ای دلبریات دلهرۀ حضرت آدم
پلکی بزن و دلهرهام باش دمادم
پلکی بزن از پلک تو الهام بگیرم
تا کاسۀ تنبور و سه تاری بتراشم
هر ماه ته چاه نشد حضرت یوسف
هر باکرهای هم نشود حضرت مریم
گاهی غزلم! گمشدنِ رخش بهانه است
تهمینه شود همدمِ تنهاییِ رستم
تهمینه شود بسترِ لالاییِ سهراب
تهمینه شود یک غمِ تاریخیِ مبهم
تهمینۀ من ترس من این است نباشد
بابِ دلت این رستمِ بیرخشِ پر از غم
این رستمِ معمولیِ ساده که غریب است
حتا وسطِ ایلِ خودش در وطنش، بم
دلگیرم از این فاصلههایی که زیادند
ناچارم از این مردنِ تدریجیِ کم کم
هر جا بروم شهر پر از چاه و شغاد است
بگذار بمانم... که فدایِ تو بگردم
من نارونِ صاعقهخورده، تو گل سرخ
تو سبز بمان، من بدرک، من به جهنم
|#حامد_عسکری|
"من"
درختی خسته ام
"تو"
از تبار تیشه ای
حاصل پیوند ما
هیزم برای کوره هاست...
|#مهتاب_بهشتی|
پا کشیدن مشکل است از خاکِ دامنگیر عشق
هر که را چون سرو ، این جا پای در گِل ماند ،ماند؛
|#صائب_تبریزی|
بسامد'
بازآ ک در فراق تُ چشم امیدوار چون گوشِ روزه دار بر الله ُاکبر است .
در نمازم چون رسیدم به صراط المستقیم
جان و دل فریاد میزد چشمِ یار است آن صراط . .
- حسین شفیعزادہ
هدایت شده از موقعیتمَهدی|GΛZΛ🇵🇸
کسی که داره براتون یه موضوعی رو توضیح میده و سعی میکنه قانع بشین نه ازت میترسه نه عقده تایید شدن داره...
فقط دوستون داره:))