همه شب دست به دامانِ خدا تا سحرم
که خدا از تو خبر دارد و من بیخبرم..
رفتی و هیچ نگفتی که چه در سر داری..
رفتی و هیچ ندیدی که چه آمد به سرم..
گرمیِ طبعم از آن است که دل سوختهام
سرخیِ رویم از این است که خونین جگرم..
کار عشق است نماز من اگر کامل نیست!
آخر آنگاه که در یاد توام در سفرم..
ای که در آیینه هر روز به خود مینگری:
من از آیینه به دیدارِ تو شایسته ترم..
عهد بستم که تحمل کنم این دوری را..
عهد بستم ولی از عهدِ خودم میگذرم..!
-| میلاد عرفانپور . .
بسامد'
دختر ِ چادر سفید ِ سینی ِ چایی به دست ! ای که هرگز در خیالم هم نمی آیی به دست!
یک لحظه تو رفتی به سر بام و بیایی
از دفتر رهبر خبر آمد رمضان است !🌝
و گفت:
«نماز و روزه بزرگ است.
لکن کبر و حسد از دل بیرون کردن بزرگتر است.
که دل جای نظرِ خداوند است.»
- | تذکرة الاولیاء'📖
«اندیشیدن به تو زیبا و امیدبخش است
مثلِ گوش سپردن به زیباترین صدای دنیا
و مثلِ گوشسپردن به زیباترین ترانه.
دیگر امّا امید برای من کافی نیست
دیگر نمیخواهم به ترانه گوش بسپارم
میخواهم خودم نغمه سر بدهم»
- | #ناظم_حکمت '📚
-|anche_nagooftam ..
«کالثلج الاول انت
تسعدنی دون ان تشعر.»
مانند اوّلین برفی
بیآنکه بدانی، خوشحالم میکنی - ☃️ -
-|anche_nagooftam ..