Ahangaran&Bahari4_5852671171694176054.mp3
زمان:
حجم:
16.8M
🍂 نماهنگ زیبای
جنگ و عشق
🔸 با نوای
حاج صادق آهنگران
و مرتضی بهاری
سردار رشید اسلام ، مؤسس واولین فرمانده مهندسی رزمی ، لشکر ۱۴مقدس امام حسین علیه السلام ، شهید عبدالرزاق فرزند محمددر عملیات رمضان در تاریخ ۱۳۶۱/۴/۲۳در
سن ۲۱به شهادت رسیدیاد وخاطره اش گرمی باد.🥀🥀🥀🥀🥀 :
برگی ازخاطرات شهید : چرا معطل هستید؟!
مرحله سوم عمليات بيت المقدس شروع شده بود. نيروهاي مهندسي با ساير خودروهاو آمبولانسها به سمت خرمشهر در حركت بودند که يك ميدان مين پاكسازي نشده سر راه آنها سبز شد. بیشتر نيروهاي پياده از معبر باريكي عبور كرده و چند كيلومتر جلوتر با دشمن درگير شده بودند.آنها دائم از طريق بيسيم درخواست مهمات و آمبولانس مي كردند. اين طرف امارزمنده هایی که تا به حال مين خنثي نكرده بودند در حال مشورت و تصميم گيري بودند که عبدالرزاق با موتور از خط مقدم رسیدو پرسيد:«چرا معطل هستيد؟نيروها به كمك فوري نيازمندند و دارنديكي يكي از بين مي روند.» بلافاصله سوار يك بولدوزر شد و شروع به پاكسازي ميدان مين کرد. مين ها مثل اسپند روي آتش جلوی بيل بولدوزر منفجر مي شدند. فضا پر از دود و گردو خاك شد تانیروها به کمک رزمنده ها در خط مقدم بشتابند.
18.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عملیات رمضان
برادر حمید رئیسی از فرماندهان این عملیات
زمان:
حجم:
34.4M
برادر مرتضی علیجانی
از فرماندهان تخریب
@defaehmoghadasesfahan
اصفهان در دفاع مقدس 🌷🇮🇷
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید عبدالرازق زارعان
موئسس و اولین فرمانده مهندسی رزمي لشکر امام حسین علیه السلام
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عملیات رمضان ( تدارکات )
راوی : برادر اکبر دادخواه
سردارشهید علیرضا محمدی دولت آبادی فرزند اسماعیل یکی از فرماندهان گردان حضرت ابوالفضل لشکر۱۴ امام حسین ( ع) ودومین شهیدخانواده که درعملیات کربلای۱۰جانباز۷۰درصدشدوپس ازچندین سال تحمل دردورنج ناشی ازجانبازی درسن۳۵ سالگی درتاریخ ۱۳۷۹/۱۲/۱در بیمارستان ساسان تهران به یاران شهیدش پیوست.
ازخاطرات شهید : برويد محمدی را بياوريد!يك روز كه رزمنده ها بيرون از سنگر در حال نماز خواندن بودند، تك تيراندازهای عراقی روی تپه ها بچه ها را نشانه گرفتند و آنها را مجروح كردند. تك تيراندازهای ما هم حريف آنها نمی شدند.حاج حسین خرازی كه می دانست هدف گيری عليرضا حرف ندارد گفت: «برويد محمدی را بياوريد.» عليرضا بدون معطلی و با شهامت يك سرنیزه برداشت و از تپه ها بالا رفت و در يك حركت تك تيرانداز عراقی را به هلاكت رساند.حاج حسین او را تحسين كرد و به او گفت تو بايد پست های مهم تری داشته باشی.جواب علیرضا این جمله بود: «من برای پست و مقام كاری نكردم، وظيفه ام بود.»
خاطره دوم:تنها آرزویش " در اين دنيا تنها آرزويش طواف خانه خدا بود. با ديدن تصاوير مسجدالحرام و مسجدالنبی در تلويزيون اشك در چشمانش حلقه می زد.و بعد از سالها انتظار خداوند ما را هم به زيارت خانه اش فراخواند. عليرضا از همان آغاز سفر بيمار شد و تب و لرز شديد داشت. موقع احرام بستن با همان مريضی زيارت عاشورا را با صدای رسا وزيبا برای همه زائران داخل اتوبوس می خواند. بعد از بازگشت در روز عيد قربان سال 1379 بعد از تحمل 137 روز بيماری و زخم های جامانده از جنگ، حج ابراهيمی خود را به كمال رساند بشهادت رسید