eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
ما باور کرده ایم که خداوند ما را از بالا می بیند، اما در واقع او از درون می نگرد..! | |
ما می‌رویم و آیا در پی ما یادی از درها خواهد گذشت؟ ما می‌گذریم و آیا غمی بر جای ما در سایه‌ها خواهد نشست؟ ||
دخترا اینجورین که یه لباس رو دوبار نمیپوشن ولی به یه دلقک ۴۸ بار فرصت میدن:)
گله‌ای نیست، من و فاصله‌ها همزادیم گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه برگی از باغچه‌ی شعر بچینم کافی ست فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز که همین شوق مرا، خوبترینم! کافی ست ||
شیطنت‌های من دیوانه را جدی نگیر ؛ پشتِ این لبخندها ، سی‌سال غم دارم‌رفیق ! . . .
_
یک روز می‌رسد که در آغوش گیرمت ؛ هرگز بعید نیست ، خدا را چه دیده‌ای ! . از مَن بعید بود ولے‌ عاشقَت شدم از تو بَعید نیست جَهان عاشقت شود . کنون که غرق ِخیال ِتو شعر میخوانم . ‌تو یاد میکنی از من؟ بعید میدانم !
محبت مانند "شکر" است و آدم‌ها مانند "یک فنجان چای" کم بریزی، احساس کمبود می‌کنند و زیاد بریزی، سیر می‌شوند! باید در محبت کردن به آدم‌ها میانه نگه داری تا نه آن‌ها آسیب ببینند نه تو! قبل از اینکه شکر بریزی، ظرفیت فنجان را بسنج؛ که چای‌های کم شیرین، بی‌میل می‌کنند و چای‌های بیش از اندازه شیرین، حال آدم را به هم می‌زنند. ||