بسامد'
برای با تو بودن من به هر در میزنم؛ حتی فلسطین میشوم اما؛ به اِشغالم نمیآیی ..
نذرکردمکه اگرسهمِمنازعشقشدی
دوسهرکعتغزلشادبخوانم، هر روز :)
آیا شک داری،
که بخشی از وجود منی؟
من از چشمان تو آتش را دزدیدم
و مهمترین انقلاب ها را رقم زدم،
تو ماهی هستی که در آب حیات من شنا میکنی
تو ماهی هستی که هرشب
از پنجره کلمات من
طلوع میکنی ،
تو بزرگترین فتح در میان فتوحات منی،
تو آخرین وطنی که در آن زاده شدم،
و در آن دفن خواهم شد ...!
|#نزار_قبانی|
من فکر می کردم
سالها باید یکی یکی سپری شوند
تا هر بار آدم
یک سال بزرگ تر شود
اما این طور نیست
این اتفاق یک شبه رخ می دهد
|#هاروکی_موراکامی|
«آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت
زندگیِ من چو جویبار غریبی
در دل این جمعههای ساکتِ متروک
در دل این خانههای خالی دلگیر
آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت…»
|#فروغ_فرخزاد|
مواظب حرفاتون باشید !
بعضی وقتا حرفاتون تا صبح یه نفرو
بیدار نگه میداره ...!
|#دکتر_انوشه|
بی من چگونه ای؟
کسی هم هست که آوارگی اش را
به شانه های پهن تو بسپارد
و بگوید دوستت می دارم؟
من اما روی شانه تو آوار نمی شدم
پرنده می شدم.
و پرنده ای که هر شب
خواب آوازهای بی سر خود را می بیند
دلبستگی اش به صیاد خود
بی قید و شرط و واقعی تر است..!
|#فرنگیس_شنتیا|
اونجاییکه «محموددرویش» میگه :
«چگونهمیشودبهشاخهیشکستهفهماند
کهبادعذرخواهیکردهاست . . ؟»
شایدبهترینتوصیفدربیهودگـیِبسیاریاز عذرخواهـیهاست . .
خورده رقم از شوق تو کوچ پرستوها
طعم لبت شد الگوی محصول کندوها
دیوان شعری که پر از شرح جنون ماست
شد نُقل نَقل شب نشینی های شب بوها
در شعر هایم چال روی گونه ات پر شد
افتاد از رونق پس از این خال هندوها
دست جهان در استعاره خالی است از تو
تصویر چشمت پر شده در دست آهوها
قدرت ندارم چشم بردارم ازین آتش
شاگرد لب های تواند آشوب و جادوها
وقتی که دردم دوری از آغوش گرم توست
سودی نمیبینم در این درمان و داروها
|#حسین_مرادی|
زن و مـرد بایــد به همـدیگـر خوشبیـن
باشند و هرکدام عیب را از خود بداند،
و به دیگـری نسبت ندهنــد! اصلا عیب
دیدن کار خوبی نیست(:🌿
-اسماعیل دولابی