دستم را فشرد
و به نجوایم سه حرف گفت.
سه حرفی که عزیزترین دارایی تمام روزم شد:
« پس تا فردا .»
ریش تراشیدم دوبار
کفشهایم را برق انداختم دوبار
لباسهای رفیقم را قرض گرفتم با دو لیر
که برایش کیکی بخرم،
قهوهای خامه دار.
حالا تنها بر نیمکتم
و گرداگردم عشاق، لبخند زنانند
و برآنم که
ما را نیز لبخندی خواهد بود
شاید در راه است
شاید لحظهای یادش رفته
شاید...شاید...
#محمود_درویش
هدایت شده از نوشت افزار سیب سبز🍏
این خبر را برسانید به عشاق نجف
بوی سجاده خونین علی میآید
هدایت شده از پرازهیچ'؛
تو دعای جوشن کبیر یه قسمتی میگه :
"یا کریم الصَّفْح"
معنیش میشه
تورا جوری میبخشم
که انگار نه انگار خطایی کردی((:
دلتنگی یعنی فکر کردن به پرواز
به خندههای بیدلیلت در راه خانه
نگاههای "مال خودمی"ات در جمع
دلتنگی یعنی کش رفتن آدامس جویده ات
و غوطهور شدن در طعم لب هات
دلتنگی یعنی چشمهای تو امشب سرخ بود
و چشمهای من خیس...
#عباس_معروفی
سعی کردم که بمانی و بریدی، بدرک ..
کارمان رابه غم ورنج کشیدی ،به درک !
به خداحافظیِ تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیهای بند نشد...!!
اي كاش بگيرند از امروز سحر را
اي اهل ِ حرم سير ببينيد پدر را :)
شمشير پُر از زهر گرفته زِ طبيبان
بر نسخه ي تو فرصت اما و اگر را . .
جز تو چه كسي عفو كند قاتل خود را
آن قاتل ِ خوابيدهی عمری دم ِ در را
حتی خودِ قاتل پس از آن ضربه به خود گفت
ای كاش كه برداری از اين سجده كمر را
باور نكند كوفه كه تو اهل ِ نمازی
وامانده دهانش كه شنيدهست خبر را
سخت است ولی باز برای دلِ زينب
يك روز به تأخير بينداز سفر را :)💔
خیال آمدنت دیشب به سرم میزد
نیامدی که ببینی دلم چه پر میزد . .!
در دلم مرگ کسی نیست ..
ولی هر که تورا خواست بیاید خبرش :)!
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیهای بند نشد
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند، نشد
_
هدایت شده از 07.
فاجعه از جایی شروع میشه که یک نفر میخنده و
خندهی اون با بقیه فرق داره!