گفت:عمه٬ مگر چه میخواهم؟
من که غیر از پدر نمیخواهم!
عمه جان٬ من که حرف بد نزدم
حرف زشتی به هیچ احد نزدم!
خصم میخواست گوشواره اگر
لالهام از چه کرد پاره دگر؟!
من که جدم علی به وقت نماز
داد انگشتری به اهل نیاز
مادرم فاطمه سه لیل و نهار
نان افطار خویش کرد ایثار
من خود آن گوشواره میدادم
دُر به آن نابکار میدادم
عمه این ناسزا و همهمه چیست؟
مادر ما مگر که فاطمه نیست؟!
پس بگو تازیانه کم بزنند
دخترم٬ دخترانهام بزنند
پشتم از تازیانه خم شده است
مثل پهلوی مادرم شده است
گفته بودی که: مادرت٬ زهرا
قامتی داشت مثل قد شما
صورتش را چو خصم٬ خونین کرد
هیجده ساله بود و تمکین کرد
من ولی طفل کوچکم، عمه
طاقتم نیست٬ کودکم٬ عمه
بیش از این خصم گر مرا بزند
قامتم چون نهال٬ میشکند
عمه جان٬ بر رقیه یاری کن
گر یتیمم٬ یتیم داری کن
نیستم گر یتیم٬ کو پدرم؟
#محرم
من حاول أمرا بمعصیه الله کان أفوت لما یرجو و أسرع لما یحذر.
کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود .
|امام حسین(ع)|
|بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۱۲۰|
فقالأحبَمُحَرَّمکینسیالتّعبالنّاس؛
وگفت:
مُحَرَّمترادوستدارم،
خستگیهاراازیادممیبردوآدمهارا..
بسامد'
بنا نبود فقط خوبها حرم بروند شبی بیا و مرا هم به کربلا ببرم.
مارا نمیبری به حرم ؟ قهر کردهای؟
بگذر ازاین گدایِ بدِ قدرناشناس..(:💔
همانقدر كه زن را بايد فهميد ...
مرد را هم بايد درك كرد ...
همانقدر كه زن "بودن" ميخواهد ...
مرد هم "اطمينان" ميخواهد ...
همانقدر كه بايد قربان صدقه ي روي بي آرايش زن رفت ...
بايد فداي خستگي هاي مرد هم شد ...
همانقدر كه بايد بي حوصلگي هاي زن را طاقت آورد ...
كلافگي هاي مرد را هم بايد فهميد ...
خلاصه "مرد" و "زن" ندارد ....
به نقطه ي "مــا" شدن كه رسيدي ...
بهترين باش برايش ...
بگذار حس كند هيچكس به اندازه تو دركش نميكند ...
_