eitaa logo
بسامد'
874 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
بی هوا برگشت سمت من. چشماش یکم خیس بود. برق میزد. نمیدونم از چیزی ناراحت بود یا مالِ خستگی روز بود. یهو بی مقدمه گفت: " چیزی به من بگو که هیچ زنی جز من نشنیده باشد..." گفتم: یه خال داری توی ابروت، که زیر موها پنهونه، اونم دوست دارم... ||
_Hero_
  حالا که آمده‌ای از گذشته نپرس در روز آفتابی از برف سنگین شب قبل چه می‌ماند؟   | مژگان عباسلو |
برای اولین بار است در طول زندگی ام می بینم ماه در خانه ام پابرهنه راه می رود!   | / ترجمه:یدالله گودرزی |
خلاصه بگویم حالا هر قفلی می خواهد به درگاه خانه ات باشد عشق پیچیکی است که دیوار نمی شناسد...   | گروس عبدالملکیان | ❤️‍🩹🌱
رازی دارم که حجمش بزرگتر از سینه ام است حتی بزرگتر از تن! سعی می کنم مخفی اش کنم سعی می کنم "تو" را پنهان کنم از این و آن مثل امروز که صدایت از گوش هایم بیرون می ریخت...و نشد دیروز که دست هایت از زیر آستینم... و روز قبل موهایت را پشت یقه، زیر کلاه بارانی ام... رازی دارم و بیش از تو  منم که دارم برملایت می شوم | |
که اگر بنویسم "تو" شعر را به شعر افزوده ام🫀
(( زهرا )) بهانه ای ست که عالم بناشود... || .
فداک ابوک یا فاطمه پدرت به قربان تو ای فاطمه! پیامبر اکرم‌صل‌الله‌علیه میفرمود‌. _ اما پیامبر هیچ حرفی را جز به فرمان خداوند نفرمود و هیچ سخنی را بیهوده نگفت. مادر ما کیست که شخصیت اول اسلام، میخواهد فدای او شود؟! |بحارالانوارج ۲۲.ص ۴۹۲|
هرچه باشد من نمک پرورده ام دل به عشق فاطمه خوش کرده ام!