eitaa logo
دفاع مقدس
4هزار دنبال‌کننده
17.7هزار عکس
11.5هزار ویدیو
966 فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅ مرجع‌نشرآثارشـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست، سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته، سراسر از ذکر ﴿یالیتناکنامعک﴾ لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹پس از گذشت هفتمین روز اسارت، ما را به داخل شهر بصره بردند، تشنگی جانمان را به لب رسانده بود، به همین دلیل تعدادی از بچه ‌ها مثل آقایشان اباعبدالله الحسین (ع) شربت شهادت نوشیدند و به لقاءالله پیوستند. مردمان وحشی بصره همان کوفیانی که مسلم را به شهادت رساندند، با فحش و سنگ و آب دهان به استقبالمان آمده بودند. 🔸هفت روز بدون غذا و فقط با کمی آب طاقت آوردیم، البته در این مدت از شکنجه، کتک و وحشیگری به حد اعلا دریغ نکردند. یک روز تعداد زیادی از برادران را برای فلک کردن به مقر خودشان بردند و آنها را به فلک بستند و در هوای سرد زمستان، پاهای آنها را با آب خیس کردند و با کابل های ضخیم، مانند گرگ‌ های درنده وحشی به جان آنها افتادند و نفراتی را هم به وسیله شوک الکتریکی شکنجه کردند. ▪️فردا صبح پس از آمار روزانه، سراغ آسایشگاه آمدند و بچه ‌ها را دو به دو، رو به روی هم قرار دادند، سپس یکی از فرماندهان عراقی دستور داد که هر دو نفر به صورت هم سیلی بزنند. لحظه بسیار سختی بود، زیرا نوجوانانی ١٦ ساله در مقابل پیرمردهایی ٥٠ ساله قرار داشتند و این بزرگترین شکنجه روحی برای همه ما بود. 🔺اشک در چشمان همه بچه‌ ها موج می‌ زد و بغض گلویمان را می‌ فشرد. هیچ کس عکس‌العملی نشان نداد، به همین دلیل افسر عراقی بار دیگر فریاد زد و تهدید کرد. هر کس به طرف مقابل می‌ گفت: «بزن، اشکالی نداره، این اجبار از طرف بعثی‌ هاست»، ولی هیچ کس چنین کاری نکرد تا اینکه عراقی ‌ها با کابل به جان بچه ‌ها افتادند و چند تن را زخمی کردند.... ─ (راوی: آزاده ارتشی، استوار یکم محمد نادری) @DefaeMoqaddas