بسامد'
《آغوش تو برای زمستانِ من بس است..》
《و او به شیوه ی باران پر از طراوت و تکرار بود》
محمود درویش میگه :
«احساس میکنم مدتی است که
با چیزی بیش از توانم درگیر بودهام»
- عمیقا حس میکنم داره در مورد این دوره از زندگیم صحبت میکنه
هرچه به چشمان من خیره شوی در آنها نگاه مرا نمییابی . قلب من دیگر نه از آنِ من است، نه از آنِ دیگری. قلب من بیآنکه سنگ شده باشد، اعلام استقلال کرده است .
#محمود_درویش'
شنیدهام از دوست مشترک پرسیدهای آیا هنوز دوستت دارم؟ طفلک ساده .
دوستداشتن که هنوز ندارد.
اگر دوستم میداشتی، میدانستی.
#حمید_سلیمی'
هدایت شده از " فاطره ام.
تک تک آدمهای شهر رو هم که چک کنم دنبالت، تو اونی هستی که دم رستوران، لباس خرگوش پوشیده.