eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
حرف نزدن، دلهره‌ای بود...! و حرف زدن و درست فهمیده نشدن، دلهره‌ای دیگر...! |رومن رولان| ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌
تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد نیست دیگر به خرابات،خرابی چون من باز خواهی که مرا سیل دمادم ببرد حال آن خسته چه باشد که طبیبش بزند زخم و بر زخم،نمک پاشد و مرهم ببرد آن که بر دامن احسان تو اش دسترسی ست به دهان،خاکش اگر نام ز حاتم ببرد زنگ چل ساله آیینه ما گر چه بسی ست آتشی همدم ما کن که به یک دم ببرد رنج عمری،همه هیچ است اگر وقت سفر رخ نماید که مرا با دل خرّم ببرد من ندانم چه نیازی ست تو را با همه قدر که غمت دل ز پریزاده و آدم ببرد جان فدای دل دیوانه که هر شب بر ِِتوست کاش جاوید،بدان کوی،مرا هم ببرد ذکر من نام دلارای حبیب است عماد! نیست غم،دوست اگر نام مرا کم ببرد
بی علی اصل عبادت باطل است بی علی هر کس بمیرد جاهل است بی علی تقوا گلی بی رنگ و بوست بندگی همچون نماز بی وضوست؛ _
آخرش معلوم نشد ازبی حوصلگی زیاد خسته ایم یا از خستگی زیاد بی حوصله |حسین سلیمانی|
آری این منم اما چه سود؟ اون ک در من بود دیگر، نیست! | فرخزاد|
ای روز های خوش کوتاه، آیا فقط برای ثبت در تاریخ ثبت شده اید؟ |شاهرخ مسکوب|
چقدر مظلومان میگه که؛ مارا به خود کردی رها، شرمی نکردی از خدا؟
زخم ها حافظه دارند پس از خوب شدن هم بیاد می آوردند...
وای بر من.
نازم به دهانم که به شادی و به غصه یک عمر علی(ع) گفت و مرا مست نگه داشت=) _
من مَملو از خیالِ او ؛او خالی از خیالِ من.
یاعلی:)♥️