eitaa logo
بسامد'
874 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
شانه هایت ساعتی چند! بگو میخرمش گاه خرجِ گریه هایم سخت بالا می رود.
عاقلان را عقل فرمان می دهد دیوانگان را دل..!
آرام دلی، دفع غمی، مرهم دردی..!
جایی که من به دنبال تو و تو به دنبال من می گشتی و اینچنین بود که اولین دیدار ما در همه جای ممکن اتفاق افتاد و در هیچ جا… اما در شیواترین زمان و بهترین مکان جهان در جایی که هر گاه می خواستمت،بودی وهرجا که می خواستی،بودم و اینچنین شد که زنجیره های اولین دیدارمان چنان پیچ در پیچ در هم تنیده اند که هیچ تقدیر و کائنات و سرنوشتی گریزی جز همراهی راهمان ندارند |رضامحمدزاده|
‏شب اینجوریه که 48 ساعت طول می‌کشه تا ساعت بشه دو. بعد وقتی که دو شد پنج دقیقه بعدش ساعت چهاره.
دور از تو چنانم که غمِ غربتم امشب، حتی به غزل‌های غریبانه نگنجد...
ولی ی انسان چطور میتونه ی فرشته باشه؟!
بودن کنار آدم هایی ک نمی فهمنت جهنمیه برای خودش .
به قصد پرواز تجربه کردم سقوط را .
- آری مقصد خدا بود نه بهشت .
شاید بتوان از هجوم سیل آسای یک ارتش ممانعت کرد. اما از هجوم افکار و عقاید نمی توان جلوگیری کرد. |بینوایان|