ای که به جرمی دروغ بر دل من تاختی
راست بگو بعد من دل به که پرداختی
سوختن و ساختن،سهم من از عشق بود
جان مرا سوختی ،کام مرا ساختی
رفتی و آخر تو را، دوش به دوش رقیب
دیدم و ویران شدم، دیدی و نشناختی
گفتم اگر عاشقی،رسم محبت وفاست
عاقبت ای بی وفا،شرط مرا باختی
وصل خدا داد را خواستی از روزگار
ای دل بی آبرو، رو به که انداختی..؟
|#سجاد_سامانی|
دیگر نمیخواهم کسی به من عادت کند. من به کسی عادت کنم. یک روز باید جدا شد. باید تنها ماند. باید شکست. اما در این شکستگی، تنها، فقط به تو فکر میکنم.
| شب یک شب دو |
|بهمن_فرسی|
شـب سکوت میکند...
ماه شکایت میکند ...
ستاره ای اشک میریزد و
بـاد ، دلتنگ مینوازد...
و مــن در مـیان این اشک و آه ...
با صـدای بلند
به دیـوانـگی عشــق میخنـدم...
|شیوامیثاقی|
می شود عاشقِ دلداده و یارم باشی؟
و به کوتاهیِ"یک عمر"کنارم باشی؟
حسرتِ دیدنِ تو،کرده زمین گیر مرا
«دردِ بیچاره»منم!کاش دچارم باشی
سوختم،سوختم از گرمی احساساتم
آهِ مرداد شدم تا تو بهارم باشی
بی قرارت شده ام در تب و تابم هرشب
می شود«عشق»تو یک لحظه قرارم باشی؟
ترسم از مرگ و از آن رفتن اجباری نیست
ترسم آن است که«تو»چوبه ی دارم باشی
آه!یارم نشدی،کاش که بعد از مرگم
شمعِ جا مانده به پهلوی مزارم باشی
دنیا به اندازه کافی منتقد دارد شما مشوق باشید و با کلام تان زندگی دیگران را متحول کنید...
|جول اوستین|