eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
. پاییز دارد می رسد از راه. و کم‌کم انارها سینه‌سرخ می‌کنند و سیب‌ها آب و رنگ می‌گیرند. خرمالوها سرمستی می‌کنند و سرشاخه می‌شکنند . پاییز دارد می‌رسد و درختان بوی دلتنگی می‌گیرند. و برگها در اعماقِ وجودت با لبخند و رقص قدم‌های عابران عاشق را ضرباهنگ می‌بخشند. پاییز می‌رسد و نمی‌دانم اما تو با کدام ستاره  به‌دامنم می‌افتی.
بیش از آتش آب میسوزاندم!
هر لحظه بدون «او» هزاران سال است ای نوح من از تو هم کهنسال‌ترم! |میلادعرفان ‌پور|
دیر کردی نیمه ی عاشقترم را باد برد . ||
من رفته ام ک باز نگردم دنبال یادداشت نگردید .! | احسان افشاری |
⁰⁰;⁰¹
‌ نباید از صبح تا شب سرمون تو گوشی باشه و اخرشم غر بزنیم که چرا زندگیمون اینه.
دستخطی دارم از او بر دل خود یادگار... عشق کاری کرد با قلبم که چاقو با انار... ||
در چشمان تو همه راز هاى شب لانه مى كنند كسي نمي داند چه رخ خواهد داد زمانى كه شب فرا مى رسد كسى مى تواند بگويد تو چه مى خواهى آسمان چه مى خواهد؟... ||
خواستی دلتنگی‌ام‌ را در دلم پنهان کنم عاشق و انکارِ دلتنگی؛ مسلمان و دروغ...؟!
حقیقت را دید و چشمانش را بست. تا ابد..
فصل ها بهانه اند چله ی تابستان هم که باشد... سرمای نبود تو تا مغز استخوانم را می سوزاند... |مریم توکل زاده|