eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
برای تو.. برای چشم هایت برای من.. برای دردهایم برای ما.. برای این تنهایی کاش خدا کاری کند... ||
می‌رسی، زل می‌زنم در چشم‌های مشکی‌ات شیر قبل از حمله صیدش را تماشا می‌کند!
حالا من ضرر میکنم یا تو؟🌚
جنگل ثمر نداشت، تبــــر اختراع شد شیطان خبر نداشت، بشر اختراع شد «هابیل»‌ها مزاحم« قابیل» می‌شدند افسانه‌ی « حقوق بشر» اختراع شد! مــردم خیال فخر فروشی نداشتند شیـئی شبـیه سكه‌ی زر اختراع شد فكر جنایت از ســـر آدم نمی گذشت تا اینكه تیغ و تیر و سپر اختراع شد با خواهش جماعـــــت علاف اهل دل چیزی به نام شعر و هنر اختراع شد! اینگونه شــد كه مخترع از خیر ما گذشت اینگونه شد كه حضرت«شر» اختراع شد! دنیابه كام بود و … حقیقت؟! مورخان! ما را خبـــر كنید؛ اگــــــــر اختراع شد!
الذین احترقوا قلوبنا اشتکوا من رائحه الدخان؛'_ آنهایی که قلبهایمان را آتش زدند از بوی دود شکایت کردند؛' _
حق با شخصیت‌ ها شناخته‌ نمیشود حق‌ را بشناس‌ تا اهل‌ آن‌ را بشناسی :) |مولایمان علی'ع''|
تنم تابوت غمگینی که جانم رانمی فهمد دل تنگم حصار استخوانم را نمی فهمد شبیه بغض نوزادی که ساعتهاست می گرید پر از حرفم کسی اما زبانم را نمیفهمد انارم دانه دانه دانه دانه دانه غم دارم کسی تا نشکنم راز نهانم را نمیفهمد دلم تنگ است و می گریم،دلم تنگ است و میخندم کسی که نیست دیوانه جهانم را نمیفهمد چنان درآتش غم سوخته جانم که میدانم پس ازمرگم کسی نام و نشانم را نمیفهمد
آن که آسان می‌سپارد جان به دیدارت " منم " ... |فروغی بسطامی| ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌
تو آمدی و من حالا می‌فهمم تا استخوان، به کسی مبتلا بودن یعنی چه |وحیدعیسوی|
منو ببر قبل از دیدن تو؛
"ممنوعةٌ أنتِ من السَفَرْ إلا داخلَ الحدود الإقلیمیة لقلبی!" -تو ممنوع الخروجی از مرزهای قلب من🫀:) ||
دلتنگِ آن نباش که شَب بی‌ستاره است گاهی زبانِ عشق فقط یک اشاره است...