eitaa logo
🌹دلانه🌹وقف ونذر ظهور مولا صاحب الزّمان عجَّل الله تعالی فرجه الشریف
2.2هزار دنبال‌کننده
22.3هزار عکس
19هزار ویدیو
29 فایل
فارغ از هرناخوشی هرچه میخواهد دل تنگت بگو دلانه هایت رو به این آیدی بفرست: @AZADEH49 کپی مطالب آزاد با ذکر صلوات برای تعجیل در فرج مولا صاحب الزمان (عج )و شادی روح پدر ومادرم❤ https://eitaa.com/joinchat/666501313C6c5c76be1b
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از  جهاد تحول و تبیین
کمرش را شکستند؛ نام علی را نتوانستند امروز، سالروز آزادی من و برادر مرحومم، حسین، از هفت سال اسارت در چنگال حزب بعث عراق است؛ هفت سالی که هر روزش یک عمر بود و هر شبش، امتحانی برای ایمان و ایستادگی. اما آنچه می‌خواهم امروز برایتان روایت کنم، خاطره‌ای است که سال‌ها از آن گذشته، اما هنوز صدای آن کابل‌ها و فریادهای آن افسر بعثی در گوشم زنده است. و شاید از همه عجیب‌تر اینکه، در میان آن همه شکنجه و خشونت، چیزی که دشمن را بیش از هر چیز دیگری به خشم آورد، فقط یک نام بود: علی. پشت یک میز آهنی بازجویی، دو افسر بعثی نشسته بودند. یکی چاق بود، با سبیلی پرپشت و چهره‌ای که خشم و کینه از آن می‌بارید؛ دیگری با چشمانی تیره و نگاهی سرد و بی‌رحم. کنارشان نیز مترجمی از سازمان منافقین نشسته بود. روی میز، پارچه و آب یخ و چند بطری نوشابه قرار داشت؛ اما درست در کنار آن‌ها، وسایلی دیده می‌شد که معنای واقعی این بازجویی را به‌خوبی نشان می‌داد: شوک برقی، کابل، اره برقی و انبر دست. افسر چاق با تحقیر به حسین نگاه کرد و گفت: «بنشین!» بازجویی شروع شد. نام... نام پدر... نام پدربزرگ... من و حسین از قبل با هم قرار گذاشته بودیم که بعثی‌ها نفهمند ما برادریم؛ چون می‌ترسیدیم اگر بدانند، برای انتقام، هر دویمان را بیشتر آزار دهند. از طرفی، اگر روزی به اردوگاه منتقل می‌شدیم و صلیب سرخ جهانی ما را می‌دید و امکان نامه‌نگاری فراهم می‌شد، می‌خواستیم راهی برای رساندن خبر به خانواده باقی بماند. قرارمان این بود که حسین از شاخه پدری و من از شاخه مادری پاسخ بدهیم. افسر پرسید: «اسمت چیست؟» حسین آرام گفت: «حسین‌علی.» پرسید: «نام پدرت؟» ـ «رجب‌علی.» «نام پدربزرگت؟» ـ «حیدرعلی.» ناگهان چهره افسر تغییر کرد. انگار چیزی در درونش شعله کشیده باشد، زیر لب گفت: «علی... علی...» و هر بار که این نام را بر زبان می‌آورد، خشمش بیشتر می‌شد؛ گویی همین سه حرف، چکشی بود که بر مغزش فرود می‌آمد. ناگهان فریاد زد: «لشکر؟!» حسین پاسخ داد: «لشکر ۸ نجف اشرف.» ـ «گردان؟!» ـ «حیدر کرّار.» ـ «گروهان؟!» ـ «علی‌بن‌ابی‌طالب.» ـ «اهل کجا هستی؟!» ـ «نجف‌آباد.» دیگر چیزی از آرامش در چهره افسر باقی نمانده بود. با خشم فریاد کشید: «همه چیزت علی است! نامت، نام پدرت، نام جدت، لشکرت، گردانت، گروهانت... حتی شهری که از آن آمده‌ای، نجف است!» لحظه‌ای مکث کرد و با عصبانیت پرسید: «اصلاً این علی کیست که این‌گونه همه چیز شما شده است؟!» بعد دوباره فریاد زد: «فامیلیت چیست؟!» حسین گفت: «رستمی.» افسر لبخندی زهرآگین زد و با تمسخر گفت: «تو که همه چیزت علی است، چرا فامیلیت رستمی است؟! خب بگو آن هم رستم‌علی!» حسین آرام به او نگاه کرد. آرامشی که شاید برای آن افسر از هر فریادی خشم‌آورتر بود. و گفت: «رستم، قهرمان اسطوره‌های ما ایرانیان در شاهنامه فردوسی است؛ اما او نیز در برابر عظمت علی، غلامی از غلامان علی است. مردم ما با علی زندگی می‌کنند؛ با نام علی بر سر سفره می‌نشینند، با یاد علی به میدان می‌روند، و با شوق دیدار علی، نماز می‌خوانند.» دیگر چیزی از خویشتن‌داری افسر باقی نمانده بود. فریاد زد: «خفه شو، رافضی کثیف!» و از جا پرید. خدای من... به سمت وسایل شکنجه رفت. قلبم چنان می‌تپید که صدای ضربانش را می‌شنیدم. نمی‌دانستم کدام را برمی‌دارد... شوک برقی؟ کابل؟ اره برقی؟ یا دسته کلنگ؟ من برادر کوچکتر حسین بودم و تحمل دیدن آن صحنه را نداشتم. چشم‌هایم را بستم. صدای نفس‌های خشم‌آلود افسر را می‌شنیدم... و بعد، صدای فرود آمدن کابل بر بدن حسین. یکی... دو تا... و ضربه‌ای دیگر... چشم‌هایم را باز کردم. لباس‌ها و صورت حسین غرق خون شده بود. در آن لحظه، بی‌اختیار در خودم فریاد زدم: «ای کاش مرده بودم و این صحنه را نمی‌دیدم!» حسین نیمه‌جان روی زمین افتاده بود. اما خشم آن نامرد هنوز فروکش نکرده بود. دوباره به سمت میز رفت. این بار... دسته کلنگ را برداشت. و با تمام خشمی که در وجودش بود، ضربات سنگین و وحشیانه‌ای بر کمر حسین فرود آورد. ضربه... و ضربه‌ای دیگر... و باز هم ضربه... و در همان لحظات بود که کمر حسین شکست. سال‌ها گذشت. حسین، به خاطر همان کمر شکسته، سال‌های طولانی بر تخت افتاد و درد کشید. و در واپسین سال‌های زندگی، مدتی طولانی در بیمارستان جانبازان در کما بود. و من، برای تسکین دل خودم، آن لحظات اخرین را که در شب عید غدیر بود این‌گونه تصور می‌کنم؛ که گویی از جانب همان مولایی که حسین، آن روز در اسارت، به عشق او ایستاده بود، دعوت‌نامه‌ای برایش رسیده بود... دعوت‌نامه‌ای از جنس عشق، از جنس وعده، از جنس همان ایمانی که حسین ان روز در مقابل دشمن ایستاده بود . شاید اگر آن دعوت‌نامه را می‌شد خواند، نوشته بود: «حسین عزیز... ما اهل‌بیت، اگر کسی در حق ما کمترین خوبی کند، پاداشی بزرگ برای او خواهیم داشت.
هدایت شده از  جهاد تحول و تبیین
ما رنج‌هایی را که تو و دیگر ازادگان عزیز برای دفاع از راه ما تحمل کردید، فراموش نکرده‌ایم. همه را دیدیم و همه را به خاطر سپرده ایم. اکنون، در شب عید غدیر، در شبی که جشن و سرور همه کائنات است، تو را به میهمانی بزرگ خود دعوت می‌کنیم. بیا و حسین رفت... امروز، در سالروز آزادی من و حسین از هفت سال اسارت، به یاد برادرم حسین و همه آزادگان و شهدایی که برای این سرزمین و این باور ایستادند، از شما می‌خواهم: برای شادی روح حسین، فاتحه ای بخوانیم. خدایا، حسین و همه ازادگاان سفرکرده‌مان را در پناه رحمت خود قرار بده. و سلام بر مولایی که ، که نامش در زندان بعثی‌ها هم، برای دشمن تیشه بود و برای ما، پناه
مزدورهای اسرائیل لم‌ها و کلیپ‌های هنجاررشکن بی‌حجابی و نیمه برهنگی را با صحنه سازی تهیه می‌کنند پخش می‌کنند تا جامعه را اینگونه نشان بدهند خیلی‌ها هم غافلانه آنها را نشرمیدهند سید حسین
✳️ فتنه تخریبگری در موساد سیا و Mi6 در راستای جنگ طراحی میشود ✅ آنچنان جوی(که رسانه های دشمن پشت آن هستند ) علیه تیم مذاکره کننده راه انداختند که 🔸هیچکس جرئت نکرده و نمیکند حتی یک مورد نتایج خوب مذاکرات و آتش بس را بگوید من مواردی را میگویم ♦️در ایام آتش بس و مذاکره 👇 1⃣ بیش از ۶۰ میلیون بشکه نفت که روی آب داشتیم را فروختیم 2⃣ چندین میلیارد دلار پول های ایران آزاد شد وگرنه کشور اداره نمیشد 3⃣ تمام کمبودهای پهبادی و موشکی تجهیزات نیروهای مسلح را در ایام آتش بس تامین کردیم 3⃣ پدافند هوایی ضعف و کمبود های زیادی داشتیم 🔸سیستم پدافند هوایی کشور را در بهترین وضع تکمیل کردیم 4⃣ در ایام جنگ شرایط باز سازی نیروهای دفاعی موشکی و پهبادی و پدافندی ممکن نبود ... در ایام آتش بس سیستم دفاعی و پدافندی نیروهای مسلح به روز رسانی و تکمیل شد 5⃣ در ایام آتش بس در بهترین حالت مراسم تشییع و تدفین و بزرگداشت رهبر شهیدمان را تجمع‌های ده‌ها میلیونی انجام دادیم 6⃣ در ایام مذاکرات و آتش بس تمام نیازهای دارویی خوراکی و مایحتاج عمومی کشور را برای چندین ماه تامین کردیم و تمام انبارهای کشور پر شد 7⃣ حزب الله در اولین شرط تفاهم‌نامه بود ، آمریکا اسراییل اروپا دولت لبنان سازمان ملل و کشورهای عربی،حتی حکومت تروریستی سوریه ...تصمیم نهایی اشان نابودی حزب الله بود تفاهم‌نامه کمر مستکبران خصوصا اسراییل را شکست و حزب الله را نجات داد 8⃣ مذاکرات و آتش بس و تفاهمنامه اجماع جهانی را علیه ایران با شکست مواجه کرد 🔹 موارد فوق پاره ای از نتایج آتش بس و تفاهم نامه بوده خیلی ها بعدا آشکار خواهد شد ♦️ و محسنات دیگر .. ✅ سوال ؟! 🔸 چرا اجازه دادیم جریان های سیاسی حاشیه نشین که هیچ سهمی در جنگ نداشته و ندارند ... فرماندهان نظامی کشور تخریب کنند؟ ♦️ چرا اجازه دادیم منحرفان اعضای شورای امنیت ملی که ۷ شهید تقدیم نظام اسلامی کردند را تخریب کنند؟ 🔸مذاکرات با اجازه ولی فقیه انجام شد ♦️‌یقین داریم مردم حقیقت را متوجه خواهند شد 🔹 و جماعت هایی که علیه تیم مذاکره کننده( که با رضایت همه فرماندهان جان برکف و شورای عالی امنیت ملی انجام شد) شعار دادند و بی مهری کردند .... ان شاء متوجه خطای خود بشوند ♦️ وادادگی غربگرا ها و برجامگراها و ... هیچ ربطی به تیم مذاکره کننده نداشت این بار اقتدار نظامی ها پشتوانه مذاکرات بود و سر سوزن امتیاز ندادیم ... 🔹 علت عصبانیت آمریکا و حمله مجدد این بود که در مذاکرات شکست خورد ♦️ خدایا شاهد باش با همه وجود معتقد به جنگ با آمریکا و اسرائیل و تقدیم جانم برای کشور هستم اما با ایمان کامل و استدلال و یقین درک کردم که مذاکرات و آتش بس و تفاهم نامه همه در ادامه و تکمیل جنگ بوده و با اجازه ولی فقیه انجام شده ♦️ وظیفه شرعی انقلابی و جهاد تبیین و روشنگری و ...برخود دیدم از مظلومیت تیم مذاکره کننده دفاع کنم خیلی ها خجالت می‌کشند چون فورا از طرف سوپر انقلابی ها مورد حمله قرار می گیرند 🇮🇷 سید حسین رحیمی
✳️ فتنه تخریبگری در موساد سیا و Mi6 در راستای جنگ طراحی میشود ✅ آنچنان جوی(که رسانه های دشمن پشت آن هستند ) علیه تیم مذاکره کننده راه انداختند که 🔸هیچکس جرئت نکرده و نمیکند حتی یک مورد نتایج خوب مذاکرات و آتش بس را بگوید من مواردی را میگویم ♦️در ایام آتش بس و مذاکره 👇 1⃣ بیش از ۶۰ میلیون بشکه نفت که روی آب داشتیم را فروختیم 2⃣ چندین میلیارد دلار پول های ایران آزاد شد وگرنه کشور اداره نمیشد 3⃣ تمام کمبودهای پهبادی و موشکی تجهیزات نیروهای مسلح را در ایام آتش بس تامین کردیم 3⃣ پدافند هوایی ضعف و کمبود های زیادی داشتیم 🔸سیستم پدافند هوایی کشور را در بهترین وضع تکمیل کردیم 4⃣ در ایام جنگ شرایط باز سازی نیروهای دفاعی موشکی و پهبادی و پدافندی ممکن نبود ... در ایام آتش بس سیستم دفاعی و پدافندی نیروهای مسلح به روز رسانی و تکمیل شد 5⃣ در ایام آتش بس در بهترین حالت مراسم تشییع و تدفین و بزرگداشت رهبر شهیدمان را تجمع‌های ده‌ها میلیونی انجام دادیم 6⃣ در ایام مذاکرات و آتش بس تمام نیازهای دارویی خوراکی و مایحتاج عمومی کشور را برای چندین ماه تامین کردیم و تمام انبارهای کشور پر شد 7⃣ حزب الله در اولین شرط تفاهم‌نامه بود ، آمریکا اسراییل اروپا دولت لبنان سازمان ملل و کشورهای عربی،حتی حکومت تروریستی سوریه ...تصمیم نهایی اشان نابودی حزب الله بود تفاهم‌نامه کمر مستکبران خصوصا اسراییل را شکست و حزب الله را نجات داد 8⃣ مذاکرات و آتش بس و تفاهمنامه اجماع جهانی را علیه ایران با شکست مواجه کرد 🔹 موارد فوق پاره ای از نتایج آتش بس و تفاهم نامه بوده خیلی ها بعدا آشکار خواهد شد ♦️ و محسنات دیگر .. ✅ سوال ؟! 🔸 چرا اجازه دادیم جریان های سیاسی حاشیه نشین که هیچ سهمی در جنگ نداشته و ندارند ... فرماندهان نظامی کشور تخریب کنند؟ ♦️ چرا اجازه دادیم منحرفان اعضای شورای امنیت ملی که ۷ شهید تقدیم نظام اسلامی کردند را تخریب کنند؟ 🔸مذاکرات با اجازه ولی فقیه انجام شد ♦️‌یقین داریم مردم حقیقت را متوجه خواهند شد 🔹 و جماعت هایی که علیه تیم مذاکره کننده( که با رضایت همه فرماندهان جان برکف و شورای عالی امنیت ملی انجام شد) شعار دادند و بی مهری کردند .... ان شاء متوجه خطای خود بشوند ♦️ وادادگی غربگرا ها و برجامگراها و ... هیچ ربطی به تیم مذاکره کننده نداشت این بار اقتدار نظامی ها پشتوانه مذاکرات بود و سر سوزن امتیاز ندادیم ... 🔹 علت عصبانیت آمریکا و حمله مجدد این بود که در مذاکرات شکست خورد ♦️ خدایا شاهد باش با همه وجود معتقد به جنگ با آمریکا و اسرائیل و تقدیم جانم برای کشور هستم اما با ایمان کامل و استدلال و یقین درک کردم که مذاکرات و آتش بس و تفاهم نامه همه در ادامه و تکمیل جنگ بوده و با اجازه ولی فقیه انجام شده ♦️ وظیفه شرعی انقلابی و جهاد تبیین و روشنگری و ...برخود دیدم از مظلومیت تیم مذاکره کننده دفاع کنم خیلی ها خجالت می‌کشند چون فورا از طرف سوپر انقلابی ها مورد حمله قرار می گیرند 🇮🇷 سید حسین رحیمی
زمان: حجم: 2.3M
طراحی موساد سیا و MI6 برای ترویج بی عفتی و نشر بی حیایی ها 🇮🇷 سید حسین
گمان کردند کانال رو مسدود کنند خودمم مسدود میشم .... سید حسین
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هنوز نرسیدن تهران ، تو راهن...😂 ببینید امام خمینی رضوان الله تعالی در بیش از چهل سال پیش به اینها چه گفته اند👆 ما هنوز هم منتظریم که بیایید!!😝😝 🍀😊
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وجود داره؟ بله وجود داره ┄┅┅❅🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷❅┅┅┄       @BaSELEBRITY 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🔻شهیده مهسا طاهری نخبه علمی که علی رغم پیشنهادهای عالی از آمریکا آلمان نروژ و ... اقامت در وطن راترجیح داد و با اینکه میدانست در لیست ترور هست ، پای کار ایران اسلامی ماند و شهید شد یک قطعه فلز که این شهیده والامقام از علم خود برای خانواده و مردم ایران به یادگار گذاشته است در تصویر دیده می‌شود : «این قطعه از موشک، جهت تست لایهٔ و است که اولین مادهٔ ساختهٔ شهیده مهسا طاهری است و از نمونه آمریکایی آن، کامل‌تر است» نثار روح پاک همه‌ی شهدا و این شهید والا مقام صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. پ.ن نخبه‌هامون باحجابند و پخمه‌ها در خیابان تن‌نمایی میکنن ... ✍جنگ شناختی ترکیبی ┄┅┅❅🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷❅┅┅┄       @BaSELEBRITY 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷