eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
"من" زخم است. "دوستت دارم" پانسمان، خونی که می‌چکد... یعنی مرهم خوبی نبوده ای.   | |
بزرگ‌ترین موفقیت زندگی‌ام این بوده که با چشم‌های خودم ببینم که چطور فراموشم می‌کنند...   | |
"دردی که انسان را ب سکوت وا میدارد بسیار سنگین تر از دردیست ک انسان را ب فریاد وا می‌دارد! و انسان ها فقط به فریاد هم میرسند نه به سکوت هم.." ||
گهی نالم گهی گریَم گهی سوزم گهی میرَم زمانه بی تواَم گر زنده دارد،این چنین دارد؛ |سلیم‌تهرانی|
یک گوشه از خیال مرا تا ابد گرفت .
+ من چرا تو زندگیم هیچی نشدم ؟ - زندگی من شدی ... | |
داشتم تصورت میکردم ساده، آرام، زیبا، با همان لباس آبی فیروزه ای ات. با همان دامن بلند گل دار . با اولین لبخندی که زدم، دیدم خدا کنارم نشسته و دست هایش را زیر چانه اش زده! نگاهم کرد و گفت... زیباست ها! | |
مشکلمان این بود که همیشه شادیمان را به دیگران وابسته کرده بودیم، دیگرانی که ممکن بود به هر دلیلی توی خیابان اٌسکول خطابمان کنند و دایرکت اینستاگراممان را پٌر کنند از بد و بیراه و انتقادهای کوبنده "که حتما خیال میکنی خیلی خوب و زیبایی و این حرفها " مشکلمان این بود که باور کرده بودیم باید خیلی ها بهمان بگویند چشمان زیبایی داریم و دماغمان بصورتِمان می آید تا احساس کنیم خوبیم و میتوانیم با اعتمادبنفس باشیم... مشکلمان این بود، اما نمیدانستیم کجای کار می لنگد که گاهی حس می کنیم کَمیم و دیگران خیلی چیزها دارند که ما نداریم و نمیتوانیم داشته باشیم! هی با خودمان سر بعضی چیزها کلنجار رفتیم و جنگیدیم تا توی دل آدمهایی جا شویم که به تاییدشان اعتمادی نبود و یکهو  میزدند زیر همه چیز، یکهو می گفتند از اول هم اشتباه کرده بودیم و می رفتند جایی که نمیدانستیم کجاست... مشکلمان این بود که از اول یادمان نداده بودند تا نتوانیم به تنهایی شاد باشیم بودن هیچکس دردمان را دوا نمی کند، که هر چقدر تاییدمان کنند و دوستمان داشته باشند و کنارمان بمانند تهش خودمانیم که میمانیم پای بد و خوب زندگی که اگر بترسیم از اینکه میان صندلی های دو نفره ی سینما تنها بنشینیم و خودمان را ظهر یک روز گرم بستنی مهمان کنیم و برویم خرید کارمان زار است و باید بحال خودمان که تنهاییمان را نمی شناسیم فکری کنیم و یادمان بماند آدم هرچقدر هم دیگران را داشته باشد یکجایی برمیگردد و می بیند جز  خودش کسی نمیتواند حالش را خوب کند... باید برای حال خوب تنهاییمان کاری کنیم چون در کنار دیگران بودن وقتی لذت دارد که تنها شاد بودن را یاد گرفته باشیم!   | نازنین عابدین پور |
_
ولی استاد یه جا خیلی درست میگه : به کام من نماندی ، به کام خویش بمانی ...
ای که به جرمی دروغ بر دل من تاختی راست بگو بعد من دل به که پرداختی سوختن و ساختن،سهم من از عشق بود جان مرا سوختی ،کام مرا ساختی رفتی و آخر تو را، دوش به دوش رقیب دیدم و ویران شدم، دیدی و نشناختی گفتم اگر عاشقی،رسم محبت وفاست عاقبت ای بی وفا،شرط مرا باختی وصل خدا داد را خواستی از روزگار ای دل بی آبرو، رو به که انداختی..؟ ||
دیگر نمی‌خواهم کسی به من عادت کند. من به کسی عادت کنم. یک روز باید جدا شد. باید تنها ماند. باید شکست. اما در این شکستگی، تنها، فقط به تو فکر می‌کنم. | شب یک شب دو | |بهمن_فرسی|