eitaa logo
بسامد'
874 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
به قبرستان گذر کردم کم و بیش بدیدم قبر دولتمند و درویش نه درویش، بی کفن در خاک رفته نه دولتمند، بُرده یک کفن، بیش!
جان به کف خنده به لب شعله به دل شور به سر جان فدا در رهِ جانانه ی عشقیم هنوز ...
قیافش از یادم نمیره من هر روز مجبورم ببینمش چون خونمون نزدیک محل کارشه مث آدمای غریبه شدیم‌ از کنار هم رد میشیم و ب رومون نمیاریم بهتره از خودت بپرسی چیشد که اینجوری شد؟
https://eitaa.com/anche_nagooftam/10646 تو دختر خوبی بودی دختر خوبی بمون مگه الان بدم؟
رویای قشنگم رو خاک کردم مثل هر آرزو، رویای دیگر :) حدیث
و آغوشش..
پاییز قشنگی بود ، رو نیمکت سرد و خیس پارک چارزانو نشسته بودیو به نیم رخ صورتم نگاه میکردی ، بدون اینکه به طرفت برگردم خندیدم و گفتم :به چی نگاه میکنی ؟! بلند خندیدی !! از خنده ی تو خنده ی منم کش اومد و صدامون تو محوطه ی خلوت پارک پیچید ... برگشتم طرفتو چارزانو نشستم رو به روت ، هنوزم داشتی میخندیدی ، چشات میخندید ، لبات میخندید ، انگار تو اون لحظه خنده ی تموم آدما تو چشمای تو جمع شده بود و خنده ی تو رو لب های من.... +دلدارجان حالا که افتادی رو دور خنده ، بیا بازی کنیم.. بازم خندیدی ، بدون اینکه جواب بدی دستاتو آوردی بالا و انگشت هاتو چرخوندی ، یعنی "چی بازی"؟! +خنده بازی ، باید به چشم های هم خیره بشیم و نخندیم ، هرکی بخنده بازندس ، اصن تو میتونی به من نگاه کنی و نخندی؟! دوباره خندیدم اما خنده ی تو مثل یه پرنده ی گریزون از رو صورتت پرید و رفت . -آره میتونم نخندم وقتی ... +وقتی چی؟! غم تو چهرت مثل بارون نم نم اون روز زار میزد. -وقتی فکر کنم ندارمت ، وقتی کنارم باشی اما مال من نباشی ، وقتی تموم آرزوهایی که باهم داشتیم با یکی دیگه تجربه کنیم ، وقتی فکر کنم تموم خاطرات خوب این روزا اگه نباشی برام کابوسه...وقتی...وقتی...وقتی!! دیگه نمیتونستم بخندم ، دلم گریه میخواست ، شاید توأم گریه کردی اما قطره های بارون رو صورتت حواسمو پرت کرد. چند دیقه سکوت کردم ، از تموم فکرای ترسناکی که به یادت آوردم ترسیدم . +اصلأ دلدارجان بیا بازی رو عوض کنیم ، هرکی بیشتر خندید برندس ، تو که میتونی وقتی به من نگاه میکنی از ته دل بخندی نه؟؟ خندیدی ، از ته دل خندیدی!! حالا  هر وقت بهم خیره میشی و لبخند نمیزنی  میدونم حتمأ داری به نبودنم  فکر میکنی... | نازنین عابدین پور |
گاهی خیال میکنم از من بریده‌ای ؛ بهتر زمن برایِ دلت،برگزیده‌ای از خود سوال میکنم آیا چه کرده‌ام ؟ در فکر فرو می روم از من چه دیده‌ای؟ فرصت نمی‌دهی که کمی ، درد دل کنم گویا از این نمونه مکرر شنیده‌ای از من عبور میکنی و دم نمیزنی ؛ تنها دلم خوش است که شاید ندیده‌ای (: یک روز می‌رسد که در آغوش گیرمت ؛ هرگز بعید نیست ، خدا را چه ، دیده‌ای؟!
گاهی‌یک‌کلمه‌یک‌جمله‌یک‌بیت‌یک‌..یک..یک...(((:
- داره بارون میاد + می‌خواى برسونمت؟ - ماشین دارى؟  + نه - چتر داری؟ + نه - پس چی داری؟ + دوسِت دارم... | ناشناس |
هدایت شده از 『 تنهاییام!』
‏هرچی میگذره بیشتر به این نتیجه میرسم که هیچ چیز در این دنیا ترسناک تر از ادمیزاد نیست.
نمیتونی ببینی؟ من هر دفعه تکه ای از وجودمو بهت میدم.