکست مجدد ارتش عراق و سازمان را در عملیات فروغ جاویدان را رقم بزند.
ناکامی عراق در حمله مجدد به ایران و پس از آن ناکامی منافقین در حمله به ایران در چارچوب عملیات فروغ جاویدان، سبب شد صدام ناچارا قطعنامه 598 را در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ بپذیرد.
بعد از قبول قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران و عراق و برگزاری جلسات مربوط به مذاکرات صلح دو کشور تحت نظارت سازمان ملل متحد که تقریباً دو سال به طول انجامیده بود، از اوایل اردیبهشت سال ۱۳۶۹، صدام با ارسال نامههای متعددی تمایل خود را برای برگزاری مذاکرات دوجانبه دو کشور خارج از مسیر نظارت سازمان ملل متحد ابراز داشت.
پس از حدود سه ماه و نیم مکاتبه بین روسای جمهور عراق و ایران، سرانجام صدام حسین که در جریان حمله به کویت تحت فشار بینالمللی قرارگرفته بود، به خواستههای جمهوری اسلامی ایران تن داد. او در پاسخ به نامه رئیسجمهور ایران در ۲۳ مرداد ۱۳۶۹ طی ششمین و آخرین نامه خود، شرایط ایران را برای تحقق صلح (مبنا قراگرفتن معاهده ۱۹۷۵ در مورد اروندرود، عقبنشینی سریع از اراضی اشغالی ایران و آزادی اسرا) پذیرفت.
با پذیرش دوباره معاهده ۱۹۷۵ از سوی صدام، عراق پذیرفت تا به نشانه حسن نیت، عقبنشینی از اراضی اشغالی ایران را از روز جمعه ۲۶ مردادماه ۱۳۶۹ برابر با ۱۷ اوت ۱۹۹۰ میلادی آغاز کند.
همچنین عراق قبول کرد تا از همین روز مبادله فوری و همهجانبه اسرای جنگ به هر تعدادی که در عراق و ایران در اسارت به سر میبرند را آغاز نماید.
با این توافق، ارتش عراق ظرف پنج روز تا ۳۰ مردادماه ۱۳۶۹ به مرز شناختهشده بینالمللی بر اساس معاهده ۱۹۷۵ تحت نظارت گروه ناظر نظامی سازمان ملل متحد، عقبنشینی کرد و دست از اشغال حدود ۲۶۶۳ کیلومترمربع از خاک ایران برداشت.
پس از گذشت دو سال از پایان جنگ، اولین گروه ۱۰۰۰ نفره اسرای ایرانی در ۲۶/۵/۱۳۶۹ از مرز خسروی وارد خاک ایران شدند و روز بعد به همین تعداد از اسرای عراقی به کشورشان بازگشتند.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
۳۱ تیرماه ۱۳۶۷ -- دفاع پاتک سراسری دشمن ... و به عقب راندن نظامیان متجاوز از خاک ایران ▫️▫️▫️▫️▫️▫️
14.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 در آخرین روز تیرماه ۱۳۶۷ و همزمان با دفع پاتک سنگین عراق در جبهه جنوب، در حالیکه بیشترین نیروهای ایران درگیر نبرد در مناطق مرزی خوزستان بودند، در شب ۳۱ تیر ۶۷ منافقین خلق در پشت مرزهای جبهه میانی، جلسه توجیهی داشته و آماده حرکت و عبور از مرزخسروی به سوی اسلام آباد و کرمانشاه بودند. خلأ نیروهای نظامی ایران در این منطقه، فرصت خوبی به آنها داد تا با کمک ارتش صدام طرح نفوذ به خاک کشورمان را بکشند ...
آنها این تحرک قافلگیرانه را (فروغ جاویدان) نام نهادند، همان حرکت نابخردانه که با پاسخ سریع و به موقع رزمندگان اسلام مواجه شد .آنها در تنگه چارزبر در دام رزمندگان اسلام افتاده، وبه کلی قلع وقمع شدند . به این نبرد پیروزمند در تاریخ دفاع مقدس عملیات مرصاد گفته میشود .
👇👇
13.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴🎬 نیرنگ صدام و رجوی پس از قطعنامه ۵۹۸ | "مرصاد" چگونه "فروغ جاویدان" را به محاق برد؟
↶【به ما بپیوندید 】↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
دفاع مقدس
🎞 در آخرین روز تیرماه ۱۳۶۷ و همزمان با دفع پاتک سنگین عراق در جبهه جنوب، در حالیکه بیشترین نیروهای ا
⁉️ چرا نظام اطلاعاتی ما در حرکت منافقین به خاک کشورمان غافلگیر شد؟؟
#عملیات_مرصاد
۱- جمهوری اسلامی در ۲۷ تیرماه ۱۳۶۷ اعلام کرد قطعنامه ۵۹۸ را بدون قید و شرط پذیرفته است.
۲- اولین واکنش سازمان منافقین در مورد پذیرش قطعنامه از سوی ایران ، برگزاری نشست رجوی با اعضا بود.
سخنرانی رجوی روز جمعه ۱۳۶۷/۴/۳۱ در حدود ساعت ۲۳:۳۰ دقیقه شروع شد.
۳- رجوی در این نشست، خبر عملیات « فروغ جاویدان » را می دهد. فرماندهان را معرفی و چگونگی عملیات و مسیرها را اعلام می کند.
۴-سخنرانی رجوی ساعت ۲:۳۰ دقیقه صبح پایان پذیرفت.
۵- در روزهای شنبه و یکشنبه به آماده سازی گذشت.اسرای ایرانی پیوسته به سازمان که قرار بود در عملیات شرکت کنند سازماندهی شدند .
طی یک نشست در روز شنبه ۱۳۶۷/۵/۱ فرمانده گردان ها،سرگروه ها و فرماندهان دسته در رابطه با آرایش ستون و مکانیزم عملیات توجیه شدند.
در روز یکشنبه۱۳۶۷/۵/۲ قرار شد کلیه قسمت ها حداکثر تا ساعت ۱۴ همه کارها را انجام داده و استراحت کنند.
۶-مادرها قرار شد در روز یکشنبه فرزندانشان را ببینند و خداحافظی کنند.
۷- طی همین دو روز افراد پایگاه بدیع به مرور آزاد شده و به قرارگاه اشرف رفته ودرسازمان تیپ ها قرار می گرفتند.
۸- در روز یکشنبه ۱۳۶۷/۵/۲ کلیه تیپ ها در قرارگاه اشرف مانور داشتند.
۹- البته تانک ها از چند روز قبل تحویل تیپ ها شده بود.(۱)
۱۰- حدود ۶۳۵ نفر از نیروهای سازمان را که از کشورهای دیگر پس از اعلام پذیرش قطعنامه به عراق فراخوان شده بودند در سازماندهی جدید تیپ ها قرار دادند.
به کارگیری این افراد چنان با تعجیل صورت گرفت که برخی از آنها فاقد لباس و پوتین نظامی بودند و بعضا با کفش های شخصی و معمولی خود در عملیات شرکت کردند.(۲)
۱۱- ستون ارتش سازمان منافقین متشکل از ۲۵ تیپ رزمی، راس ساعت ۶ صبح روز دوشنبه ۱۳۶۷/۵/۳ پس از اجرای مراسم صبحگاهی از قرارگاه خود در خاک عراق به حرکت در آمده و در ساعت ۱۶ از مرز خسروی عبور کرده و طبق پیش بینی،ستون ساعت۱۷ از قصر شیرین و ساعت ۱۸ از سرپل ذهاب عبور کردند.
۱۲- علی ربیعی معاون وقت وزیر اطلاعات در دوره عملیات مرصاد به نداشتن پاسخ روشنی توسط دستگاههای مسول به واکنش سازمان چنین اشاره می کند:
«دنبال پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی امام خمینی و تهاجم ارتش عراق در محورهای جنوب و غرب درمرداد۱۳۶۷،در محافل تصمیم گیری نظام، سوالی نه چندان غیر منتظره درباره پیامدهای فرعی رخداد تجاوز رخ نمود: سازمان مجاهدین چه واکنشی خواهد داشت؟ در آن لحظات بحرانی خیلی خوب به خاطر دارم که در زمان طرح سوال مذکور توسط نخست وزیر وقت، پاسخ روشنی که استوار بر داده های مشخص اطلاعاتی باشد، نه در وزارت اطلاعات و نه در سپاه و ارتش و سایر دستگاه های نظامی و امنیتی وجود نداشت.»(۳)
۱۳- آقای ری شهری وزیر اطلاعات می گوید:
«برای نخستین بار، در ساعات آخر روز دوشنبه سوم مرداد از سوی اداره کل اطلاعات کرمانشاه گزارش رسید که منافقین از مرز گذاشتهاند و به سوی اسلام آباد و کرمانشاه در حرکتاند. به دلیل وجود ستاد فعال و امکانات کارشناسی و جمع بندی سریع گزارشها در دفتر وزیر اطلاعات، و با توجه به شرایط جبههها و اخبار مربوط به وضعیت پایگاه شهید نوژه، موضوع تهاجم منافقین که برخورد با آن در حوزه وظایف وزارت اطلاعات قرار داشت بسیار جدی گرفته شد. موضوع سریعا به بیت حضرت امام و جناب آقای هاشمی رفسنجانی، که جانشینی فرمانده کل قوا را بر عهده داشتند و ظاهرا در جبهههای جنوب به سر میبرند مخابره شد. ایشان از طرق دیگری موضوع را بررسی نمودند و بر اساس سایر گزارشها نسبت به صحت خبر تردید کردند. من به گزارشی که از سوی ماموران اطلاعاتی به مرکز واصل شده بود، اطمینان داشتم؛»(۴)
البته سردار اسدالله ناصح جانشین وقت قرارگاه نجف در گفتگو با نشریه رمز عبور می گوید ساعت ۶ عصر متوجه شده ایم:
«پیش آقای هاشمی جلسه داشتیم.بعد از ظهر ساعت ۱۷:۳۰ به ما اطلاع دادند عراقی ها بدون هیچ مانعی تا این حد پیش رفته بودند؟..خبر رسید که عراقی ها به کرند رسیده اند.به کرند که رسیدند ، ساعت ۶بعد ازظهر اعلام شد اینها منافقین اند،چون پرچم منافقین مشخص بود.»(۵)
۱۴-کارشناس ارشد وزارت اطلاعات از غافلگیری دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی در عملیات مرصاد (و به تعبیر سازمان فروغ جاویدان) می گوید:
«اعتراف میکنم که ما خط سازمان را میدانستیم اما از برنامهاش مطلع نبودیم و غافلگیر شدیم. ما برای فهمیدن این موضوع طراحیهایی کردیم و حتی در یکی از کشورها اطلاعات ذیقیمتی به دست آوردیم اما نتوانستیم جزئیات عملیات را متوجه شویم. در واقع وقتی کار از کار گذشت، موفق شدیم.»(۶)
ادامه👇👇👇
⚪️ ادامه از پست قبل:
۱۵- ناصر رضوی از کارشناسان وزارت اطلاعات نیز در این خصوص می گوید:
«ما می دانستیم سازمان در عملیات بعدی می خواهدبه تهران بیاید، اما نمی دانستیم این حرکت چه وقت و از کدام محور و به چه شیوه ای می خواهد انجام شود.از این ها اطلاعات نداشتیم...
به هر حال از نظر این که وزارت اطلاعات نمی دانست که سازمان در این تاریخ می خواهد حرکت و عملیات کند، درست است.چرا؟ چون خود رجوی چهل و هست ساعت قبل اعلام کرده بود.یک نشست در اشرف گذاشت و به همه اعلام کرد و از آن وقت نیروها کامل در قرنطینه بودند.چون ما نفوذی داشتیم، اما نفوذی چگونه می تواند این اطلاعات را به شما انتقال دهد؟ از چه طریقی؟ با چه بی سیمی؟ یعنی هیچ وسیله ی ارتباطی بین نیرویی که داخل یک پادگان است با بیرون وجود ندارد.
سازمان هم داخل قرنطینه بود. از من بپرسید، می گویم طبیعی است که اطلاعات نداشته باشیم، اما به محض اینکه حرکت شان شروع شد،خودشان اعلام کردند.باز هم نیازی نبود وزارت اطلاعات اعلام کند.چون از رادیو داشت اعلام می کرد مردم ما داریم به تهران می آییم.»(۷)
۱۶- نکته پایانی:اداره کل التقاط، اداره کل اطلاعات کرمانشاه، دستگاه اطلاعاتی لشکرها و...منابع و مخبرین زیادی در مرز داشته اند.در مرز هم دیده بان و شنود بی سیم داشته اند.رادیو منافقین هم که مستقیم مارش حمله میزد.شاهد تحرکات و جابجایی نیرو در عراق و اروپا بوده ایم.
درون سازمان و عراق اروپا هم منابع و مخبر داشته اند.
ولی در عمق صدوپنجاه کیلومتری خاک مان تازه می فهمیم بامنافقین روبرو هستیم.
چرا نظام اطلاعاتی ما با وجوداین همه شواهد غافلگیر شد ؟
(۱)- بند ۱ تا۹ برگرفته از کتاب سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام،جلد سوم،چاپ دوم،پاییز ۱۳۸۵،از صص۳۳۶-۳۰۳.
(۲)-ناصرشعبانی،بن بست دراستراتژی،شکست درتاکتیک،انتشارات دانشگاه جامع امام حسین ،چاپ دوم ۱۳۹۶،ص ۳۵۵.
(۳)-رمزعبور،سال سوم،شماره۲۱،تیرومرداد۱۳۹۵،ص۲۵۹
۴-