از خانه بيرون ميزنم، اما کجا امشب؟
شايد تو ميخواهي مرا در کوچهها امشب
پشت ستون سايهها، روي درخت شب
ميجويم اما نيستي در هيچ جا امشب
ميدانم آري نيستي، اما نميدانم
بيهوده ميگردم بدنبالت چرا امشب؟
هرشب تو را بي جستجو مييافتم اما
نگذاشت بي خوابي بدست آرم تو را امشب
ها ... سايهاي ديدم ، شبيهت نيست، اما حيف
ايکاش مي ديدم به چشمانم خطا امشب
هرشب صداي پاي تو ميآمد از هرچيز
حتي ز برگي هم نميآيد صدا امشب
امشب ز پشت ابرها بيرون نيامد ماه
بشکن قرق را، ماه من بيرون بيا امشب
گشتم تمام کوچهها را، يک نفس هم نيست
شايد که بخشيدند دنيا را به ما امشب
طاقت نميآرم ، تو که ميداني از ديشب
بايد چه رنجي برده باشم، بي تو، تا امشب
ای ماجرای شعر و شبهای جنونم
آخر چگونه سرکنم بي ماجرا امشب
|#محمدعلی بهمنی|
از مرگت
ناراحت نمی شوم!
اگر قرار باشد
پیش من
که پیش از تو رفتم
بیایی...
|#افشین_یداللهی|
گفتی شفا بخشم ترا، وز عشق بیمارت کنم
یعنی به خود دشمن شوم، با خویشتن یارت کنم؟
گفتی که دلدارت شوم، شمع شب تارت شوم
خوابی مبارک دیده ای، ترسم که بیدارت کنم؛
|#سیمین_بهبهانی|
ارحم من راس ماله الرجاء
و سلاحه البکاء :)
رحم کن بر کسی که سرمایه اش
امید و سلاحش گریه است..
|دعایکمیل|
هدایت شده از ᴿᵘᶻᵉ 𝙁𝙚𝙠𝙧 | روضهفکر
میگفت
برای اینکه بدونی به خدا مقرب شدی
میزان آسودگی خودت رو بسنج
اگر آسودگیات کم شده
و بههمریخته هستی،
بدون که از خدا هم دور هستی!
| استاد پناهیان |🍃
[ @ruzefekr ±∞ ] روضهفکر 🌱
آغوش من و عشق تو و لحظه ی دیدار
رویای قشنگی ست و اما شدنی نیست
از دوری هم، هر دو چه بیمار و خرابیم
اندازه ی این عشق که معنا شدنی نیست
|#محمد_علی_بهمنی|
ﺧﺪﺍی من ﻧﻪ ﺩﻭﺭ ﮐﻌﺒﻪ ﺍﺳﺖ
ﻧﻪ ﺩﺭ ﮐﻠﻴﺴﺎ ﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻌﺒﺪ
ﺧﺪﺍی ﻣﻦ ﻫﻤﻴﻨﺠﺎﺳﺖ
ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻤﺎﻡ بغضها و خندهﻫﺎﻳﻢ
ﺧﺪﺍی ﻣﻦ نمیﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ
ﺍما میﺗﺮﺳﺎند از ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺩلی
و ﻧﺎﺣﻖ ﮐﺮﺩﻥ حق مظلومی
ﺧﺪﺍی ﻣﻦ می ﺑﻴﻨﺪ ﻣﺮﺍ
ﻫﺮ کجا که ﺑﺎﺷﻢ
می ﻓﻬﻤﺪ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺯﺑﺎن
ﮐﻪ با او ﺳﺨﻦ ﮔﻮﻳﻢ
ﺧﺪﺍی ﻣﻦ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻫﻴﭻ نمیﺗﺮﺳﺎﻧﺪ
ﺟﺰ بی فکر ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ؛
ﺧﺪﺍی ﻣﻦ خدای ﻣﻬﺮﺑﺎنیست
|#دكتر_شريعتی|