eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
به مرگ چاره نجستم که در جهان مانم به عشق زنده شدم تا که جاودان مانم چو مردم از تن و جان وارهاندم از زندان به عشق زنده شوم جاودان به جان مانم به مرگ زنده شدن هم حکایتی است عجیب اگر غلط نکنم خود به جاودان مانم در آشیانه طوبا نماندم از سرناز نه خاکیم که به زندان خاک دان مانم ز جویبار محبت چشیدم آب حیات که چون همیشه بهار ایمن از خزان مانم چه سال ها که خزیدم به کنج تنهایی که گنج باشم و بی نام و بی نشان مانم دریچه های شبستان به مهر و مه بستم بدان امید که از چشم بد نهان مانم به امن خلوت من تاخت شهرت و نگذاشت که از رفیق زیانکار در امان مانم به شمع صبحدم شهریار و قرآنش کزین ترانه به مرغان صبح خوان مانم || ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
اشتباه است این بگوییم «از پشیمانی چه سود؟» یک پشیمان می‌شناسم، سود کرده، حُر شده..
هی مترسک کلاه را بردار ما کلاغان دگر عقاب شده اییم ||
گر لبانت «مُهر» و دامانت بُوَد «جایِ نماز» من رِکورد ِ «جعفر طیّار» را خواهم شکست... |ایمان خوشنام|
مرد آنست كه در عشق صداقت دارد در رهِ منزلِ ليلاش، شهامت دارد مرد آنست كه در قهر وُ جدايی حتّی از عزيزش همه جا قصدِ حمايت دارد مرد آنست كه وقتی دلِ او درگير است در نه گفتن به هوس، دستِ صراحت دارد مرد آنست كه وقتی گُلِ او غمگين است در به رقص آورِيَش، سازِ درايت دارد مرد آنست كه حتّی جسدِ بی جانش با رقيبان سرِ معشوق، رقابت دارد! "ای كه از كوچه معشوقه ما ميگذری" چشم درويش بكن! عشق، قداست دارد!
همه را بیازمودم ، ز تو خوش ترم نیامد!
اگه پیام های که تایپ کردم و لحظه آخر پاکش کردم و نفرستادم و یه کتاب میکردم از تاریخ رم باستان هم طولانی تر میشد! -تا خود شما حق🤝
بوسه‌های یواشکی هم بَلَدی می‌خواهد شبیه چیدن شاتوت نوبرانه از باغ همسایه... |سوسن درفش|
‏تو را چه غم که شب ما دراز میگذرد؟.. که روزگار تو در خواب ناز میگذرد. ||
هدایت شده از محبین
خداوند تعمداً دین خود را جذاب قرار نداده است تا مردم نه از سر جذابیت دین که از سر اراده و با رهایی به آن مومن شوند! استاد پناهیان @ir_mohebib
بهترین جمله برای آشتی کردن و رفع همه ی دلخوریا همینه که علیرضا آذر میگه: "خودم را خوب سنجیدم بدون تو نمی ارزید..!"
هر روز انرژی زیادی صرف می کنم تا باورم نشود رفته ای مثلا هر روز رو به آینه می ایستم رژ قرمز میزنم تا پر رنگ تر ببوسمت.. لبخند هایم را گول می زنم و وقتی نگاهم، به جای خالی دست هایت روی شانه هایم می افتد بغض هایم را تهدید میکنم که اگر بشکنند دیگر هیچوقت بر نمیگردی.. هر روز.. کفش هایم را میپوشم.. و به خودم قول میدهم امروز تورا ببینم! هرشب.. به تو شب بخیر میگویم  و تظاهر میکنم سرباز برنگشته ی جنگی هستی که هنوز تمام نشده که دوستم داری.. که جیب سمت چپ سینه ات عکس کوچکم را بغل کرده است.. بعد باور هایم را میگذارم زیر بالشم غلت میزنم  تا گریه هایم را نشنوی به کسی نگو مخاطب شعر های غمگین من تویی! شرم دارم زنی بفهمد مرا در آغوش گرفته ای و عاشقم نشدی! | اهورا فروزان |