eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
نرو دکتر بیا پیشم خودم دارای مرفینم "بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم" نه بچه هیئتی هستم نه مسجد میروم زیرا "به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم" چه پشت رُل چه در منزل،اداره پشت میز خود "مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم" الهی دورتان گردم خودم قربان چشمانت "حرامم باداگر من جان بجای دوست بگزینم" تورا در خواب خود دیشب چنان بوسیدم از گردن "که غوغا میکند درسر خیال خواب دوشینم" به جان مادرم دلبر! به قرآن زنده می گردم "اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم" عجب شعری سرودم من‌،هزاران آفرین،به به  "همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم" ||
از زلیخا آبرو را بُرد و از یعقوب چَشم... عشق را بخشنده می‌دیدم ولیکن نیست، نه...
کاش دو دوست بودیم و به عشق دل نمی بستیم .... دست نخورده می ماندیم بدون آغوش بدون بوسه بدون حرف کاش دوست می ماندیم و همدیگر را به اندازه ی شاپرکی کنار گلبرگهای عاشقی دوست می داشتیم کاش بی دلیل بودیم ، بی بهانه بودیم و بدونِ دلتنگی بودیم به آخرین خداحافظی ات سوگند عشق تجربه ی تلخی بود که خدا را تا خدا در گلو بغض کردیم و فراوان شکستیم... |ناشناس|
هر روز به شیوه‌ای و لطفی دگری چندانکه نگه می‌کنمت خوب تری گفتم که به قاضی بَرمت تا دل خویش بستانم و ترسم دل قاضی ببری! ||
-گاهی میان مردم در ازدحام شهر؛ غیر از تو هرچه هست، فراموش می‌کنم.. ||
آدما همیشه نمی‌گن: «دوست دارم.» بعضی وقتا شبیه این چیزهاست، «مراقب خودت باش.» «غذا خوردی؟» «رسیدی خونه زنگ بزن.» «اینو برای تو درست کردم.» عشق اینه...
که تو اوج آرزوی منی!
تورا به خدا بگذارید هر کسی ، هر چه دلش خواست‌، لااقل به خواب ببیند ..! |سیدعلی‌صالحی|
شاید اگر مغرور نبودی؛حال در آغوش هم بودیم! به شاید ها نباید بسنده کرد!
چشم هایش قهوه ای بود و ب حق فهمیده ام قهوه از سیگار و قلیان اعتیاد آور تر است!
کی می‌رسی به دادِ دلِ مبتلا؟ بگو...
بسامد'
گلم با چادرش در" جمعه ای" سمت "مصلا" رفت "غزل" گو شد  از آن موقع "خطیب جمعه ی تهران"
قبله را گم کرده ام,یک لحظه از چشمم برو  چادرت را سر نکن,با کعبه قاطی میشوي . . .