دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن ق
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۵۰
● مصاحبهای مفصل با
«نزار عبدالکریم الخزرجی» ۱۳(آخر)
سؤال: آیا دوست داشتید خانواده حاکم کویت را بازداشت کنید؟
خزرجی: البته! او چنین آرزویی داشت.
- آیا او فکر میکرد که همیشه در کویت زندگی خواهد کرد؟
- بله، انتظار وقوع جنگ را نداشت و محاسباتش اشتباه از آب درآمد. او بر این باور بود که غرب به نفت علاقه دارد و یکچهارم ذخایر نفت جهان در دستان مردی است که قادر به تثبیت مواضع خود میباشد. وی آمادگی تأمین نفت برای غرب را داشت، اما نمیدانست که جهان تغییر کرده، سازمان ملل متحد شکل گرفته و منافع قدرتهای بزرگ و حتی علوم نظامی دگرگون شدهاند.
در حقیقت، او از سیاست خارجی بیخبر بود و در این زمینه ضعف مرگباری داشت! او نمیدانست که چه تغییراتی در تصویر بینالمللی رخ داده است. در امنیت داخلی و تسلط بر مردم مهارت داشت، اما در سیاست خارجی ناآگاه بود. تصور کنید که پس از حمله به کویت، از اینکه رهبران عرب در کنار او نایستادند و مردم آن کشورها نیز برای سرنگونی حکومتهایشان قیام نکردند، شگفتزده شد!
عدم آگاهی وی از دنیای خارج موجب شده بود که سیگنالها را بهدرستی درک نکند. این همان اتفاقی است که در دیدار او با دیپلمات گلیسی - دیپلمات آمریکایی رخ داد. گلپسی در حال آماده شدن برای رفتن به تعطیلات بود و از طریق وزارت امور خارجه مأموریت یافت که با رئیسجمهور دیدار کند. او توضیح داد که کشورهای حوزه خلیج فارس در تلاشاند تا عراق را گرسنه نگه دارند و به زانو درآورند، و این عملی است که میتواند واکنش شدیدی از سوی ما به همراه داشته باشد.
گلپسی دستورالعمل خاصی نداشت و پاسخهای کلی ارائه میکرد. گلپسی به او گفت که سیاست آمریکا مداخله در اختلافات بین کشورهای عربی نیست و نگرانی خاصی ندارد؛ زیرا آنها خودشان میتوانند مشکلاتشان را حل کنند. این سخنان بهعنوان چراغ سبز تفسیر شد. تصور کنید که او شروع جنگ را نوعی خیانت دانست و گفت: «خیانتکار! خیانتکار!»
سؤال: آیا مسئله تا مرز جنگ پیش میرود و سپس حلوفصل میشود؟
خزرجی: بله، وقتی جیمز بیکر - وزیر امور خارجه آمریکا - خواستار دیدار با عزیز شد، او متوجه شد که این یک اولتیماتوم است و به دنبال آن جنگ خواهد آمد. او آمریکا را ضعیف دانست! صدام دستورات لازم را به طارق عزیز داده بود تا در مذاکرات سرسخت باشد. بیکر که اهداف کشورش را پنهان نمیکرد، به عزیز گفت: «عراق نابود خواهد شد و شما را به دوران اولیه بازخواهیم گرداند.»
سؤال: او در کجا پناه گرفت؟
خزرجی: این شیوه او بود، هیچکس از محل اختفای او آگاه نبود.
سؤال: آیا او از واکنش شورویها شگفتزده شد؟
خزرجی: بله، اتحاد جماهیر شوروی به او گفتند: «شما میخواهید ما را در معرض خطر یک جنگ جهانی قرار دهید، آنهم بدون اینکه در این مورد با ما مشورت کرده باشید.»
سؤال: داستان قیام جنوب و شمال پس از جنگ کویت چیست؟
خزرجی: فشارها بسیار زیاد شده بود و هنگامی که تلاش میکرد از زیر این فشارها خارج شود، این اتفاق رخ داد. حتی احساسات میهنی باید کنترل و هدایت شوند تا در مسیرهای متناقض حرکت نکنند.
متأسفانه شورشیان در جنوب، ارتش و نهادهای حکومتی را هدف قرار دادند. ارتش، بهجای پیوستن به قیام، درگیر درگیریهایی با مردم شد. هدف ارتش این بود که در برابر قیام آمادگی داشته باشد و به صدام وفادار بماند. اطلاعات من نشان میدهد که رهبران و فرماندهان در واکنش به احساس تحقیر و فریب، تصمیم گرفتند که صدام را سرنگون کنند.
سؤال: چه چیزی منجر به سرکوب قیام جنوب پس از جنگ کویت شد؟
خزرجی: سرکوب قیام جنوب توسط گارد جمهوری، نیروهای امنیتی و بخشی از ارتش انجام شد. در آن زمان، صدام حسین اعضای شورای فرماندهی انقلاب و رهبری ملی حزب را به مناطق مختلف فرستاد و به آنها اختیارات گستردهای داد.
از جمله این افراد، عزّت الدوری، طاها یاسین رمضان و حسین کامل بودند. صدام اعضای رهبری را در چند منطقه مستقر کرد. در شهر صدام (بغداد)، درگیریهایی رخ داد که باعث تلفات هر دو طرف شد، اما در نهایت قیام سرکوب گردید.
ادامه دارد
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 گریههای نجمالدین شریعتی هنگام شنیدن قصه شهادت جوانی که مقابل چشمان یک شخص دیگر بی سر شهید شد و الباقی ماجرا...
✍ قابل توجه مسئولین!
♦️شهید آوینی: «آری، ما از این موهبت برخوردار بودیم که انسان دیدیم. ما همه افقهای معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کردیم. ما ایثار را دیدیم کهچگونه تَمَثُّل مییابد؛ عشق را هم، امید را هم، زهد را هم، شجاعت را هم و همه آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیدهاند، ما بهچشم دیدیم. ما دیدیم که چگونه کرامات انسانی در عرصه مبارزه به فعلیت میرسند.»
🔸منبع: کتاب «گنجینه آسمانی»
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 برشی از مستند «روایت فتح» با صدای آسمانی شهید آوینی
🔸یکی از حوزه آمده است و دیگری در مشهد لبنیات فروشی دارد و این سومی کشاورز است و این همه، تو گویی همان حماسههای صدر اسلام است که با وسعتی بیشتر تکرار می شود!
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🔷 لبخند زیبای شهید فلسطینی! (فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ. شهدا به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند و براى كسانى كه از پى ايشانند و هنوز به آنان نپيوسته اند شادى مى كنند كه نه بيمى بر ايشان است و نه اندوهگين مى شوند.) آیه ۱۷۰ سوره آل عمران
♦️شهید آوینی: «گوش کن، می شنوی؟ کربلا و آن سوی تر قدس، در انتظار طلیعه داران هستند؛ هم آنان که راهگشای تاریخ به سوی عدالت موعود خواهند بود. آیا تو نیز به خیل آنان پیوسته ای؟»
🔸منبع: کتاب «گنجینه آسمانی»
🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷
🌿 از فرش تا عرش 🕊🕊
⚪️ به یاد حر کازرون, شهید حسن همدانی نژاد🌷
﴿راوی: دکتر حاج کاظم پدیدار﴾
✍ در سوسنگرد بودیم، گروهی از بازماندگان عملیات طریق القدس با من مانده بودند. آن ها گرچه به ظاهر زیاد نبودند اما در واقع دریایی از معرفت، عشق، محبت و ایثار بودند که از قافله جامانده بودند تا فتوحات طریق القدس را به تثبیت برسانند.
در یکی از روزها، برادری از گروه مان آمد و به من که علی الظاهر مسئول گروه بودم گفت مطلبی دارم، گفتم بفرما. گفت یکی از برادران کازرونی آمده و می خواهد به جمع ما ملحق شود. اما رویش نمی شود با شما صحبت کند. گفتم چرا، مگر جنگ کردن و کشته شدن هم رو می خواهد. گفت آخر می ترسد به خاطر سوابقش شما به او جواب نه بدهید. گفتم مگر چه مشکلی بوده است. گفت ظاهراً در محله به خاطر شیطنت هایش که مربوط به جوانی بوده از او به نیکی یاد نمی کنند.
رفتم و او را دیدم. جوانی با قد و قامتی نسبتاً رشید، ریش های بلند، محجوب و سربزیر که آثار معرفت و ایمان به درستی در چهره اش هویدا بود.
به او خوش آمد گفتم و او را به دیگر دوستان معرفی نمودم. از همان دیدار اول حجب و حیای او مرا گرفت. احساس کردم این حسن آن حسنی نیست که راجع به او صحبت شده است.
بعد از چند روز بالاخره دل به دریا زدم و گفتم راستی حسن آقا چطور شد که شما به جبهه آمدید. گفت من آدم خوبی نبودم ولی مادرم را خیلی دوست می داشتم و به او عشق می ورزیدم. مادرم مریض شد و در حال احتضار؛ در حالی که به شدت نگران حال مادرم بودم، خواستم کاری کرده باشم. به مادر گفتم، مادر اگر کاری از دست من برمی آید بگو تا انجام دهم. مادرم گفت هر کاری بگویم می کنی. گفتم بله. گفت قول می دهی؟ گفتم بله. گفت من یک آرزو دارم و آن این است که شما هم مثل بسیجیان و جوانان غیرتمند شهر و کشور به جبهه بروی. کاری کن که مایه افتخار من شوی.
این سخن آنچنان بر من تاثیر گذاشت و حال مرا دگرگون ساخت که تصمیم گرفتم همه چیز را کنار بگذارم و به خیل رزمندگان بپیوندم. مادرم به رحمت ایزدی پیوست و من می خواستم آرزوی او را برآورده کنم. برای اولین بار به مدت 4 ماه به جبهه غرب رفتم و چون آن جا عطش جنگ با دشمن مرا سیراب نکرد، تصمیم گرفتم به جبهه جنوب بیایم.
حسن گفت، شنیده بودم سوسنگرد شهر عاشقان شهادت است و اگر خداوند توفیق دهد من هم می خواهم جز یاوران عاشق شهادت باشم. این بود که تصمیمم بر این شد تا به سوسنگرد آمده و به شما ملحق شوم.
مدتی با هم بودیم، یک روز تصادفی و در یک جای خلوت او را دیدم در حالی که یک نخ سیگار در دست داشت. تعجب کردم. گفتم حسن سیگاری نبود و سیگار نمی کشید، پس سیگار در دست او چه می کند. علت را جویا شدم. حسن گفت واقعیت این است که من در دوران جوانی و جهالت اقدام به خالکوبی پشت دستانم نمودم و حال تصمیم گرفته ام با آتش سیگار تمام خالکوبی ها را بسوزانم و کاری کنم که آثاری از آن ها برجای نماند. از طرفی هم با وجود این ها رو ندارم دستم را رزمندگان ببینند.
پس از چند روز دیدم که حسن تمام خالکوبی های پشت دستش را سوزانیده و موفق به آن شده است.
🌿 دوران جنگ تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👇👇
دفاع مقدس
🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷 🌿 از فرش تا عرش 🕊🕊 ⚪️ به یاد حر کازرون, شهید حسن همدانی نژاد🌷 ﴿راوی: دکتر حاج کاظم پدید
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊🕊 لحظه عروج شهید والامقام حسن همدانی نژاد🌷
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
دفاع مقدس
🕊🕊 لحظه عروج شهید والامقام حسن همدانی نژاد🌷 •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 لحظه به شهادت رسیدن شهید والامقام حسن همدانی نژاد، حر دیار کازرون، استان فارس
صبح که میشود
قلبم را از نو
برایِ کنارِ شما تپیدن
کوک میکنم
این یعنی خودِ خود زندگی ...
#صبح_بخیر
#قهرمانان_وطن
هدایت شده از دفاع مقدس
🕊🕊 ۲۴ مهر -- سالروز عروج اولین روحانی شهید دفاع مقدس
🌷شهید شیخ شریف قنوتی، از مدافعین خرمشهر در روزهای آغازین جنگ تحمیلی
او که با چنگ و دندان در برابر تجاوز ارتش تا دندان مسلح عراق در خیابان های خرمشهر با صدامیان می جنگید...
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
شیخ محمدحسن شریف قنوتی را به عنوان اولین روحانی شهید دفاع مقدس میشناسند. او که در آغازین روزهای جنگ با انبوهی از کمکهای مردم بروجرد عازم خرمشهر شد، یکی از عناصر اثرگذار در دفاع از آن شهر بود. در سند حاضر دادستان وقت آبادان و خرمشهر به شیخ شریف قنوتی مجوز سازماندهی نیروهای مردمی را میدهد. این آخرین حکمی بود که او دریافت کرد. سرانجام در 24 مهر ماه 1359 در خیابانهای خرمشهر مظلومانه به شهادت رسید.
🔹 به گفته امیر سرتیپ سید ابراهیم حجازی: «شیخ شریف قنوتی از چهرههای بسیار مخلص زحمتكش و واقعاً یك روحانی بیادعای انقلابی بود كه هدفش دادن روحیه به بچهها بود. وی همچنین نیرو و غذا و مهمات به خط تلاقی میبرد اما در روز ۲۴ مهر ماه به طرز خیلی فجیعی در یك درگیری تن به تن در خیابان چهل متری خرمشهر توسط عراقیها به شهادت رسید. با او بسیار بسیار برخورد بدی در حد مثلهكردن داشتند زیرا كه ایشان را میشناختند.»
💠 هنگامی که به اسارت درآمد سربازان عراقی فریادی شادی برآوردند: "اسرنا الخمینی"ما یک خمینی را اسیر کردیم!!
جنایتکاران، مغز و شقیقه او را توسط ضربات سرنیزه متلاشی کردند...
دوران جنگ تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
هدایت شده از دفاع مقدس
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▫️ محمد حسن شریف قنوتی، روحانی شهید مدافع خرمشهر
آغازین روزهای جنگ تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
هدایت شده از دفاع مقدس
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیخ شریف قنوتی ، اولین روحانی شهید دفاع مقدس
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄