eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش دو دوست بودیم و به عشق دل نمی بستیم .... دست نخورده می ماندیم بدون آغوش بدون بوسه بدون حرف کاش دوست می ماندیم و همدیگر را به اندازه ی شاپرکی کنار گلبرگهای عاشقی دوست می داشتیم کاش بی دلیل بودیم ، بی بهانه بودیم و بدونِ دلتنگی بودیم به آخرین خداحافظی ات سوگند عشق تجربه ی تلخی بود که خدا را تا خدا در گلو بغض کردیم و فراوان شکستیم... |ناشناس|
هر روز به شیوه‌ای و لطفی دگری چندانکه نگه می‌کنمت خوب تری گفتم که به قاضی بَرمت تا دل خویش بستانم و ترسم دل قاضی ببری! ||
-گاهی میان مردم در ازدحام شهر؛ غیر از تو هرچه هست، فراموش می‌کنم.. ||
آدما همیشه نمی‌گن: «دوست دارم.» بعضی وقتا شبیه این چیزهاست، «مراقب خودت باش.» «غذا خوردی؟» «رسیدی خونه زنگ بزن.» «اینو برای تو درست کردم.» عشق اینه...
که تو اوج آرزوی منی!
تورا به خدا بگذارید هر کسی ، هر چه دلش خواست‌، لااقل به خواب ببیند ..! |سیدعلی‌صالحی|
شاید اگر مغرور نبودی؛حال در آغوش هم بودیم! به شاید ها نباید بسنده کرد!
چشم هایش قهوه ای بود و ب حق فهمیده ام قهوه از سیگار و قلیان اعتیاد آور تر است!
کی می‌رسی به دادِ دلِ مبتلا؟ بگو...
بسامد'
گلم با چادرش در" جمعه ای" سمت "مصلا" رفت "غزل" گو شد  از آن موقع "خطیب جمعه ی تهران"
قبله را گم کرده ام,یک لحظه از چشمم برو  چادرت را سر نکن,با کعبه قاطی میشوي . . .  
چه کردی که او پرستیدت؟!
دوست داشتنت نماز که نبود اما گزاردمش، شبانروزی هزار رکعت به وقت صبح و ظهر و شام... |عرفان نظرآهاری|