eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
با من از شعر نگو.از خودت حرف بزن.دلتنگِ حرف های معمولی ام.اینکه حالت خوب است؟اینکه سرما نخورده ای؟ اینکه زود برگرد!مواظب خودت باش! دلتنگ همین حرف های معمولی ام ... ||
برای کشتن من دشنه و تفنگ نیاور مرا به‌نام صدا کن، که در جواب بمیرم:))) ||
وتَقلق؟ واللهُ رَبك ورَبُّ كُلّ العَالمينْ! . . . و مضطرب می‌شوی؟ و خدا پروردگار توست و پروردگار تمام جهانیان!
برق نگاهش رفت ، چشمان تری داشت این روز ها بی عشق حال بهتری داشت دیشب میان گریه ها از یاد بردم اردیبهشتی را که در پی آذری داشت من فکر میکردم نخواهد رفت ، هر چند او در سرش انگار فکر دیگری داشت این درد تنها سهم انسان نیست ، شاید از یک کبوتر هم بپرسی ، دلبری داشت شاید گلی پژمرده در گلدان ایوان در انتظار یار ، چشمی بر دری داشت پرسید زاهد : معتقد هستی به محشر؟ گفتم که آری ...چشم های محشری داشت گمراه بسیار است اینجا ، کاش الله در بین مو های تو هم پیغمبری داشت... مغلوب و سرگردان ،کجا باید گریزد؟ شاهی که پیش از جنگ ، روزی کشوری داشت اعدام میشد ... کاش اما فرصتی بود شاید که این بیچاره حرف آخری داشت... -
از بس وقت نماز ھنگام با خدا راز و نیاز حواسم پرت تو بود بہ جای کعبہ ی سنگی تو را کردم با جان و دل با تمام افتخار ھم رکوع و ھم سجود! تا بشکند گردن شیطان حسود! ||
دعا کردم به دیدارم بیاید با رقیب آمد! نگردد "مستجاب الدعوه" مثل من کسی هرگز...!
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدونم نباید خسته شد. .
مرد برای عاشق شدن به یک دقیقه نیاز دارد و برای فراموش کردن به چندین قرن | | کتابِ "در بندر آبیِ چشمانت"
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچهای تجربی:انسانی خیلی راحته انسانی:
شادا بهار که دست مرا گرفته نمی‌دانم به کجا می‌برد شادا من که دست بهار را گرفته به خانه‌ی خود می‌برم ... ||