eitaa logo
دفاع مقدس
4هزار دنبال‌کننده
17.7هزار عکس
11.5هزار ویدیو
1هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅ مرجع‌نشرآثارشـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست، سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته، سراسر از ذکر ﴿یالیتناکنامعک﴾ لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند
مشاهده در ایتا
دانلود
دفاع مقدس
🎥 #فیلم | مصاحبه شهید محمدرضا دستواره ، معاون لشگر 27 در زمان جنگ 🎤 سخن شهید دستواره راجع به پبشرو
❂○° امدادهای غیبی °○❂ 💠 خاطره‌ای از شهيد «سيّد محمّدرضا دستواره»، قائم‌مقام فرماندهي لشكر 27 محمدرسول الله(ص): 🔸«... قبل از شروع عمليات بيت‌المقدس(آزادسازی خرمشهر)، مسئوليت واحد پرسنلي تيپ 27 را به عهده داشتم. به خاطر دارم غروب روزي كه قرار بود عمليات شروع بشود، نزد (فرمانده تیپ) رفتم و از او تقاضا كردم اجازه بدهد به عنوان يك نيروي سادة رزمي، همراه رزمندگان عمل‌كننده بروم به عمليات. وی بعد از اصرار زياد من اجازه داد. اين شد كه رفتم به غرب رودخانه كارون و آن شب در خدمت شهيد كه آن زمان فرماندهي گردان حمزه را به عهده داشت، حركت كرديم و رفتيم جلو، فراموش نمي‌كنم كه وقتي به آن خاكريزهاي سراسري شمالي ـ جنوبي دشمن نزديك مي‌شديم، سگ‌هاي نگهبان تعليم ديدة دشمن، مرتب پارس مي‌كردند، اما هيچ چشم بينا و هيچ گوش شنوايي از طرف بعثيون كافر وجود نداشت كه متوجه حركت و عبور ما از آن خاكريزها بشود. 🔹حدود 2 كيلومتري جادة اهواز به خرمشهر كه رسيديم،حاج احمد از طریق بي‌سيم، رمز شروع درگيري و آغاز عمليات را اعلام کرد. در آن لحظات، من به اتفاق شهيد چراغي، در سر ستون گردان حمزه بوديم. هيچ كسي جلوتر از من و چراغي در ستون گردان نبود. گردان حمزه در بين پنج گردان تك‌ور محور عملياتي سلمان، جلوترين گردان بود و بنده، چراغي و نصرت قريب و سايرين در سر ستون بوديم. 🔺موقعي كه خواستيم رمز را به نيروهایمان اعلام كنيم، شاهد اتفاق عجيبي شديم: من تا همين امروز هم اين معما برايم حل نشده كه آخر چه كسي جلوتر از ما قرار داشت كه آن طور شديد، صداي فريادهاي انبوه الله‌‌اكبر، يا زهرا (س) و يا علي‌بن ابي‌طالب (ع) و يا حسين (ع)، جلوتر از ما شنيده مي‌شد! ▪️در آن لحظات، هرچه فكر كردم، ديدم خدايا، ما كه جلوتر از همة نيروها هستيم، نيروها در پشت سر ما هستند و تيراندازي و فريادهاي آن‌ها از پشت سر ما به گوش مي‌رسد. اين صداهايي كه از مقابلمان شنيده مي‌شوند؛ اين فريادهاي پرشوري كه مثل شعارهاي مردم در تظاهرات قبل از پيروزي انقلاب است، از جانب چه كسي است؟! وقتي كه به دژ دشمن بر روي جاده اهواز ـ خرمشهر رسيديم، آنجا ديديم هيچ كس جز خود ما حضور ندارد و ساير نيروهاي بسيجي از پشت سر ما دارند مي‌آيند. 🔸بر روی دژ با كمال حيرت ديديم كلي از سنگرهاي دشمن متلاشي شده‌اند، بسياري از نيروهاي مزدور بعثي وحشت‌زده پا به فرار گذاشته بودند. من اين نكته را با تمام وجودم احساس و لمس کردم كه آن صداها، صداي ملائكة‌الله بود؛ ملائك بودند كه در جلوي ما به گفتن تكبير و ذكر يا زهرا (س) و يا حسين (ع) پرداخته بودند و جنود الهي به امداد و كمك ما آمده بودند. ▫️اين خاطره، همين طور برايمان باقي ماند و انشاءالله اصل و صورت واقعي اين قضيه در قيامت براي ما روشن و نمايان شود.» 📚 برگرفته از کتاب «نبردهای جنوب اهواز»، نوشته گلعلی بابایی ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️ 🌷۱۳ تیرماه ۶۵- سالروز شهادت محمدرضا دستواره(جانشین لشکر 27 محمدرسول‌الله-ص) 📡 گروه واتساپ "دفاع مقدس" 🕊🕊 https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk 📡 تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas 📡 ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
دفاع مقدس
▫️خبر شهادت پسر همسایه تابستان 1364 - تهران یکی از روزها که برای مرخصی آمده بودیم تهران، رفتیم دم خانه محمدرضا تعقلی در نازی آباد. حرف محمد دستواره و بازی‌هایش به میان آمد. محمدرضا گفت که یک سر برویم دم خانه‌شان. سوار بر موتور، رفتیم به کوچه‌های تنگ علی‌آباد در جنوب تهران و خانه آنها را پیدا کردیم. سیدحسین، کوچک‌ترین پسر خانواده در را باز کرد. حسین که مقداری حالت داش‌مشدی داشت، مثلا خواست قیافه بگیرد و خیلی سنگین و با تکبر داد زد - داش ممّد، بیا دم در ریفیقات کارت دارن. که من خندیدم و گفتم: به‌به داداش‌مون یه پا لاته ‌‌ها. که نگاه تندی انداخت و رفت داخل. محمد که آمد دم در، گیر داد برویم تو. هرچه گفتیم نه، قبول نکرد. خانه‌ای نقلی و داغان که ظاهرا طبقه پایین آن متعلق به حاج رضا دستواره بود که با زن و بچه‌اش آن‌جا زندگی می‌کرد. به طبقه بالا رفتیم که پدر و مادرشان هم آمدند نشستند. حسین با همان قیافه سنگین آمد کنار محمد نشست. حاج خانم میان صحبت‌هایش، نگاهی به محمد انداخت و گفت: - اینم که آبروی ما رو توی محل برده. وقتی پرسیدیم چی شده؟ خود محمد گفت: - هیچی بابا. حوصله‌ام سررفته بود، گفتم یه کاری کنم یه کم بخندیم. رفتم دم خونه عباس همسایه روبه‌‌رویی‌مون و گفتم: می‌بخشید حاج خانم، عباس خونه است؟ که ننه‌اش گفت: "نه، عباس آقا جبهه است" که منم گفتم: "نه آبجی. عباس‌تون شهید شده، فردا هم جنازه‌ش رو می‌آرن تهران." همه محل از این شوخی محمد ریخته بود به هم، ولی او خون‌سرد گفت: خب حالا خواستیم یه ذره بخندیم. سیدمحمدرضا دستواره متولد: 1 بهمن 1338 شهادت: 13 تیر 1365 عملیات کربلای 1 مهران. مزار: بهشت‌زهرا (س) قطعه‌ 26 ردیف 89 شماره‌ 50 سیدمحمد دستواره متولد: 6 اردیبهشت 1343 شهادت: 20 دی 1365 عملیات کربلای ۵ شلمچه. مزار: بهشت‌زهرا (س) قطعه 26 ردیف 90 مکرر شماره 50 سیدحسین دستواره متولد: 28 فروردین 1348 شهادت: 29 خرداد 1365 منطقه مهران. مزار: بهشت‌زهرا (س) قطعه 26 ردیف 90 شماره 50 محمدرضا تعقلی متولد: 6 اردیبهشت 1348 شهادت: سه‌شنبه 27 اسفند 1364 عملیات والفجر 8 در جاده فاو. مزار: بهشت‌زهرا (س) قطعه 26 ردیف 98 شماره ‌3 ( داودآبادی) 📡 گروه واتساپ "دفاع مقدس" 🕊🕊 https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk 📡 تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas 📡 ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
💠 شهید حاج قاسم سلیمانی: جنگ ما یک گنج بود . . .👇👇👇
هدایت شده از پایداری
5.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 بیانات شهید سلیمانی درباره پیام حج امام خمینی(ره) ای نشستگان در مقابل خانه خدا، به ایستادگان در مقابل دشمنان خدا دعا کنید... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ⚪️ گروه واتساپ https://chat.whatsapp.com/FtTlWgqrJRRAmwkRlYwWvl تلگرام https://t.me/farhange_paydari ایتا https://eitaa.com/farhange_paydari
📷👆 پادگان زَبَدانی- سوریه 🔹 اصرار همراهان حاج احمد متوسلیان بی‌ثمر ماند و او همچنان مصرّ به انجام مأموریت بیروت بود. در تصویر، احمد متوسلیان، ابراهیم همت، تقی رستگار مقدم، سعید قاسمی ... دیده می شوند ا▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️ 📆 ۱۴ تیر ۱۳۶۱ - سالگرد ربوده شدن حاج احمدمتوسلیان و ۳ تن ازهمراهان توسط مزدوران اسرائیل در لبنان 📡 گروه واتساپ "دفاع مقدس" 🕊🕊 https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk 📡 تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas 📡 ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
دفاع مقدس
📷👆 پادگان زَبَدانی- سوریه 🔹 اصرار همراهان حاج احمد متوسلیان بی‌ثمر ماند و او همچنان مصرّ به انجام
💠 🔶 صبح روز دوشنبه ۱۳۶۱ ، ، کاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران در لبنان ، به پادگان زبدانی آمد و خواستار ملاقات با شد. موسوی به گفت: «نیروهای و ها ، سفارتمان را کرده اند و اگر داخل سفارت شوند، همۀ به دستشان میافتد. باید سریع برویم و منهدم شان کنیم.» بلافاصله آمادۀ رفتن شد. گروهی از نیروها از او خواستند تا این را به آنها واگذار کند؛ امّا با لحنی ملایم گفت: «نه ها! خودم باید بروم. شماها آماده باشید که هرچه زودتر برگردید تهران.» (به نقل از کتاب ،ص۷۹۶) ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️ 🔶 ؛ در مورد رفتن به می گوید: . ... با شهید رفتیم پیش حاجی تا بلکه بتوانیم منصرفش کنیم. ملبّس به لباس فرم بود. گفتم: « حاج آقا، ما کوچک شماییم، بگذار ما به جای شما به این برویم. با اینکه خیلی ناراحت بود، سعی می کرد جلوی حاجی لبخند بزند. او هم اصرار کرد؛ امّا انگار نه انگار؛ اصلاً به التماس های ما توجهی نکرد. فقط آن نگاه عمیق و گیرای خودش را برای آخرین بار به ما هدیه کرد و با لحن شمردۀ همیشگی اش گفت: «حضرت امام به بنده امر کرده اند گزارشی از وضعیت شیعیان جنوب بیروت را تهیه کنم و برای ایشان ببرم؛ لذا بهتر است خودم به این مأموریت بروم. بعد در حالی که دستم را می فشرد، گفت: « برادر سعید، دلتان با خدا باشد. به او توکل کنید. هرچه مشیت خداوند باشد، همان می شود. 📡 گروه واتساپ "دفاع مقدس" 🕊🕊 https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk 📡 تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas 📡 ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🥀 حاج احمد متوسلیان یک بسیجیِ شاعر بود و زندگی‌اش شعر بلندی بود که در قافیه فلسطین تمام شد، او آنقدر بزرگ بود که همه‌اش سهم ما نمی‌شد، خدا قدری از بزرگی‌اش را به همسایگان مدیترانه هدیه داد تا سرزمین‌شان را تطهیر کنند، تا سربلندی را بیاموزند و از شهادت طفره نروند و با عاشقی کنار بیایند. همو که می گفت: این راه رفتنی است... هر کس مرد این راه است بسم الله .. ما با اسرائیل وارد جنگ خواهیم شد و آن را به نابودی خواهیم کشاند .. 📡 گروه واتساپ "دفاع مقدس" 🕊🕊 https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk 📡 تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas 📡 ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
دفاع مقدس
🥀 حاج احمد متوسلیان یک بسیجیِ شاعر بود و زندگی‌اش شعر بلندی بود که در قافیه فلسطین تمام شد، او آنقدر
✍️دلنوشته گلعلی بابایی برای فرمانده جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان " هوالمحبوب" ☆شهریار بی‌باکی☆ به بهانه چهلمین سالگرد ربایش احمد متوسلیان و سه همراه مظلومش. ای مرد هزار سنگر، ای احمد! وی نوح بریده لنگر، ای احمد! ای شهره به شهریار بی‌باکی! تعریف تو اقتدار و چالاکی ای نام تو، نام نامیِ احمد در مذهب عشق، حامی احمد ای در یَمِ خون خود شنا کرده جان در رَه دین حق فدا کرده سر حلقة سالکان مرگ آگاه فرمانده لشکر رسول‌الله سرمشق بسیجیان ایرانی آبادی صد هزار ویرانی ..................... ای گمشدة حصار پیچیده وی ماه به شام تار پیچیده! دستان کدام فتنه رویت را در "هاله‌ای از غبار" پیچیده؟! هر آنچه که من ناچیز می‌خواستم در وصف آن "شهریار بی‌باکی‌ها" بگویم در مثنوی بلند شاعر بسیجی زنده یاد محمدرضا آقاسی آمده است و من عاجز از وصف آن "شیر در زنجیر"؛ احمد متوسلیان، به این چند خط بسنده می‌کنم و از مردی می‌گویم که وقتی پرچم لشکرش را با نام نامی محمدرسول‌الله (ص) بر فراز قله‌های شرف به اهتزاز در آورد، مایه قوت قلب مدافعان میهن اسلامی در جبهه‌ها و ابتلای ژنرال‌های دشمن متجاوز به رعشه مرگ شد. لشکری که در «دوکوهه» ولادت یافت؛ در «فتح‌المبین» سلاح به دست گرفت و کمر سپاه چهارم ارتش بعث را در جبهه شمال خوزستان با سرپنجه حیدری بسیجی هایش در هم شکست؛ در نبرد «الی ‌بیت‌المقدس» به سان بارانی از آذرخش و آهن بر فرق حرامیان اشغالگر فرود آمد و پوزه پلید سپاه سوم ارتش بعث را در جبهه‌های غرب کارون، دشت شلمچه و سرانجام خرمشهر به خاک مذّلت مالید. می‌خواهم از پهلوانی یاد کنم که به تأسی از امام و مولایش؛ حضرت امام خمینی(ره)، شریک غم مظلومان جهان بود و برای اثبات این مدعا در ژوئن 1982(خرداد 1361) به عنوان فرمانده لوای فخر‌آفرین «قوای محمدرسول‌الله(ص)» عازم کرانه‌های مه گرفته مدیترانه شد تا داد مظلومان آن دیار را از دشمن صهیونیستی بستاند. امّا افسوس که در جریان یک فتنة بزرگ، ظهر روز دوشنبه چهاردهم تیرماه 1361 خودروی حامل او و سه همراهش؛ سید محسن موسوی، تقی رستگار مقدم و کاظم اخوان توسط شبه نظامیان مارونی؛ متحد اسرائیل در پست بازرسی «برباره» متوقف و هر چهار سرنشین این خودرو به نقطه نامعلومی برده شدند و هنوز خبری از آنها به دست نیامده است. نه تنها خبری به دست نیامد، بلکه طی این ۳۹ سال هیچ اقدام در خوری نه از سوی مراجع ذی صلاح و نه از طرف مدعیان دروغین حقوق بشر انجام نگرفت. به امید فرارسیدن آن روز که سرانجام «جعبه سیاه» واقعه مبهم ربایش احمد متوسلیان و سه همراه او پیدا و رمز گشایی شود. 📡 گروه واتساپ "دفاع مقدس" 🕊🕊 https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk 📡 تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas 📡 ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
محمدرضا_آقاسی_اشعار_دروصف_احمدمتوسلیان.mp3
1.34M
📢 صوت | شعرخوانی محمدرضا آقاسی ▫️ در وصف جاویدالاثر احمد متوسلیان 📡 گروه واتساپ "دفاع مقدس" 🕊🕊 https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk 📡 تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas 📡 ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas