کاش میدانستم،خواب ها
تا کجا ادامه می یابند؟
یا بیداری
از کجا شروع می شود؟
نمیدانم بودنت را باور کنم
یا نبودنت را؟!
کاش مزرعه ای
از گل سرخ بود
میان خواب و بیداری...
#رسول_یونان
-
گفت:
اصلا چرا شاعران شعر و غزل عاشقانه مینویسند؟
گفتم:
دیگران را نمیدانم، ولی
"من شعر عاشقانه مینویسم، چون عاشقانه شعر را دوست دارم!"
شرمیست در نگاه من؛ اما هراس نه
کمصحبتم میان شما، کم حواس نه!
چیزی شنیدهام که مهم نیست رفتنت
درخواست میکنم نروی، التماس نه!
از بیستارگیست دلم آسمانی است
من عابری«فلک»زدهام، آس و پاس نه
من میروم، تو باز میآیی، مسیر ِ ما
با هم موازی است ولیکن مماس نه
پیچیده روزگار ِتو ، از دور واضح است
از عشق خسته می شوی اما خلاص نه…!
#کاظم_بهمنی
هدایت شده از Sad Sleep
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این سایت Pixelthoughts.co خیلی جالبه،
میری توی این سایت و فکری که اذیتتون میکنه رو مینویسی . برات یه موزیک پخش میشه و حرفهایی بهت میزنه که آروم شی.
دستم را فشرد
و به نجوایم سه حرف گفت.
سه حرفی که عزیزترین دارایی تمام روزم شد:
« پس تا فردا .»
ریش تراشیدم دوبار
کفشهایم را برق انداختم دوبار
لباسهای رفیقم را قرض گرفتم با دو لیر
که برایش کیکی بخرم،
قهوهای خامه دار.
حالا تنها بر نیمکتم
و گرداگردم عشاق، لبخند زنانند
و برآنم که
ما را نیز لبخندی خواهد بود
شاید در راه است
شاید لحظهای یادش رفته
شاید...شاید...
#محمود_درویش
هدایت شده از نوشت افزار سیب سبز🍏
این خبر را برسانید به عشاق نجف
بوی سجاده خونین علی میآید