دنیا کوچکتر از آن است که برایش اندوهگین شوی، و بزرگتر از آن است که با آن به آرامش برسی؛ پس چنان میانِ آن گذر کن که پایت در گِل بماند، اما سرت در آسمان.
رنجِ ما، سایهی اهمیتی است که به "خود" میدهیم؛ سایه را که رها کنی، آفتابِ بینیازی طلوع میکند.
هدایت شده از - هِجای آبی"
به تمام انسانهای غمگین اون بیرون که درگیر عشقهای مثلثی، یکطرفه، معشوقههای سادیست و تنهایی هستن پیشنهاد میکنم غرق بشن در:
ورزش، کتاب، بازی، فیلم، انیمه.
زندگی دقیقاً همون نقطهایه که متوجه میشی هیچکس قرار نیست بیاد و بهت مدالِ «صبورترین آدمِ سال» رو بده.
حقیقت اینه که ما فقط یه مشت غبارِ ستارهای هستیم که یاد گرفتیم چای دم کنیم، پلیلیست بسازیم و لابهلایِ دلتنگیهامون دنبالِ شارژر بگردیم.
زندگیِ واقعی منم توی لکههای چای روی میز، لرزشِ صدا موقع حرف زدن و تصمیمهای اشتباهِ ساعت ۲ نصفشب جریان داره.
تردید همون اسیدیه که ذرهذره آدم رو از تو میخوره. نه میذاره زندگی کنی، نه میذاره بمیری. فقط هست که گند بزنه به ثانیههات. همین