کانالت انقد خوبه دلم میخواس کاش دوست صمیمیم بودی بم اینا رو میگفتی
https://eitaa.com/MALEKA_ZENDEGI -
گاها حرفی زده شد،ناراحتی ای پیش اومد و از این قبیل..
حلال کنیدو ببخشید تا خدا ببخشه!
هدایت شده از Sad Sleep
برف هفت سالگی را بخاطر صدای پدر دوست داشتم که میگفت :
"پاشو ببین چه برفی اومده"
برف ده سالگی را بخاطر آدم برفیهایش،
برف چهارده سالگی را بخاطر اخبار و تعطیلی هایش،
برف هجده سالگی را درست یادم نیست در میان افکار یخ زده بود!
برف بیست سالگی را به خاطر قدم زدنهای عاشقانه و رد پاهایم،
امّا برف بیست و پنج سالگی به بعد فقط سرد بود و سرد بود و سرد...
بیقرار توئم و در دلِ تنگم گلههاست ..
آه بیتاب شدن ، عادتِ کم حوصلههاست
همچو عکسِ رخِ مهتاب که افتاده در آب ؛
در دلم هستی ُ بینِ من و تو فاصلههاست(:
_
گر عقل پشتِ حرفِ دل ، اما نمیگذاشت
ترید پا به خلوت دنیا نمیگذاشت ..
از خیر هست و نیستِ دنیا به شوقِ دوست
میشد گذشت ، وسوسه اما نمیگذاشت
اینقدر اگر معطل پرسش نمیشدم ..
شاید قطار عشق مرا جا نمیگذاشت(؛
هزاران آه در یک سینهی دلتنگ جا دارد
دلِ اندوهگینم هرچه دارد از شما دارد
نگاهم ساکن میخانهی چشم تو شد اما
نمیدانست این ساقی فقط جامِ بلا دارد
چرا اینقدر در آیینه حیرانم خداوندا ؟
چقدر این چشمِ خونپالا نگاهی آشنا دارد
تماشا، آشنایی، بیوفایی بعد تنهایی
دل دیوانهی ما با تو چندین ماجرا دارد
به شوقِ یک سر سوزن وفا در شهر میگردم
متاعی را که من با جان خریدارم، کجا دارد ؟