eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
آدمی به مرور آرام می‌گیرد ، بزرگ می‌شود ، بالغ می‌شود و پای اشتباهاتش می‌ایستد ، آن ها را به گردن دیگران نمی‌اندازد و دنبال مقصر نمی‌گردد…
لعنت به چشم ها که نوشداروی اشک را در لحظه از دل دریغ می‌کنند... | |
دیری است بیشتر وقت خود را در خانه می‌گذرانم از برخوردهای با این و آن کاسته ام، اگر یاران مثل درخت بید خانه ما کم حرف بودند، هر روز به دیدنشان می‌رف... | |
اگر او توانسته مرا فراموش کند، من هم می‌توانممی‌بینی، هنوز دوستش داری!از کجا معلوم؟هنوز می‌خواهی کار هایی را بکنی که او کرده...! | فیودور داستایفسکی |
زانوی غمم، بغلم کن!
بسامد'
چادر ازسر وانکن میترسم ازچشمان ِشور چادرت را واکنی باید که اسفندت شوم! _
در چشمه ی چشمانِ تو هر شب به طهارت تا قبله تویی تا به ابد ما به نمازیم!
تو کمی بیشتر از من به تنم می‌آیی ...
من ندانـــم زِ نـگــــاه تـــو چـه خوانـدم، امـّا دانم این چشم همان قاتلِ دلخواه من ‌است ...! ||
🌱 از آن زمان که زندگی، تو را کنار من نخواست غروب پنجشنبه هم، شبیه عصر جمعه هاست! هزار روز بی قرار و طعم تلخ انتظار نگو به من "سکوت کن! که گریه کار بچه هاست" از آن زمان که رفته ای، به اشک خو گرفته ام خودت بیا به خانه یا، بگو که خانه ات کجاست؟ نگو دگر ز صبرها، که بین سنگ قبرها به جستجوی نام تو، دلم پر از گلایه هاست کدام امید دیگری؟ کدام روز محشری؟ چنین که بعد رفتنت، قیامتی به دل به پاست! شکایتی نمی کنم، سکوت می کنم دگر؛ فقط بگو چرا خدا، تو را کنار من نخواست؟
«إبتَسم.؛فَلَن یَتغّر العالم بِحُزنک»
من یک جراحت سطحی ام!
ترکیب سلیقه‌ی گرون و جیب محدود، میتونه جز عذاب‌های جهنم باشه.