دفاع مقدس
🌿 #خاطرات شهید محمدحسین یوسف الهی: 🌹شهید محمدحسین یوسف الهی چگونه از اهواز لب اروند و خواب ماندن
ادامه خاطرات شهید محمدحسین یوسف الهی 👇👇👇
✅ میوه های قرمز
🔹پیش از تصرف پنجوین، برای شناسایی همراه با حسین یوسف الهی زیر یک ارتفاعی رفته بودیم.
♦️(نزدیک گمرک عراق) عراقی ها مقاومت می کردند. نزدیک ارتفاع که شدیم، یک عراقی با کالیبر ۵۰ از بالای تپه ما را زیر آتش گرفت.
✅شهید حسین یوسف الهی بالای درختی رفت که میوه های کوچک قرمز و ترش مزه داشت، شروع به خوردن کرد. عراقی ها درخت را زیر آتش گرفتند، برگ های درخت روی حسین می ریخت.
🔻من که پایین درخت بودم هر چه التماس کردم که حسین پایین بیا، نیامد و همچنان از میوه ها می خورد و مقداری هم به من می داد. او گفت: عراقی ها نمی دانند که وقت شهادت من نیست!»
🔵با خیال راحت شناسایی کرد و پایین آمد، من وقتی فهمیدم که از زمان مرگش خبر دارد، هیچ نگفتم و خیالم راحت شد.
📚رندان جرعه نوش خاطرات حمید شفیعی نویسنده محمد دانشی ص ۱۱۳ و ۱۱۴
🌾🌷🌾🌷🌾🌷🌾🌷🌾🌷🌾
وقتی هور العظیم بودیم ،خواب دیده بودم محمد حسین یوسف الهی شهید می شود از آن زمان به بعد هر وقت می دیدمش بی اختیار اشکم جاری می شد.
خودم را برای عملیات والفجر هشت رساندم منطقه با مهدی پرنده غیبی باهم بودیم که محمد حسین با موتور از راه رسید باز اشکم جاری شد.
محمد حسین دل از دنیا کنده بود خطاب به مهدی گفت: شما کاری ندارید من هم دارم می روم شهادتش را می گفت.
مهدی شروع کرد به گریه کردن و گفت: محمد حسین! تو اهل این حرف ها نبودی تو که رفیق با معرفتی بودی
محمد حسین گفت: به خدا قسم! دو سال است که به خاطر رفاقت با شما مانده ام بعد از شهادت شهید اکبر شجره این دو سال را فقط به هوای شما صبر کردم دیگر بیش از این ظلم است انصاف بدهید آن طرف هم کسانی هستند که منتظرم هستند.
همان طور که می خندید سوار موتورش شد و رفت و ما فقط گریه کردیم و نگاه کردیم.
راوی: حمید شفیعی
🌱🌾🌱🌾🌱🌾🌱🌾🌱🌾🌱🌾
🌷شهیدی که جایش در بهشت را نشانش دادند.
سردار شهید محمد حسین یوسف الهی زمانی که متولد شد مادر شهید پدرش را صدا می زند که بیا ببین در اتاق چه خبر است.
هنگام ورود پدر شهید به اتاق متوجه روشنایی و عطر و بوی خاصی می شود.
پدر شهید بیان می فرمودند هر زمان محمد حسین از جبهه به خانه می آمد در خانه خودش خود به خود به روی او باز می شد.
هادی برادر شهید یوسف الهی نیز بیان نموده که نیمه شبی دیدم محمد حسین بیدار است.
پرسیدم داداش چرا نخوابیدی؟
من را کنار خودش خواند و گفت: تو جایت را در آن دنیا دیده ای؟
گفتم : مسلم است که ندیده ام.
بعد خودش گفت: امشب جایم را در بهشت نشانم دادند.
به همین خاطر خواب به چشمانم نمی آید.
(راوی؛ حمید شفیعی)
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنان حاج قاسم سلیمانی درباره شهید محمدحسین یوسف الهی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
⏳ ۲۷ شهریور سالروز درگذشت شاعر پرآوازه ایران ، شهریار ملک سخن، محمد حسین بهجت 👆📷 شعرخوانی #شهریا
🔷 ۲۷ شهریور روز ادب و شعر فارسی بر شاعر، داستان نویس، عکاس، فیلمبردار، صدابردار، موسیقی دان، طراح، نقاش، مستند ساز، کارگردان، تهیه کننده، مهندس، معمار و تئوریسین انقلاب اسلامی شهید سید مرتضی آوینی مبارک باد.
دفاع مقدس
🔷 ۲۷ شهریور روز ادب و شعر فارسی بر شاعر، داستان نویس، عکاس، فیلمبردار، صدابردار، موسیقی دان، طراح، ن
🔷 به مناسبت ۲۷ شهریور روز شعر و ادب فارسی
♦️شهید آوینی: «با شروع انقلاب تمام نوشته های خویش را اعم از تراوشات فلسفی، داستان های کوتاه، اشعار و... در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که حدیث نفس باشد، ننویسم و دیگر از خودم سخنی به میان نیاورم.»
🔸منبع: «وصیت نامه خودنوشت شهید آوینی»
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 از همت به ملت ....
🌴 گرامیداشت هفته دفاع مقدس
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
💠 اولین شاعر شهید دفاع مقدس را بشناسید
✍ نمونه اشعار شاعر 👆👆
▫️حسین ارسلان، ملقب به رخشا، اولین شاعر صاحب اثر شهید دفاع مقدس است که تنها ۹روز پس از اعزام به جبهه به شهادت رسید
متولد ۲۵ بهمن ۱۳۲۴ در یزد / محیط اعتقادی و آموزشهای پدرش علیاصغر او را با معارف اسلام و اهل بیت (ع) آشنا کرده و عشق آنها را در دلش انداخت
سال ۱۳۴۶، ۲۲سالش شده بود که در روستای گلیرد طالقان مأمور بخدمت فرهنگی شد و همین باعث شد یک سال را در کنار آیتالله طالقانی بگذراند و از محضر او بهره ببرد
رخشا ۲سال بعد ازدواج کرد وهمسرش امین و مریمِ دندانپزشک،محسنِ مدیر و احسان را بدنیا آورد.بعد از چندسال آرام آرام زندگی رخشا از حالت آرام وشاعرانه خود خارج شد و به پخش اعلامیه و نوارهای مذهبی برای مبارزه بارژیم ستمشاهی مشغول شد. ۲سال بعداز انقلاب هم به رفسنجان مهاجرت کرد و همانجامشغول بکارمعلمی شد.او در برخورد با شاگردان بیقرار،حساس،شکیبا و غمخوار بود و اندیشههای درونی،وی را بسرودن شعر واداشت.سرانجام هم از اعضای فعال هیأت مدیره کانون اسلامی شعرا و ادبای اداره ارشاد رفسنجان شد
ازجمله خصوصیات او ذوق و استعداد سرودن شعربود؛ با اینحال ازشهرت و دیگر امتیازات شاعری دوری میکرد.او نجواهای قلبی خودرا تحت تأثیر جنگ تحمیلی،ایثار وشهادتطلبیهای امت اسلام،در رثای شهیدان ورزمندگان میسرود.از شعرهای او میتوان فهمید تاچه اندازه مردن طبیعی و دربستر را ننگ میدانست و آرزوی شهادت درراه حق راداشت
اوسرانجام در۱۱ آذر۶۴، در۴۰سالگی عازم جبهه شد وتنها ۹روز بعد،درهورالهویزه مورد اصابت بمباران هوایی رژیم بعث قرارگرفته وبشهادت رسید