بوسه نه... خندهی گرم ازدهنت کافی بود
این همه عطر چرا؟ پیرهنت کافی بود
دانه و دام چرا مرغک پرسوخته را؟
قفس زلف شکن در شکنت کافی بود
|#حامد_عسکری|
هرچند که هرگز نرسیدم به وصالت
عمری که حرام تو شد ای عشق حلالت
طاووسی و حُسنت قفس پر زدن توست
ای مرغ گرفتار چه سود از پر و بالت
زیبایی امروز تو گنجی ابدی نیست
بیچاره تو و دلخوشی رو به زوالت
مانند اناری که سر شاخه بخشکد
افسوس که هرگز نرسیدی به کمالت
پرسیدیام از عشق و جوابی نشنیدی
بشنو که سزاوار سکوت است سؤالت
یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل
این بار اگر اصرار کنی، وای به حالت
|#فاضل_نظری|
سَری که درد نمیکند را دستمال نمیبندند
جز در مواردی که
دستمالِ نامبرده
آغشته به عطر تو باشد!
اصلا آقای دکتر
شما دستمالِ عطر آلودِ یار را تجویز کن
قول میدهم سرم درد کند!
|#علی_سلطانی|