زندگی دقیقاً همون نقطهایه که متوجه میشی هیچکس قرار نیست بیاد و بهت مدالِ «صبورترین آدمِ سال» رو بده.
حقیقت اینه که ما فقط یه مشت غبارِ ستارهای هستیم که یاد گرفتیم چای دم کنیم، پلیلیست بسازیم و لابهلایِ دلتنگیهامون دنبالِ شارژر بگردیم.
زندگیِ واقعی منم توی لکههای چای روی میز، لرزشِ صدا موقع حرف زدن و تصمیمهای اشتباهِ ساعت ۲ نصفشب جریان داره.
تردید همون اسیدیه که ذرهذره آدم رو از تو میخوره. نه میذاره زندگی کنی، نه میذاره بمیری. فقط هست که گند بزنه به ثانیههات. همین
درود بابونه ها
اینجا خیلی وقته به حال خودش رها شده و فعالیتی نداره
در عوض چنلی زدم که پاره هایی از ذهن مشوشم رو اونجا به یادگار میذارم
بسامد'
درود بابونه ها اینجا خیلی وقته به حال خودش رها شده و فعالیتی نداره در عوض چنلی زدم که پاره هایی از ذ
- هِجای آبی"
اینجا؛ به صرف قهوه و کتاب و من.
https://eitaa.com/hejaabi