eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
بسامد'
《و مُرد در من هرآنچه زنده است》
《 در نگاهم گر نیستی ، در خیالم اما سرشاری》
من غرورم را شکستم، تا من و تو ما شویم! از خودم هر بار گُذشتم، تا زِ هم شیدا شویــم.. من هنوزم میپرستم، چشم زیبای تو را! عشق تـو بر من جَفا کرد! بی وفا با من چرا . . .
راه کج بود نشد تا به ديارم برسم فال من خوب نيامد که به يارم برسم بي‌قراری رسيدن رمق از پایم برد نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم شهرياری پر از اندوه ثریا هستم شايد آخر سر پيری به نگارم برسم استخوان سوز سياهی زمستان شده‌ام بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم | |
سوزش چشم من از لذت زیبایی توست خیره بر تو شده ام ، پلک زدن یادم رفت ! ||
دلتنگی یعنی چه؟
ـ ➒➌ ـ نه طاقت خاموشی، نه میل سخن داریم ؛
او را نگاه میکنم و رنج میکشم
به غم کسی اسیرم، که زمن خبر ندارد .
در خودم آتش به پا کردمو نگریستم .
مرا آتش زد و از من دوری کرد که نسوزد !
خوشی تو راه رسیدن به ما، تصادف کردو مُرد
شبو که انتخاب کردی دنبال نور نگرد .