eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
با من حرف بزن آن طور که رودخانه ای با دشت درختی با سایه‌اش گیاه با نور خواب با ساعت چهار و ده دقیقه‌ی صبح با من حرف بزن اگر نه دهانم را بیرون می‌آورم و دور می‌اندازم!   | محمد عسکری ساج |
این من، نه منم، اگر مَنی هست، تویی وَر در برِ من پیرهنی هست، تویی   در راه غمت، نه تن به من ماند و نه جان ور زآنکه مرا جان و تَنی هست، تویی   | علاءالدوله سمنانی |
انگشتهای من می بارند و نام تو می روید...   | عمران صلاحی |
_
و قد تهديك الحياة كل جمالها في شخص! و گاهی، زندگی، تمام زیبایی‌اش را در قالبِ یک شخص به تو هدیه می‌کند! :) _
شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت! به گریه گفتمش آری: ولی چه زود گذشت _
در گذرگاه نگاه تو گرفتارانند من به سرپنجه مهر تو گرفتارترین، می توان با دل تو حرف غمی گفت و شنید گر بود چون دل من راز نگهدارترین ... ||
هدایت شده از Moheb
امروز سالگرد مامان بنده اس خوشحال میشم براشون فاتحه بخونید . ممنونم ازتون
بگذار در آغوش تو آرام بگیرم دلچسب‌ترین شیوه‌ی جان باختن است این! 🌱
وحِ برخاسته از من تهِ این کوچه بایست! بیش از این دور شوی از بدنم میمیرم. ‌ 🌱
" مِثلَ سیجارَهٍ بَقیّت فی اِصبَعَیکِ لا تُدَخِنینی و لا تُطِفئینَنی! هَل نَسیتی اِنّی اَحتَرِق؟ " هم‌چون سیگار میان انگشتانت باقی مانده‌ام، نه دودم می‌کنی و نه خاموش آیا فراموش کرده‌ای که در حال سوختنم؟ ..
‌فتنه‌ی چشمِ تو چندان ره بیداد گرفت که شکیب دل من دامن فریاد گرفت آن که آیینه‌ی صبح و قدح لاله شکست خاک شب در دهن سوسن آزاد گرفت آه از شوخی چشم تو که خونریزِ فلک دید این شیوه‌ی مردم‌کُشی و یاد گرفت منم و شمع دلِ سوخته، یارب مددی که دگرباره شب آشفته شد و باد گرفت شعرم از ناله‌ی عشّاق غم‌انگیزتر است داد از آن زخمه که دیگر ره بیداد گرفت ||