eitaa logo
𝑫𝒆𝒍𝒗𝒂
131 دنبال‌کننده
217 عکس
46 ویدیو
1 فایل
"زندگی چیزی نیست که سر طاقچه از یاد برود." دلوا | حیران،سرگشته . خلق کن عزیز من، خلق کن. . درگوشی؟ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_13huojh&btn=ستاره
مشاهده در ایتا
دانلود
_
شاید اشک‌هایم مرا به تو برسانند؛ آن‌گاه که از چشمانم فرو می‌لغزند و رودی خاموش و بی‌انتها می‌سازند. رودی که از دل تاریکی‌ها می‌گذرد تا راهی به سوی خانه‌ی تو بیابد. هر قطره، پیام‌آوری‌ست از دلتنگی من، سفیری از عشق بی‌قرارم، که در پی روشنایی حضور تو جریان می‌یابد. شاید دست‌هایم مرا به تو برسانند؛ این دو پرنده‌ی بی‌قرار، که در خلوت شب، مسیر آسمان را می‌پیمایند تا روزی در دستان گرم تو فرود آیند. دست‌هایی که گویی سرنوشت، رشته‌های‌شان را از همان آغاز در هم تنیده است؛ تا هرگاه لمس شوند، جهان برای لحظه‌ای آرام بگیرد و زمان از حرکت باز بماند. شاید درد‌هایم مرا به تو برسانند؛ این زخم‌های کهنه و بی‌نام، که هرکدام داستانی ناتمام‌اند، شاید مرا تا آستانه‌ی آغوش تو پیش ببرند. جایی که رنج‌هایم در هوای مهربان نفس‌هایت آرام می‌شوند و دل خسته‌ام در پناهت، درمانگاهی پنهان می‌یابد؛ جایی که آه‌ها به آرامش بدل می‌شوند و اضطراب‌ها در گرمای حضورت ذوب می‌گردند. و شاید. .شاید من به تو برسم؛ روزی در دوردست محال‌ها، جایی میان دشت‌های خاموش و وسیع، در آشیانه‌ی پرندگان مهاجر که بوی کوچ و رویا می‌دهد، یا شاید در پهنه‌ی بلند آسمان، همان‌جا که ستارگان قصه‌های نشنیده را زمزمه می‌کنند. شاید در افق خورشیدهای در حال غروب، جایی که رنگ‌ها در هم می‌ریزند و جهان برای لحظه‌ای شبیه آرزوها می‌شود… شاید آن‌جا، در مرزی میان خیال و حقیقت، من به تو برسم؛ و عشق، پس از تمام راه‌های سنگلاخ، به خانه‌ی خودش بازگردد. _سین‌کاف
هدایت شده از تمام ِمن.
ناراحتی؟ بیا درموردش چایی بخوریم.
آریانفرقصه _ .mp3
زمان: حجم: 3.1M
میگم "قصه ها که تموم میشن آدما کجا میرن؟"
_
به چای دعوتت کنم یا به باقی عمرم؟
تو را شبانه خواهم مرد شبانه‌های لب‌هایت، لبانه‌های شب‌‌هایت شبانه‌های بیداری
_