با من حرف بزن
آن طور که رودخانه ای با دشت
درختی با سایهاش
گیاه با نور
خواب با ساعت چهار و ده دقیقهی صبح
با من حرف بزن
اگر نه دهانم را بیرون میآورم
و دور میاندازم!
| محمد عسکری ساج |
این من، نه منم، اگر مَنی هست، تویی
وَر در برِ من پیرهنی هست، تویی
در راه غمت، نه تن به من ماند و نه جان
ور زآنکه مرا جان و تَنی هست، تویی
| علاءالدوله سمنانی |
و قد تهديك الحياة كل جمالها في شخص!
و گاهی، زندگی، تمام زیباییاش را در قالبِ یک شخص
به تو هدیه میکند! :)
_
در گذرگاه نگاه تو گرفتارانند
من به سرپنجه مهر تو
گرفتارترین،
می توان با دل تو
حرف غمی گفت و شنید
گر بود چون دل من راز نگهدارترین ...
|#فریدون_مشیری|
هدایت شده از Moheb
امروز سالگرد مامان بنده اس
خوشحال میشم براشون فاتحه بخونید .
ممنونم ازتون
وحِ برخاسته از من تهِ این کوچه بایست!
بیش از این دور شوی از بدنم میمیرم.
#کاظم_بهمنی🌱
" مِثلَ سیجارَهٍ
بَقیّت فی اِصبَعَیکِ لا تُدَخِنینی و لا تُطِفئینَنی!
هَل نَسیتی اِنّی اَحتَرِق؟ "
همچون سیگار
میان انگشتانت باقی ماندهام، نه دودم میکنی و نه خاموش
آیا فراموش کردهای که در حال سوختنم؟ ..
فتنهی چشمِ تو چندان ره بیداد گرفت
که شکیب دل من دامن فریاد گرفت
آن که آیینهی صبح و قدح لاله شکست
خاک شب در دهن سوسن آزاد گرفت
آه از شوخی چشم تو که خونریزِ فلک
دید این شیوهی مردمکُشی و یاد گرفت
منم و شمع دلِ سوخته، یارب مددی
که دگرباره شب آشفته شد و باد گرفت
شعرم از نالهی عشّاق غمانگیزتر است
داد از آن زخمه که دیگر ره بیداد گرفت
|#هوشنگابتهاج|