eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
چال روی گونه هایت انحصارا مال من بعد از این لطفا برای هیچ کس اصلا نخند.
ولی من دوست داشتم، کسی باشم که وقت خستگیات به آغوشش پناه میبری .
گفت ای مجنون شیدا ، چیست این؟ می نویسی نامه  ، بهر کیست این؟ ‌گفت : مشق نام لیلی میکنم خاطر خود را تسلی میکنم چون میسر نیست من را کام او عشق بازی میكنم با نام او
اونجا که میگه: مکانم لامکان باشد نشانم بی‌نشان باشد نه تن باشد نه جان باشد که من از جان جانانم
قائِلُ : کَیفَ طَعم الحُبِ؟ قُلتُ لَهُ : الحُبُ عًذبُ و لَکِن فیهِ تَعذیبُ ! و گفت: طعم عشق چگونه است؟ گفتمش: عشق گواراست اما رنج دارد..!
همه‌ آنهایی که مرا می‌شناسند، می‌دانند چه آدم حسودی هستم. و همه‌ آنهایی که تو را می‌شناسند... لعنت به همه آنهایی که تو را می‌شناسند! ||
بسامد'
《دلیل عشق فراموش کردن دنیاست》
《شاخه تا آمد به برگش خو كند پايیز شد ..》
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد کاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد   تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت از غمت شهریور بیچاره حلق آویز شد   مهر با بی مهری و نامهربانی میرسد مهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد   بی تو یک پاییز ابرم، نم نمِ باران کجاست؟ بی تو حتّی فکر باران هم خیال انگیز شد   کاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز سرد بوی باران را تنفّس کرد و عطر آمیز شد   آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد...   | فرهاد شریفی |
تجربه‌ی دوست داشتن، یک خوشبختی است. گاهی حتی فراق، خوش است. خصوصا اگر از تب‌و‌تاب اولیه عبور کرده باشی. اجازه دهی غبارها بخوابند. آرام بگیری و قبول کنی. عشق به قلب آدم غَنا می‌بخشد. تجربه‌ی این رنج‌ها خوب است و یک گنجینه در ته قلبِ تو پُر می‌کند، اگر درست شناسایی‌اش کنی. آلبر کامو در زمانه‌ی دوری از یار نوشت: "حتی جدا از تو، چیزی در من سکونت داشت." در غیبت معشوق، چیزی از او در تو ساکن می‌شود. چیزی حتی بهتر از او.   | معین دهاز |   
هر کجا عشق آید و ساکن شود هر چه نا ممکن بود ممکن شود
_گاهی......