eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
اکنون زمان آرمیدن بر بال‌های یک دریاست. اکنون دلم تپیدن فرداست. می‌بینمش بر بال‌های سبز دو کبوتر دارد سپید با هاله‌ای به رنگ چشمان. می‌بینمش گاهی بر آب و دستی بر آسمان اکنون دلم تپیدن دریاست.
هدایت شده از هیچ²
من: "@HHEECH"
_گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن گاه می ‌لغزد زبانم، بشنو و باور مکن گفتی آیا در توانت هست از من بگذری؟ گفتم «آری می‌توانم» بشنو و باور مکن
هدایت شده از شل مغز
ی نفر چرا لف داد
در آخرین عکسمان آنقدر مرا دوست داشت که باورم نمی شود رفته‌است . .
دوست داشتن یه نفر اینجوریه که اگه ناراحت باشه و کیلومترها ازت دور باشن با تمام وجودت حسش میکنی :)
ایکه نزدیک تر از جانی و پنهان ز نگه هجر تو خوشترم آید ز وصال دگران...!
میانِ ما چه افتاده؟ شادی را دیگران کشتند، ما چرا انتقام از «خود» می‌گیریم🌱؟
آدم‌ها هم‌دیگر را پیدا می‌کنند. از فاصله‌های خیلی دور، از تهِ نسبت‌های نداشته، انگار جایی نوشته بود که این‌ها باید کنار هم باشند!!
گفتم : چَند دقیقه اینجا بنشین و به من تکیه بده . گفت : کارم از تِکیه گذشته، دلم می‌خواهد تویِ بغلت بمیرم!
هدایت شده از - توھمات!
132K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آن‌کھ‌میگفت‌منم‌بهرتوغمخوارترین .. چھ‌دل‌آزارترین‌شد،چھ‌دل‌آزارترین!
دیرگاهی است که افتاده ام از خویش به دور شاید این عید به دیدار خودم هم بروم :)