محبوب من
ما که توقع نداشتیم این دنیا ما را ناز کند، یا گرم در آغوش بگیرد
فقط توقع بود که این قدر جگرمان را نسوزاند!
محبوب من!
عدالت یعنی هرچیزی، هرکسی، سرجای خودش باشد
عدل این است که شما دردل ما باشید...
| محمد صالح علاء |
دنبال
چی میگردی
یه آغوش مطمئن؟
یه اتاق بیخبر از تاریکی؟
یه فنجون قهوهی اصیل؟
یه بوسهی ناشیانه؟
یه حضور همیشگی؟
هممسیریم پس.
قدم بزنیم؟
| حسام الدین عسگری |
وحين تضحك شيئاً ما
يعود إلى صدري مثل ذلك
السلام الذي يعود الى المدينة،
بعد هُدنة الحرب.
«و وقتی میخندی،
چیزی به سینهام برمیگردد
مثل آن آرامشی که بعد از
آتش بَس جنگ به شهر باز میگردد.»
ای ساربان آهسته ران، کز دیده دریا میرود
از شهر زهرا نیمه شب، فرزند زهرا میرود
منزل به منزل کاروان، گردیده در صحرا روان
با ناله و آه و فغان، تنهای تنها میرود
ای آسمان ، اختر فشان، بنگر برای بذل جان
ماه بنی هاشم روان، با ماه لیلا میرود
زینب شده محمل نشین، با ناله های آتشین
منزل به منزل ، کو به کو، صحرا به صحرا میرود...
| غلامرضا سازگار |