دو تا میخونهی چشماتُ جم کن
خراباتی شده کل خیابون
شنیدم وقت خنده ماه میشی
بخند و دور خورشیدُ بخوابون
تو پیچاپیچ موهای بلندت
خدا هم دل بده گمراه میشه
بلند تر تر نکن موهاتُ دختر
که عمر آدما کوتاه میشه
تو تصویری ترین شعر خدایی
با اون اندام موزون و مطنطن
دو تا چشمای گرم قهوه ای؟؟ نه
دو تا مصرع که غرق استعارهن
چقد گرمه چقد گرمه چقد گرم
میسوزونه منُ آتیش چشمات
عرق کرده شراب بیست ساله
که گیرایی نداره پیش چشمات
برای این خمارِ خسته از "من"
با اون چشما که مستی می فروشن
دو تا پیک از شرابت رو بیار و
یه عالم "مزه"ی لبهات لطفا
| هانی ملک زاده |
چقدر شبیه ماهی هستی
پرشتاب در عشق
ترسو در عشق
هزاران زن را در من کشتی
و ملکه شدی...
#نزار_قبانی
از آن دم که دوستت داشتم..
جهان، از آنچه بود، زیباتر شد!
گلها روی شانههایم به خواب میروند!
خورشید بر کف دستانم میچرخد!
و شب، جویبارهایی از نواهاست!
| عبدالقادر مکاریا |
آدم های زیبا و دوست داشتنی، به صورت تصادفی به وجود نمیآیند
زیباترین و دوست داشتنی ترین انسان هایی که میشناسیم
آن هایی هستند که با شکست آشنا شدهاند
آن هایی که رنج را تجربه کردهاند
آن هایی که از دست دادن را تجربه کردهاند
آن هایی که پس از این رویدادهای دشوار دوباره مسیر خود را به سمت زندگی پیدا کردهاند،
این افراد، زندگی را به شکل متفاوتی میفهمند،
آن را به شکل متفاوتی تحسین میکنند
و نیز به شکل متفاوتی حس میکنند
به همین دلیل، آرام ترند و دوست داشتن و محبت به دغدغهشان تبدیل میشود.
| وین دایر |
می روی با فرق خونین پیش ِ بازوی کبود
شهر ِ بی زهرا که مولا قابل ماندن نبود ..
با وضو آمد ، به قصد لیلت الفرقت علی !
ابن ملجم در شب احیا چه قرآنی گشود ..
مسجد کوفه کجا ؟ پشت ِدر ِکوچه کجا ؟
ضربت کاری که خوردی یاعلی آن ضربه بود .
دور محرابت نمیبیند ملائک را مگر ؟
با چه رویی دارد این شمشیر می آید فرود ؟
رسم شد شقالقمر کردن میان ِکوفیان ..
از همین شمشیر شاید درس آموخت آن عمود
کینه ای از ذوالفقارت داشت گویی در دلش
تا چنین فرق تورا وا کرد شمشیر حسود
ساقیا در سجده هم جام شهادت میزنی
اولین مستی که میخواند تشهد در سجود ..
در وداعت با حسین اشک تو جاری میشود
دیده ای گویا از این جا خیمه هارا بین دود ..
بین فرزندانی اما این حسینت را غریب
میکشندش با لبان تشنه در بین ِ دو رود
با یتیمان آمدم پشت ِ سرای زینبت
شیر آوردم پدرجان ! دیر آوردم ؛ چه سود ..
هدایت شده از آبۍ به رنگِ آسمون .
بعضی از حرفا تلنبار میشن ؛
تلنبار میشن توی این دل ِ
وامونده وُ ، اذیت میکنه ؛ باعث
ایجاد ِ بغض توی گلو میشه : )
هممون یه حرفایی رو توی
سینهمون داریم کہ تاحالا گفته
نشده وُ حالا حالاها پنھون مونده ؛
میخوایم حرفای دلتونو به اشتراك
بزارید و تهش یه پادکست زیادۍ
قشنگ و دلی قراره بشه : )
خوشحال میشیم حرفای دلتون رو
توی حداکثر ۲۰ ثانیه الی ۲۵ ثانیه
ضبط ، وَ به آیدۍ ِ زیر ارسال کنید ؛
- @H_SADAT_213
لطفا زمانی که صوت رو میفرستید ؛
به نکات زیر هم توجه کنید^^💙
•موبایل رو در حد ِ فاصلهی معمول از
دهنتون نگه دارید [نه نزدیک و نه دور]
•سروصدا نباشه
منتظر حرفای قشنگتون که با صداهاۍ
آرامبخشتون میگین هستیم ؛♥️
دستی که نان قسمت می کند
دستی که پُر کند سبوی آب را
دستی که زخم ها را شفا میدهد
دستی که بگیرد و ایمنی بخشد
دستی لبریزِ نوازش
دست هایت لازمه ی زندگی اند...
| مارگوت بیکل |
عشق،
قرار است قسمت لذت بخش زندگی باشد
با این حال ما هیچ کسی را بیشتر از
آنهایی که دوست داریم،
آزار نمیدهیم و از آنان آزار نمیبینیم؛
میزان ظلمی که عشاق به هم روا میدارند
دشمنان خونیِ ما را شرم زده میکند...
| آلن دوباتن |