امیرالمؤمنین علیه السلام:
اَلا وَ اِنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلی ذلِک وَ لکِن اَعینونی بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سُدادٍ
نهجالبلاغه - نامه ۴۵
شما نمیتوانید مثل من رفتار کنید؛
امّا میتونید به من کمک کنید!
با چه چیزی؟ با ورع، یعنی پرهیزگاری و تقوا،
با اجتهاد، یعنی تلاش دائمی،
با عفت، یعنی پاکدامنی ،
و با سُداد، یعنی کار رو درست و محکم انجام دادن🤝
گاهی یه حرفایی رو نمیشه زد، یه اشکایی رو نمیشه ریخت، مثل همونجا که #ابتهاج میگه:
« سالها ناگفته ماند این شرحِ درد سالها :) »
_
بیا خودمان را پخش کنیم کف اتاق
چشم هایمان را ببندیم...
دستهایمان را باز کنیم
و مشت مشت از روی فرش بوسه جمع کنیم!
اجازه بده بپرسم: دوستم داری؟
تو با ناز بگو نوچ!
بگذار بپرسم: این مدت که تنهایم گذاشته بودی دلتنگم شدی؟
تو هم با عشوه بگویی نوچ!
لبخند شیطنت آمیز بزن
تا من بگویم: فدای لبهایت که وقتی میگویی نوچ!
حس میکنم بوسه میخواهی!
راستی...
بوسه میخواهی؟
لطفا بگو نوچ!
| #حامد_نیازی |
یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد
| بابا طاهر |
"من" زخم است.
"دوستت دارم" پانسمان،
خونی که میچکد...
یعنی مرهم خوبی نبوده ای.
| #حمید_جدیدی |
بغلم میکنی؟ بغلم میکنی وقتی اضطراب، محاصرهام کرده و دارم رنج میکشم؟ وقتی از درون متلاشیام و از بیرون آرام؟ بغلم میکنی که دردهام بریزد و پاییز غمگینم بهار شود؟ دستانم را میگیری تا هزاران گنجشک غمگین، درون سینهی من آرام بگیرد؟ نگرانم میشوی؟ غصهام را میخوری وقتی که زل میزنم به نقطهای و آرام و بیصدا غصه میخورم؟
نهایت تلاشت را میکنی؟ برای اینکه حال من خوبتر شود؟!
همیشه برای آدمهای غمگین چای ریختهام و این نهایت تلاش من برای آرام کردنشان بوده. نهایت تلاشم برای اینکه زمستان کسی را بهار کنم.
گاهی حجم دردها بیش از ظرف تحمل آدمهاست و آدمها حق دارند غمگین باشند.
دردهایی هست که نمیتوان از آنها حرف زد، و رنجهایی هست که نمیتوان آنها را شرح داد. چیزی نپرس، فقط سستیِ شانههای سنگینم را ببین، سرت را به نشانهی همدردی تکان بده و در آغوشم بگیر. که همین شانههای امن تو برای من کافیست.
هوا سرد است
برایم چای میریزی؟
| #نرگس_صرافیان |