eitaa logo
بسامد'
874 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
نه دوری که منتظرت باشم و نه نزدیک که به آغوشت کشم.‌ نه از آنِ منی که قلبم تسکین گیرد و نه از تو بی‌نصیبم که فراموشت کنم؛ تو در میانِ همه چیزی. محمود درویش!
@ranjoureeshgh سلام سلام میشه حمایت کنی حالمون رو خوب کنی؛یا خودت بیایی:) https://eitaa.com/Martyrdom_Sadat313 @ghalbshishehei @Bahariii618694
ما بحثمون شد. بعد با هم جنگیدیم. البته اینو دیگه همه دنیا میدونن که با مرجان هیچکس جز من، بی سپر نمیجنگه. مرجان جیغ کشید که «تو کلا از اول هم نفهم بودی» ولی منظورش این بود بغلم کن نفهم. من داد کشیدم «نفهم نبودم که با تو ازدواج نمیکردم» ولی در اصل میخواستم بگم خودت بپر بغلم اگه راست میگی. ولی هیچکدوم بلد نبودیم منظورمون رو درست برسونیم. مرجان شروع کرد به خورد کردن چینی های توی کابینت. و من تموم مدت به این فکر میکردم که «آفرین به این زور و آفرین به این بازو». بعد مرجان رفت. اوایلش خوب بود، مشکلی نبود. بعد ولی سخت تر شد. دیگه شبا کسی پهلوهامو نیشگون نمیگرفت. صبح ها کسی پارچ آب خالی نمیکرد روم که دیر سر کار نرسم. وقتی از سر کار برمیگشتم کسی نبود موهاشو از پشت بکشم. مثل آدامسی که مزه ش رفته باشه مزه ی مجردی زندگی کردن، مزه راحت با پارچ آب خوردن، مزه پوست تخمه هارو فوت کردن رو فرش، رفته بود. پاییز سرد تنهایی رسیده بود. گوشیمو برداشتم و آرزو میکردم مرجان کلی پیام داده باشه و پشیمون شده باشه. غیر از چنتا پیام از بانک و جوکای بیمزه ی بچه های دبیرستان تو گروه خبر دیگه ای نبود. خیلی دوست داشتم مقاومت میکردم و اول من پیام نمیدادم. ولی من بدبخت مرجان بودم. براش نوشتم: ببخش عروس قصه، دلم جوونی کرده. با تو اگه یه لحظه، نامهربونی کرده. مرجانم، بیش مرنجانم، برگرد. | محمدرضا جعفری |
نمی‌دانم چرا اما به قدری دوستت دارم که از بیچارگی گاهی به حال خویش می‌گریم   اگر جنگیده بودم، دستِ‌کم حسرت نمی‌خوردم ولی من بر شکست بی‌جدال خویش می‌گریم  
خیابان در نیمه های شب مثل من است هر از چندی خاطره ای بی احتیاط می گذرد دلم یک تصادف جدی می خواهد پر سر و صدا... آمبولانس ها سراسیمه وارد شوند و کار از کار بگذرد...   | سارا محمدی اردهالی |
همه چیز در اطراف ما سقوط می کند شادی کتاب های شعر درخت رویا همه چیز کوچک می شود مساحت دریا و مساحت آزادی!  
گریه‌ام جاریست، بارانی که می‌بینی منم! چتر وا کن، ابر گریانی که می‌بینی منم...  
هدایت شده از - سم نیوز
خبر- بخاطر پاره ای از مشکلات اکیپ Pri و گروه آن بیست سه نفر منحل شد و هر کدام از اعضا بصورت جدا گانه بدون حتی کمی دل و دماغ به فعالیت خود ادامه دادند. و اینگونه شد که سم نیوز پَررر.. https://eitaa.com/samnews
‌کوچکِ نحیف!.mp3
زمان: حجم: 941.4K
دلتنگ خودمم . دلتنگ کسی که هیچوقت نداشتمش :) - وصله ناجور - @anche_nagooftam
هدایت شده از بسامد'
ولی دوست داشتن چیزه عجیبیه:) فک کن داری روال عادی زندگیتو طی میکنی،که یک دفعه یکی میاد که قراره روال زندگیه اونو طی کنی. یعنی با فکر اون شب و روزتو سر کنی؛ شاید جسمش پیشت نباشه اما بدن تو میشه جایگاه روحش:)))) صبح تا شب به فکرشی، که کجاست،چیکار میکنه، حالش خوبه یا نه و زندگیه خودتو نابود میکنی که زندگیه کسه دیگه ایو بنا کنی تو روحت:) حالا فک کن ، اون طرف بزارتتو بره. دیگه تو خودت نیستی ، شدی اون شدی اونی که دیگه نیست :)))
  کاش میدانستم،خواب ها تا کجا ادامه می یابند؟ یا بیداری از کجا شروع می شود؟ نمیدانم بودنت را باور کنم یا نبودنت را؟! کاش مزرعه ای از گل سرخ بود میان خواب و بیداری...