eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
من احتمال اینکه تو دوستم بداری را، دوست داشتم... | ییلماز اردوغان |
هدایت شده از Sad Sleep
بیچاره‌ی دچار تورا چاره جز تو چیست؟ چون مرگ ناگزیری و تدبیر تو محال قیصر امین‌پور (۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ – ۸ آبان ۱۳۸۶)
هدایت شده از Sad Sleep
فروردین تمام شد اما حسرت وصال من ن:)
_ من دوستت دارم لئو... + پس چرا من دیگه نمیبینمش؟ _ من بی وفام لئو...ولی من...   مثل قاصدکی که توی هوا رها شده...   تنها و گمشده و بی دفاعم...   پیدام کن تا بهت نشون بدمش...باشه؟ |دیالوگ|
‍sabri: سلام ؛ وقتتون بخیر🤝 منو اندکی حمایت میکُنید لطفا ؟ :') @Hanil_li ولاگ‌هام و حرفای دلمو اینجا میتونید ببینید🐸. - یه حمایتی از منم میکنی؟ @vanooshe1
زخم بیهوده مزن ؛ سینه ام از قلب تهی‌ست..!
- محسن اسکندری : دلم‌گرفته‌بیاکه‌حریص‌دیداراست گره‌گشای‌غمت‌دودتلخ‌سیگاراست . . تمام‌خاطره‌هاراشمرده‌ام‌بی‌تو برای‌عاشق‌دلتنگ‌راه‌دشواراست:) جواب‌عشق‌مراخوب‌داده‌ای‌پاسخ شکسته‌دل‌چه‌بگویم‌که‌غصه‌بسیاراست؛ بریده‌شاخه‌ِامیدراجدایی‌ها . . که‌زیرپای‌توقلبی‌حزین‌گرفتاراست اگرحنای‌رفاقت‌اسیربی‌رنگیست ولی‌هنوزبدان‌راه‌عشق‌همواراست>...!
بگذار دوستت بدارم تا از اندوه دور بمانم تا از تاریکی بِرَهم تا از زشتی دور شوم بگذار دمی در کف دستان تو بخوابم ای امن ترین مکان ها...
می‌خواهم مثل تو باشم، یعنی زندگی‌ام را بکنم و دورادور دوستت داشته باشم. نمی‌خواهم عشقم به تو دست و پایم را ببندد... مگر چه چیزی را از دست می‌دهم؟ یک مردِ بزدل را؟ و چی به دست می‌آوردم؟ لذت گهگاه در آغوش تو بودن را ! | آنا گاوالدا |
وقتی کلی آپشن داری و دوست نداری:
آدمی که یک بار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئن تر است از آدمی که تا به حال پاش نلغزید. این حرف سنگین است، خودم هم میدانم. خطا نکرده، تازه وقتی خطا کرد و از کارتن آکبند در آمد، فلزش معلوم می شود، اما فلز خطاکرده رو است، روشن است…مثل کف دست، کج و معوج خطش پیداست. از آدم بی خطا میترسم، از آدم دو خطا دوری میکنم، اما پای آدم تک خطا می ایستم...! | رضا امیرخانی |
بوسه نه... خنده‌ی گرم ازدهنت کافی بود این همه عطر چرا؟ پیرهنت کافی بود دانه و دام چرا مرغک پرسوخته را؟ قفس زلف شکن در شکنت کافی بود می‌شد این باغ خزان‌دیده بهاری باشد یک گل صورتی دشت تنت کافی بود لطف کردی به خدا در غزلم آمده ای از همان دور مژه هم‌زدنت کافی بود قافیه ریخت به هم، خلوت من خوش‌بو شد گل چرا ماه؟... درِ ادکلنت کافی بود