eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم اکنون که پیدا کرده‌ام، بنشین تماشایت کنم… | |
چشم‌هایش قهوه‌ای بود و به حق فهمیدم؛ که قهوه از سیگار هم اعتیادآورتر است :) | |
به غیر از بوسه کز تکرار رغبت را کند افزون کدامین قند را دیگر مکرر می‌توان خوردن؟ ||
از عاشقی دلتنگ تر؟
و چقدر غم‌‌انگیز است این‌ که آدم بخواهد تمامِ وقت مراقبِ خود باشد تا آنچه را احساس می‌کند به زبان نیاورد . . . | جین وبستر |
همیشه شاعران آواره‌ی شعرند اما من به دنبال توام! وقتی تو باشی شعر می‌آید:) ||
خسته‌ی راهم، غریبم، میزبانم می‌شوی؟ جانم آشوبِ غم است، آرامِ جانم می‌شوی؟ استراحت می‌دهی دلتنگی‌ام را در صدات؟ یک دو ساعت می‌نشینی؟ هم‌ زبانم می‌شوی؟ دست‌هایم خالی و سرمایه‌ام این واژه‌ هاست چند بیتی شعرِ تازه میهمانم می‌شوی؟ آسمانی پرستاره بی تو می‌خواهم چه کار؟ یک ستاره در شبِ بی‌آسمانم می‌شوی؟
اضطراب خاطر از یک سوختن تسکین نیافت آب بر آتش فشاندیم و مکرر سوختیم ||
باز آی، که از جان اثری نیست مرا مدهوشم و از خود خبری نیست مرا خواهم که به جانب تو پرواز کنم اما چه کنم ، بال و پری نیست مرا ||
جان و دل خواهم به قربانت کنم یک نفس می‌ایستی یا می‌روی؟
هدایت شده از [ لاجَرم ]
شب ، همه‌مان همینیم ! تنها، غمگین ، رنجیده و بی‌پناه اما شبیه به هم . هرچند جنس اندوه و طاقتمان فرق می‌کند . .